پس از انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳، گرجستان یکی از قابل اعتمادترین شرکای استراتژیک ایالات متحده در منطقه دریای سیاه بود. تعهد این کشور به ادغام یورو-آتلانتیک، کمکهای قابل توجه به ماموریتهای تحت رهبری ایالات متحده در عراق و افغانستان، همکاری در مبارزه با تروریسم و ترانزیت انرژی، گرجستان را در مرکز استراتژی منطقهای واشنگتن قرار داد. این اتحاد به همکاری در امور امنیتی حساس مرتبط با ایران، از جمله از طریق اشتراکگذاری اطلاعات و پشتیبانی از اجرای قانون، گسترش یافت.
با این حال، امروز، گرجستان در جهت متفاوتی حرکت میکند. دولت به رهبری حزب رویای گرجستان، اقتدارگراتر شده و در عین حال با دشمنان ایالات متحده - به ویژه روسیه و جمهوری اسلامی ایران - همسوتر شده است. این تغییر در دسامبر ۲۰۲۴ به اوج خود رسید، زمانی که ایالات متحده منشور مشارکت استراتژیک ایالات متحده و گرجستان را به حالت تعلیق درآورد و بیدزینا ایوانیشویلی، بنیانگذار رویای گرجستان را تحریم کرد. در عین حال، نفوذ سیاسی، مذهبی، اقتصادی و فرهنگی ایران در گرجستان به شدت افزایش یافته و اکنون به صورت سیستماتیک و عمیق در بخشهایی از جامعه گرجستان ریشه دوانده است.
این گزارش، نفوذ رو به گسترش ایران در گرجستان را مستند میکند و نشان میدهد که تفلیس نفوذ ایران را تسهیل میکند و در عین حال به تهران اجازه میدهد شبکه گستردهای از زیرساختهای نفوذ را ایجاد کند. این فعالیت مستقیماً منافع امنیت ملی ایالات متحده در قفقاز جنوبی را تهدید میکند، نفوذ غرب را تضعیف میکند و کشوری را تقویت میکند که متعهد به صدور ایدئولوژی انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ است.
یک تغییر جهت استراتژیک به سمت تهران
چرخش گرجستان به سمت ایران در بالاترین سطوح دولت قابل مشاهده بوده است. ایراکلی کوباخیدزه، نخست وزیر گرجستان، در سال ۲۰۲۴ دو بار به ایران سفر کرد - یک بار برای مراسم تشییع جنازه ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور سابق، در کنار رهبران حماس و حزب الله، و بعداً برای مراسم تحلیف رئیس جمهور مسعود پزشکیان. در سال ۲۰۲۵، معاون وزیر امور خارجه گرجستان با بازدید از سفارت ایران و امضای دفتر تسلیتی که به یاد کشته شدگان حملات آمریکا و اسرائیل بود، همبستگی خود را با تهران نشان داد.
این تصمیمات منعکس کننده یک الگوی گستردهتر است. گرجستان به هواپیماهای استراتژیک روسی اجازه میدهد تا از حریم هوایی آن در مسیر ایران عبور کنند، حتی اگر روسیه ۲۰ درصد از خاک گرجستان را اشغال کرده باشد. تحلیلگران معتقدند که این پروازها تدارکاتی را حمل کردهاند که در دورههای ناآرامی داخلی، ایران را تقویت کرده است. در همین حال، تفلیس به تهران اجازه داده است تا حضور خود را در بخشهای مذهبی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای گرجستان گسترش دهد.
همسویی فزاینده گرجستان و ایران مستقیماً سیاست ایالات متحده در منطقه را تضعیف میکند. تفلیس با گسست از جهتگیری غربی خود، موقعیت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را در منطقه دریای سیاه تضعیف میکند، یک پلتفرم استراتژیک جدید برای ایران در اوراسیا فراهم میکند و تلاشهای ایالات متحده برای برقراری صلح بین ارمنستان و آذربایجان را پیچیده میکند.
زیرساختهای نفوذ ایران در گرجستان
نفوذ جمهوری اسلامی در گرجستان عمدی، سازمانیافته و جامع است. این نفوذ به ویژه بر اقلیت شیعه آذربایجانی این کشور که عمدتاً در منطقه کومو کارتلی زندگی میکنند، متمرکز است. ایران مدتهاست که این جامعه را به عنوان یک هدف استراتژیک میبیند و از مکانیسمهای زیر برای تأثیرگذاری بر آنها استفاده میکند:
مؤسسات مذهبی و آموزشی، مانند شعب مجمع جهانی اهل بیت و دانشگاه بینالمللی المصطفی که توسط ایالات متحده تحریم شده است، آشکارا در گرجستان فعالیت میکنند و دکترین مذهبی همسو با تهران را ترویج میدهند. آنها همچنین شبکههای روحانی وفادار را پرورش میدهند و آموزشهای ایدئولوژیک را در قالب آموزش مذهبی ارائه میدهند.
مدارس و شبکههای بسیج جوانان، نسل بعدی رهبران شیعه گرجستان را پرورش میدهند، وفاداری به الهیات سیاسی ایران را تقویت میکنند و روایتهای ضد آمریکایی را عادیسازی میکنند.
در طول زیارتها، شیعیان گرجستان برای مراسم اربعین از طریق ایران و عراق حرکت میکنند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از این سفرها برای جذب نیرو، شستشوی مغزی و شناسایی اطلاعات استفاده میکند.
بنیادهای خیریه مرتبط با ایران نه تنها رفاه اجتماعی را فراهم میکنند، بلکه به ایران در افزایش نفوذ، انتقال منابع و گسترش قدرت نرم خود نیز کمک میکنند.
رسانههای طرفدار ایران روایتهای تهران را تقویت میکنند، رهبران آن را بزرگ جلوه میدهند و به طور سیستماتیک پیامهای ضد غربی را به جمعیت آذری زبان گرجستان ترویج میدهند.
ایران از طریق نفوذ اقتصادی و شبکههای دور زدن تحریمها، در تلاش است تا گرجستان را به یک مرکز دور زدن تحریمها تبدیل کند. این تلاشها شامل افزایش ثبت شرکتهای وابسته به ایران در گرجستان و افزایش شدید واردات ایران طی سه سال اخیر است.
نهادهای دولتی گرجستان - مانند آژانس دولتی امور مذهبی - بیسروصدا گسترش این زیرساختها را میپذیرند و در بسیاری از موارد با ایران همکاری میکنند. به عنوان مثال، گرجستان در حالی که مستقیماً با شبکههای طرفدار ایران در این کشور در تعامل بودند، پذیرای چهرههای ارشد ایران، از جمله آیتالله رضا رمضانی از مجمع جهانی اهل بیت، بوده است.
بعد ایدئولوژیک: صدور انقلاب
فعالیتهای ایران در گرجستان بخشی از تلاشهای آن برای صدور انقلاب ۱۹۷۹ است، همانطور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده است. تهران دهههاست که از شبکههای روحانی، برنامههای آموزشی، خیریهها، ساختارهای زیارتی و رسانههای همسو برای ایجاد اکوسیستمهای ایدئولوژیک در سراسر خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین استفاده کرده است. تهران اکنون در حال ادغام گرجستان در این سیستم است.
رویدادهایی که زمانی در گرجستان غیرقابل تصور بودند - مانند تجمعاتی که تصاویر آیتالله علی خامنهای و حسن نصرالله، رهبر حزبالله، یا بزرگداشتهای عمومی قاسم سلیمانی، فرمانده فقید سپاه پاسداران - اکنون آشکارا برگزار میشوند. اعضای شبکههای جوانان تیشرتهایی با تصویر رهبران تروریست میپوشند. دستههای مذهبی تاسوعا در مارنئولی، بنرهای صریح ضد آمریکایی را حمل میکردند که به رئیس جمهور آمریکا حمله میکردند.
این کمپین صرفاً یک تبلیغ مذهبی نیست. بلکه یک القای سیاسی است. و از آنجا که گرجستان یک کریدور ترانزیتی استراتژیک بین اروپا، ترکیه، ایران و حوزه دریای خزر را در اختیار دارد، خطرات آن بسیار فراتر از مرزهای آن است.
تهدیدی برای ایالات متحده و متحدانش
و حضور فزاینده ایران در این کشور، منافع ایالات متحده را از طریق موارد زیر بیشتر تضعیف میکند:
تقویت توانایی تهران برای اعمال قدرت در منطقه قفقاز جنوبی و دریای سیاه
تضعیف عمق استراتژیک ایالات متحده و ناتو در اوراسیا
امکان فرار احتمالی ایران از تحریمها، جریانهای مالی و لجستیک پنهان
عادیسازی ایدئولوژی ضد آمریکایی در میان جمعیت کلیدی منطقه
ایجاد زمینه مساعد برای استخدام نیروهای اطلاعاتی و بسیج شبهنظامی
تهدید منافع امنیت انرژی ایالات متحده با قرار دادن نفوذ ایران در نزدیکی مسیرهای اصلی خط لوله
علاوه بر این، گرایش گرجستان به سمت ایران بخشی از یک تغییر جهت ژئوپلیتیکی گستردهتر است که شامل روابط نزدیکتر با مسکو میشود. این تغییر همچنین نهادهای دموکراتیک را تضعیف میکند، فشار قانونی بر سازمانها و رسانههای غیردولتی طرفدار غرب وارد میکند و مشارکتهای سنتی غرب را از بین میبرد.
سیاستگذاران در غرب متوجه گسترش شبکههای مرتبط با ایران در گرجستان، که زمانی متحد سرسخت ایالات متحده بود، نشدهاند. بنابراین تهران میتواند نفوذ خود را با بررسی یا مقاومت محدود تثبیت کند و غرب برای معکوس کردن این روند با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد.
نتیجهگیری
گرجستان زمانی شریک نمونه ایالات متحده در منطقه دریای سیاه بود: تفلیس دموکراتیک، طرفدار غرب و در امور امنیتی، به ویژه در رابطه با ایران، همکاری میکرد. اما اکنون روابط ایالات متحده و گرجستان در پایینترین نقطه خود در دهههای اخیر قرار دارد.
نفوذ رو به رشد ایران در گرجستان این تغییر را رقم زده است. تهران زیرساختهای نفوذ پیچیدهای ایجاد کرده است که شستشوی مغزی مذهبی، همسویی سیاسی، گسترش فرهنگی، نفوذ اقتصادی و تبلیغات رسانهای را با هم ادغام میکند. این کمپین به ایران کمک میکند تا انقلاب اسلامی را صادر کند و نفوذ ایالات متحده را در سراسر اوراسیا تضعیف کند.
اگر به این موضوع پرداخته نشود، نفوذ ایران در گرجستان، اهرم غرب را عمیقتر و فرسودهتر خواهد کرد، دشمنان ایالات متحده را توانمندتر خواهد ساخت و خطر گسترش بیثباتی ناشی از ایران را در سراسر قفقاز جنوبی افزایش خواهد داد. بنابراین، سیاستگذاران ایالات متحده باید چرخش گرجستان به سمت ایران را به عنوان یک چالش استراتژیک فوری و نه یک نگرانی فرعی در نظر بگیرند.