نظم جهانی باثبات یک چیز نادر است. هنگامی که چنین نظمی پدیدار میشود، معمولاً پس از یک تشنج بزرگ است که هم شرایط و هم تمایل به چیزی جدید را ایجاد میکند. این نیازمند توزیع پایدار قدرت و پذیرش گسترده قواعد حاکم بر روابط بینالملل است. همچنین به کشورداری ماهرانه نیاز دارد، زیرا یک نظم ساخته میشود، زاده نمیشود. و مهم نیست که شرایط اولیه چقدر مساعد باشد یا تمایل اولیه چقدر قوی باشد، حفظ آن نیازمند دیپلماسی خلاق، نهادهای کارآمد و اقدامات مؤثر برای تطبیق آن در صورت تغییر شرایط و تقویت آن در هنگام بروز چالشها است. در نهایت، به ناچار، حتی بهترین نظم مدیریت شده نیز به پایان میرسد. توازن قدرتی که اساس آن است، نامتوازن میشود. نهادهای حامی آن، در تطبیق با شرایط جدید شکست میخورند. برخی کشورها سقوط میکنند و برخی دیگر اوج میگیرند، که نتیجه تغییر ظرفیتها، ارادههای سست و جاهطلبیهای فزاینده است. اما اگر پایان هر نظمی اجتنابناپذیر باشد، زمان و نحوه پایان آن اجتنابناپذیر نیست. همچنین آنچه در پی آن میآید نیز اجتنابناپذیر نیست. نظمها تمایل دارند که در یک زوال طولانیمدت به پایان برسند تا یک فروپاشی ناگهانی. و همانطور که حفظ نظم به کشورداری مؤثر و اقدامات مؤثر بستگی دارد، سیاست خوب و دیپلماسی فعال میتواند به تعیین نحوه گسترش این زوال و آنچه به همراه میآورد کمک کند. با این حال برای تحقق این امر، چیز دیگری باید ابتدا اتفاق بیفتد: به رسمیت شناختن اینکه نظم کهنه هرگز باز نخواهد گشت و تلاشها برای احیای آن بیهوده خواهد بود. همانند هر پایانی، پذیرش باید قبل از حرکت به جلو صورت گیرد. در جستجوی شباهتها با دنیای امروز، محققان و متخصصان تا دوردستها مانند یونان باستان، جایی که ظهور قدرتی جدید منجر به جنگ بین آتن و اسپارت شد، و دوره پس از جنگ جهانی اول، زمانی که ایالات متحده…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.