واشنگتن، مرکز دنیای دیپلماسی، از سوء هاضمه رنج میبرد. سبک و شخصیت رئیس جمهور ترامپ و دولت او تنها به این چالش میافزاید.
ترور آیت الله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، در روز شنبه، شهر - و همچنین جهان - را غافلگیر کرد. واشنگتن در آخر هفته استراحت میکند. اما تا عصر، صدها نفر از هواداران ضد نظام اسلامی در خیابان اصلی شیک جورج تاون، در یک مایلی کاخ سفید، راهپیمایی میکردند و پرچمهای قدیمی به سبک امپراتوری ایران و همچنین ستاره داوود اسرائیل را تکان میدادند و تلاشهای من برای رفتن به یک شام تولد را مختل میکردند.
تا دوشنبه، واقعیت متفاوتی خود را نشان داد. ایالات متحده و اسرائیل میتوانستند از نظر نظامی پیروز شوند، اما آنها میخواستند به عنوان دولت جدید در ایران چه چیزی را به وجود آورند و چگونه قرار بود به آنجا برسند؟
یک سوال فرعی این بود که این امر چقدر طول میکشد؟ اعتراف به جهل یا فقدان پاسخ خوب به هر سوالی، نقطه قوت یک واشنگتنی نیست. بنابراین بحث شروع به لغزش کرد.
از رئیس جمهور ترامپ نقل شده بود که جنگ میتواند چهار یا پنج هفته طول بکشد. با این حال، وال استریت ژورنال تحلیلی منتشر کرد مبنی بر اینکه ایالات متحده و متحدانش میتوانند ذخایر مهمات ضد موشکی خود را در عرض چند روز تمام کنند، که دلالت بر توقف اجباری قبلی داشت.
و ایران جدید چه شکلی خواهد بود؟ آقای ترامپ گفت که اکثر نامزدهای رهبری اکنون مُرده اند، که نشان میدهد آنها در میان حدود ۴۰ چهره کادر رهبری بودند که کشته شده بودند. به هر حال هیچ یک از آنها دموکرات نبودند، پس چه اتفاقی میافتاد؟
برای افزودن به آشفتگی فزاینده آنچه اتفاق افتاده و آنچه ممکن است رخ دهد، از مارکو روبیو، که نقشهای مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه را با هم ترکیب میکند، نقل شده است که گفته است ایالات متحده به این دلیل به ایران حمله کرد که فهمید اسرائیل به هر حال قصد حمله دارد.
این سوال که چرا شریک بزرگتر در این رابطه در آن زمان اقدام کرد، تنها تا حدی فروکش کرد، زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در مصاحبهای با فاکس نیوز، رهبری رئیس جمهور ترامپ را به خاطر «اقدام سریع و قاطع» او ستود.
اما نتانیاهو در ادامه گفت که خواهان یک دولت منتخب دموکراتیک در ایران است، که به نظر میرسد با معیار پایینتر ترامپ در تضاد است.
در چند روز آینده باید اولویتبندی اتمام وظایف نظامی را شاهد باشیم. سایر موارد احتمالی دستور کار، اطمینان از برقراری مجدد عرضه نفت به جهان و همچنین ترافیک هوایی و سرکوب اقدامات ضد آمریکایی خواهد بود.
روز دوشنبه شاهد تظاهرات زشتی در منطقه در خارج از اماکن دیپلماتیک ایالات متحده و حتی حمله پهپادی به سفارت ایالات متحده در ریاض بودیم.
با وجود موفقیتها در برابر موشکها و پدافند هوایی ایران، زرادخانه تهران به طور کامل تخلیه نشده است. و برخی از موشکهای آن به طرز شگفتآوری دقیق هستند، طبق گزارشها تا فاصله ۲۰ یا حتی ۱۰ یارد. این یک ساختمان است نه یک بلوک، یا حتی یک تأسیسات گازی دریایی که اسرائیل در شرق مدیترانه از آن استفاده میکند. از نظر آماری، احتمال عبور موشک وجود دارد.
شایان ذکر است که حمله موشکی ایران در روز یکشنبه که به شهر بیت شمش اسرائیل، در غرب اورشلیم، برخورد کرد، شایان ذکر است. نه نفر کشته شدند و چندین ساختمان، از جمله یک پناهگاه حمله هوایی و کنیسه، ویران شد.
در گزارش ذکر نشده بود که بیت شمش در مجاورت پایگاه هوایی سدوت میخا اسرائیل قرار دارد. این تأسیسات مخفی، که در هکتارها جنگل گسترده شده است، جایی است که اسرائیل موشکهای جریکو با کلاهک هستهای خود را که قادر به هدف قرار دادن ایران هستند، نصب کرده است.
اگرچه مفسران واشنگتن احتمالاً از این جزئیات - که نه مقامات اسرائیلی و نه مقامات آمریکایی دوست ندارند در مورد آن صحبت کنند - آگاه نیستند، اما این موضوع برای بوروکراتها دردسرساز است.
بحران کنونی نه تنها در مورد خلاص شدن از شر یک رژیم دردسرسازِ تقریباً هستهای و مسلح به موشک در تهران است، بلکه در مورد جلوگیری از یک حمله هستهای احتمالی نیز میباشد.