از یک نظر، عدم حضور پاتریارک کریل مسکو، رئیس کلیسای ارتدکس روسیه، در مراسم تشییع جنازه پاپ فرانسیس، چیز غیرعادیای نبود. به هر حال، اکثر روسای کلیساهای ارتدکس جهان غایب بودند. با این حال، رابطه بین کریل و فرانسیس رابطهای عادی نبود. دیدار آنها در سال ۲۰۱۶ در کوبا اولین ملاقات بین یک پاپ و یک رئیس کلیسای ارتدکس روسیه بود. در آن زمان، بسیاری انتظار داشتند که این دیدار منجر به از سرگیری روابط روسیه و واتیکان یا حتی روابط کلیسای کاتولیک و ارتدکس شود. اما این اتفاق نیفتاد. به نظر نمیرسد که اکنون - هر کسی که به عنوان جانشین فرانسیس انتخاب شود - چنین چیزی در برنامه باشد.
این واقعیت که از زمان مرگ پاپ ژان پل دوم در سال ۲۰۰۵، پاپ از اکثر کشورهای پس از فروپاشی شوروی بازدید نکرده است، نمادی از درگیری بین کلیسای ارتدکس روسیه و کلیسای کاتولیک است که در دهههای اخیر شدت آن در نوسان بوده است. علیرغم تلاشهای فراوان واتیکان، کلیسای کاتولیک روسیه تمام تلاشها برای سازماندهی چنین بازدیدهایی را مسدود کرده است - حتی با وجود اینکه جوامع کاتولیک بزرگی در کشورهایی مانند اوکراین و بلاروس وجود دارند.
دلایل متعددی برای این تنش وجود دارد. اولاً، کلیسای کاتولیک روسیه از احیای کلیسای کاتولیک یونان در اوکراین - که توسط استالین ممنوع شده بود اما در سال ۱۹۸۹ در زمان میخائیل گورباچف، رهبر شوروی، دوباره قانونی شد - رنجیده خاطر شده است و از تصاحب مجدد املاک کلیسا که توسط اسقفنشین مسکو کنترل میشد، به عنوان آزار و اذیت مذهبی انتقاد میکند. ثانیاً، کلیسای کاتولیک روسیه از ایجاد چهار اسقفنشین کاتولیک در روسیه و آنچه که آن را فعالیت مبلغان کاتولیک در خاک خود میداند، خشمگین بود. در نهایت، به طور سنتی یک جناح قوی ضد وحدتگرایی در کلیسای کاتولیک روسیه وجود داشته است و رهبری کلیسا همچنان نسبت به بهبود روابط با واتیکان محتاط است.
هنگامی که کریل در سال ۲۰۰۹ به عنوان پاتریارک انتخاب شد، در برخی از بخشهای کلیسای کاتولیک روسیه امیدهایی برای ایجاد روابط حسنه بین پاتریارک جدید و پاپ بندیکت شانزدهم که چهار سال قبل انتخاب شده بود، وجود داشت. دوران تصدی این دو نفر شاهد ظهور یک «اتحاد محافظهکارانه» مطرح بر اساس مبارزه مشترک علیه ایدههایی مانند سکولاریسم، فمینیسم و برابری جنسیتی بود. با این حال، این اتحاد با انتخاب فرانسیس که علاقه خاصی به روسیه نداشت و از شمول، صلح و گفتگو سخن میگفت، به پایان رسید.
اعتقاد فرانسیس به گفتگو بود که منجر به دیدار سال ۲۰۱۶ با کریل در زمینی بیطرف در کوبا شد. با این حال، نتیجه اصلی این دیدار صرفاً واقعیت برگزاری آن - و عکسهای پاپ و پدرسالار در کنار هم - بود.
با گذشت زمان، اختلافات در لفاظی بین فرانسیس و کریل تنها عمیقتر شد. به عنوان مثال، در حالی که فرانسیس اجازه داد زوجهای همجنسگرا متبرک شوند، کریل کشیشهای کلیسای ارتدکس روسیه را از غسل تعمید کودکان متولد شده از مادران جایگزین منع کرد و گفت که احتمال برگزاری رژههای غرور همجنسگرایان در شرق اوکراین یکی از دلایل تهاجم تمام عیار روسیه است. در تماس تلفنی با کریل در ماه مه ۲۰۲۲، همزمان با شدت گرفتن نبردها در اوکراین، فرانسیس گفت که از همتای خود خواسته است از تبدیل شدن به «پسر محراب پوتین» خودداری کند.
این به آن معنا نیست که فرانسیس حامی بیچون و چرای کیف بود. او به عنوان یک شهروند آرژانتینی، از جنوب جهان آمده بود و با ضد آمریکایی بودن و ضد غربی بودن همدل بود. در سه سال جنگ، لفاظیهای او کاملاً با غرب یا روسیه همسو نبود. او سعی کرد مسیر متفاوتی را ترسیم کند و پلهایی بسازد - اما شکست خورد.
در سال اول جنگ، فرانسیس بیش از صد بیانیه در تقبیح خشونت صادر کرد و خواستار کمک به قربانیان شد. او پرچم اوکراین را که از بوچا، جایی که نیروهای روسی مرتکب جنایات شده بودند، آورده شده بود، بوسید و ماریوپول را که پس از ماهها جنگ ویرانگر و هزاران کشته توسط روسیه تصرف شد، «شهر شهید» نامید. با این حال، او در برابر تلاشها برای برچسب زدن یک طرف «خوب» مقاومت کرد و گفت که اوکراینیها قربانی منافع ژئوپلیتیکی و صنعت تسلیحات هستند. این امر باعث خشم برخی از اوکراینیها شد زیرا به نظر میرسید که بازتاب تبلیغات روسیه است.
برخلاف کلیسای ارتدکس روسیه، واتیکان جنگ را در چارچوب هویت جهانی خود - که اصل بیطرفی را دیکته میکرد - درک میکرد. و به این ترتیب بود که واتیکان به دنبال اجرای دیپلماسی زمان جنگ خود بود و به بازگشت زندانیان، به ویژه کودکان، به خانه کمک میکرد. این امر مسکو را عصبانی نکرد، زیرا مقامات روسی همچنان با نمایندگان واتیکان ملاقات میکردند. و کیف اذعان کرده است که میانجیگری واتیکان بسیاری از کودکان اوکراینی را نجات داده است.
همه این بدان معناست که - حداقل روی کاغذ - رابطه رسمی بین روسیه و واتیکان، مانند رابطه بین کلیسای ارتدکس روسیه و کلیسای کاتولیک به طور کلی، در طول جنگ بدتر نشده است. به عنوان مثال، پائولو پتزی، اسقف اعظم متروپولیتن اسقفنشین مادر خدا در مسکو، هنوز توسط پاتریارک دعوت میشود تا در تمام مراسم اصلی در کلیسای جامع مسیح منجی مسکو شرکت کند.
با این وجود، مراسم تشییع جنازه فرانسیس سرشار از نمادگرایی بود: در بحبوحه مذاکرات در مورد پایان جنگ در اوکراین، رهبران جهان در رم جمع شدند، به مراسم تشییع جنازه گوش دادند، "بوسههای صلح" رد و بدل کردند و در مذاکرات خودجوش شرکت کردند. روسیه در هیچ کجا دیده نشد.
وقتی صحبت از این میشود که آیا پاپ جدید قادر به بهبود روابط با مسکو خواهد بود یا خیر، خیلی چیزها به این بستگی دارد که آیا او اهل اروپا است یا جنوب جهان. اعتقادات ایدئولوژیک نیز مهم خواهد بود. اگر او به جناح سنتگراتر کلیسا نزدیک باشد، احتمالاً کلیسای ارتدکس کاتولیک به پیشنهاد خود برای اتحاد محافظهکارانه که از زمان پاپی بندیکت شانزدهم در حال خاک خوردن است، باز خواهد گشت. با این حال، اگر پاپ جدید تمایل بیشتری به حمایت از اروپا داشته باشد، باید تلاشهای خود را برای گفتگو با کلیسای ارتدکس کاتولیک متوقف کند - و این مستلزم آن است که واتیکان موضع خود را در مورد بسیاری از مسائل دیگر، از جمله رابطهاش با سایر کلیساهای ارتدکس، دوباره ارزیابی کند.
این احتمال وجود دارد که پاپ جدید تلاشهای فعلی واتیکان برای بیطرفی را ادامه دهد. این به معنای آن است که بر کارهای بشردوستانه در اوکراین، از جمله کمک به پناهندگان و زندانیان در حال بازگشت، تمرکز خواهد کرد و در عین حال روابط خود را با کلیسای کاتولیک حفظ خواهد کرد.
در هر صورت، رابطه بین کلیسای کاتولیک و کلیسای کاتولیک با وقایع اوکراین تعریف خواهد شد. اگر جنگ پایان یابد، دو کلیسا باید تصمیم بگیرند که چگونه در فرآیند آشتی شرکت کنند. در هر صورت، بسیار بعید است که کلیسای کاتولیک با کلیساهای اروپایی همکاری نزدیکی داشته باشد. پاپ فرانسیس نشان داد که تفاوتها در زبان، بلاغت و رویکرد بسیار زیاد است.