برکناری بشار اسد نقطه عطفی حیاتی در تاریخ سوریه است و به یکی از پایدارترین رژیمهای جهان پایان میدهد. مردم سوریه نه تنها بیش از پنج دهه حکومت سلسلهای را تحمل کردهاند، بلکه چهارده سال آخر حکومت اسد نیز با یکی از بدترین جنگهای داخلی و فجایع انسانی قرن بیست و یکم همراه بود. با تبعید اسد، جانشینان او در دولت موقت – که عمدتاً رهبران گروه شورشی اسلامگرای هیئت تحریر الشام هستند که اکنون منحل شده است – با چالشهای بسیاری در بازسازی نظام سیاسی، اقتصاد و جامعه سوریه روبرو هستند. یکی از چالشهای اصلی، امنیت و مشارکت سیاسی گروههای اقلیت سوریه است. سوریه جامعهای فوقالعاده متکثر است که میزبان عربزبانهای شامی و نجدی، کردهای بومی، پناهندگان فلسطینی و بسیاری از اقلیتهای مذهبی از جمله فرقهها و انشعابات مختلف شیعه و همچنین مسیحیان ارتدوکس شرقی و ارتدوکس شرقی است. هر یک از این گروهها اکنون با چالشهای خاصی روبرو هستند، و توجه زیادی به چشمانداز خلع سلاح و خودمختاری منطقهای در کردستان سوریه معطوف شده است. شاید هیچ اقلیت سوری به اندازه علویها، یک فرقه اسلامی-قومی مذهبی که از سال ۱۹۶۳، یعنی سالی که کمیتهای از افسران ارتش بعثی از جمله حافظ اسد – که خود یک علوی بود – کودتایی را آغاز کردند، بدنامی کسب نکرده باشد. علویها حدود ۱۰ درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدهند، سنیها ۷۰ تا ۷۵ درصد، کردها حدود ۱۰ درصد و مسیحیان حدود ۱۰ درصد. به ویژه پس از کودتای جنبش اصلاحی حافظ (درون بعثی) در سال ۱۹۷۰، علویها در ارگانهای کلیدی دولت، حزب بعث و ارتش بیش از حد نمایندگی داشتند. سلسله اسد به طور گستردهای به عنوان حکومتی که توسط علویها حمایت میشود و به نفع آنها حکومت میکند، تلقی میشد، تصوری که باید به طور جدی تعدیل شود. با این حال، هم رژیم و هم مخالفان این برداشتها را…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.