پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۸

شبکه متحدان ایران در منطقه، دفاع رو به جلو در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

جنگ بین ایالات متحده و اسرائیل و ایران، مهمترین نقطه عطف تاریخ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی است. برای دهه‌ها تنش بین واشنگتن، تل‌آویو و تهران در سراسر خاورمیانه از طریق درگیری‌های نیابتی، رویارویی غیرمستقیم و استراتژی‌های امنیتی رقابتی ادامه داشته است.

امروزه، به لطف حملات ایالات متحده و اسرائیل که در ۲۸ فوریه آغاز شد و تلافی ایران، آن رقابت طولانی مدت به جنگ آشکار تبدیل شده، کشورهای عربی را درگیر کرده و جمهوری اسلامی را در معرض خطری بزرگتر از همیشه قرار داده است. واشنگتن قصد دارد برنامه هسته‌ای ایران را تضعیف کند، قابلیت‌های موشکی و نظامی آن را تضعیف کند و شبکه گروه‌های مسلحی را که تهران در سراسر منطقه پرورش داده است، عقب براند. رهبری اسرائیل جاه‌طلبی‌های گسترده‌تری را ابراز کرده است و برخی از مقامات آشکارا استدلال می‌کنند که فشار نظامی مداوم می‌تواند ایران را تضعیف کند. با این حال، پیامدهای این جنگ بسیار فراتر از این اهداف فوری است.

این جنگ محدودیت‌های استراتژی دیرینه ایران مبنی بر «دفاع رو به جلو» را آشکار کرده است. بدتر از آن، این استراتژی به طور قابل توجهی در وضعیت فعلی ایران نقش داشته است. آنقدر که، بسته به نتیجه درگیری فعلی، تهران ممکن است نیاز به بازنگری اساسی در رویکرد امنیتی خود داشته باشد که بیش از چهار دهه آن را اصلاح، گسترش و سرمایه‌گذاری کرده است.

از دهه ۱۹۸۰، رهبران ایران سعی کرده‌اند با پرورش شرکای مسلح در کشورهای عربی شکننده و متفرق، تهدیدها را از مرزهای خود دور کنند. ایران از طریق حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان در عراق و سوریه، گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی در غزه و حوثی‌ها در یمن، شبکه‌ای بی‌ثبات‌کننده ایجاد کرده که به آن اجازه می‌دهد نفوذ خود را اعمال کند و در عین حال از درگیری مسلحانه مستقیم با اسرائیل و آمریکا اجتناب کند.

به هر حال، این جنگ چه از طریق براندازی یا مذاکره پایان یابد، مطمئناً ایران را ضعیف‌تر و بسیار کمتر قادر به حفظ آن سطح از نفوذ منطقه‌ای خواهد کرد. کارزار اسرائیل از زمان حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ضربات جدی به بسیاری از گروه‌هایی که ستون فقرات استراتژی منطقه‌ای ایران را تشکیل می‌دادند، وارد کرده است. حماس متحمل خسارات بزرگی شده است. حزب‌الله و حوثی‌ها با فشار نظامی مداوم روبرو هستند و سقوط بشار اسد در سوریه، «محور مقاومت» گسترده‌تر را به حالت دفاعی سوق داده است. بسیاری از این بازیگران اکنون بر بقا تمرکز دارند.

شبکه‌هایی که تهران ساخته است، به ویژه از آنجا که محلی هستند، از بین نخواهند رفت. با این حال، هزینه‌های نظامی، مالی و سیاسی این درگیری، همراه با تلاش‌های مداوم اسرائیل برای عقب راندن این گروه‌ها، توانایی ایران را برای حمایت و هماهنگی آنها در همان مقیاس محدود خواهد کرد. استراتژی طراحی شده برای دور نگه داشتن جنگ از مرزهای ایران، یک بومرنگ استراتژیک ایجاد کرده و جمهوری اسلامی را به همان رویارویی کشانده است که دهه‌ها سعی در اجتناب از آن داشت.

ترومای سال ۱۹۷۹
برای درک چگونگی ساخت این سیستم توسط ایران، باید به ترومای شکل‌دهنده‌ای که جهان‌بینی جمهوری اسلامی را شکل داده، بازگشت. تنها یک سال پس از انقلاب ۱۹۷۹ که سلطنت محمدرضا شاه پهلوی را سرنگون کرد، صدام به ایران حمله و یک جنگ هشت ساله ویرانگر را آغاز کرد. در طول جنگ، ایران خود را تا حد زیادی منزوی یافت، زیرا چندین کشور عربی از بغداد حمایت مالی می‌کردند، در حالی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به سمت عراق متمایل بودند. رهبران ایران درس روشنی از جنگ گرفتند - اینکه این کشور می‌تواند در آینده دوباره با یک درگیری بزرگ با حمایت خارجی اندک روبرو شود.

از آن تجربه، چیزی پدیدار شد که مقامات ایرانی بعدها آن را دفاع رو به جلو توصیف کردند. اصل آن ساده بود. ایران با تهدیدات فراتر از مرزهای خود مقابله می‌کرد تا جنگ‌ها در خاک ایران رخ ندهند. به جای تکیه کامل بر قدرت نظامی متعارف که تهران به دلیل تحریم‌ها نمی‌توانست به آن دسترسی داشته باشد، سرمایه‌گذاری زیادی در ابزارهای نامتقارن بازدارندگی مانند برنامه‌های موشکی، جنگ غیرمتعارف و از همه مهم‌تر شبکه‌ای از جنبش‌های مقاومت مسلح متحد انجام داد.

اولین و موفق‌ترین نمونه این استراتژی در لبنان ظاهر شد. در سال ۱۹۸۲ اسرائیل به این کشور حمله کرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در دره بقاع مستقر شد و در آنجا به سازماندهی آنچه بعدها حزب‌الله شد، کمک کرد. این نیرو به یک نیروی سیاسی و نظامی قدرتمند تبدیل شد که بسیج شیعیان لبنان را با ایدئولوژی انقلابی ایران ترکیب کرد.

برای تهران، حزب‌الله هم بازدارندگی در برابر اسرائیل را فراهم می‌کرد و هم نشان می‌داد که ایران می‌تواند به طور غیرمستقیم نفوذ خود را اعمال کند. توانایی این گروه در به چالش کشیدن نظامی اسرائیل در طول جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶، اعتماد ایران را به مدل خود تقویت کرد.

در طول دهه‌های بعد، ایران این رویکرد را در سراسر خاورمیانه گسترش داد. حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، صدام حسین را سرنگون کرد و دولت عراق را از هم پاشید که راه را برای نفوذ عمیق‌تر ایران در بغداد باز کرد. تهران روابط نزدیکی با احزاب سیاسی و شبه‌نظامیان شیعه برقرار کرد. همچنین روابط پایداری با گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی، به‌ویژه جهاد اسلامی فلسطین و گاهی حماس، برقرار کرد.

این ارتباطات هم در خدمت اهداف ایدئولوژیک و هم در خدمت اهداف استراتژیک بودند. آنها روایت ایران از مقاومت در برابر اسرائیل را تقویت کردند و در عین حال به تهران اجازه دادند تا به عنوان یک بازیگر مهم در درگیری اسرائیل و فلسطین باقی بماند.

محور مقاومت
جنگ داخلی سوریه عرصه دیگری را برای مداخله ایران ایجاد کرد. هنگامی که اعتراضات علیه بشار اسد در سال ۲۰۱۱ به یک قیام سراسری تبدیل شد، تهران به سرعت برای حمایت از متحد دیرینه خود اقدام کرد. مشاوران، بودجه و جنگجویان ایرانی که از شبه‌نظامیان متحد در سراسر منطقه جذب شده بودند، به تثبیت دولت سوریه کمک کردند تا اینکه روسیه در سال ۲۰۱۵ مداخله نظامی کرد و تعادل جنگ را تغییر داد.

ایران همچنین با جنبش حوثی‌ها در یمن رابطه برقرار کرد که نشان‌دهنده امتداد دیگری از دفاع رو به جلو بود. آموزش، فناوری موشکی و کمک‌های مالی ایران، حوثی‌ها را پس از تصرف صنعا، پایتخت یمن، در سال ۲۰۱۴ تقویت کرد و توانایی آنها را برای حمله به اهدافی در داخل عربستان سعودی و تهدید کشتیرانی در دریای سرخ بهبود بخشید.

تا اواسط دهه گذشته، مقامات ایرانی آشکارا به نفوذ تهران در چهار پایتخت عربی: بغداد، دمشق، بیروت و صنعا، مباهات می‌کردند. محور مقاومت به عنوان سیستمی دیده می‌شد که به ایران اجازه می‌داد اسرائیل را با چندین جبهه محاصره کند و دامنه سیاسی خود را در سراسر منطقه گسترش دهد.

از دیدگاه تهران، این استراتژی یک هدف دفاعی را دنبال می‌کرد. ایران با شبکه‌ای متراکم از پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس، نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ و یک ارتش قدرتمند اسرائیل با مزایای فناوری عمده روبرو بود. ایران با همکاری با بازیگران غیردولتی می‌توانست بدون جنگ دولت با دولت، دشمنان خود را بازدارد.

هزینه گسترش

با این حال، این استراتژی هزینه‌های جدی داشت و دولت‌های عربی در سراسر منطقه آن را توسعه‌طلبی تهاجمی می‌دانستند. در عراق، رقابت شبه‌نظامیان پس از حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳، نهادهای دولتی را تضعیف کرد. در سوریه، مداخله ایران یک جنگ داخلی ویرانگر را طولانی کرد که میلیون‌ها نفر را آواره کرد. در یمن، ظهور حوثی‌ها به یک درگیری طولانی و مخرب منجر شد که یکی از بدترین بحران‌های انسانی جهان را ایجاد کرد و همچنین امنیت عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج فارس را تهدید کرد. سرمایه‌گذاری ایران در شبکه‌های مسلح، تجزیه منطقه‌ای را عمیق‌تر کرد و در عین حال منابع خود تهران را نیز به چالش کشید.

ایران همچنین با فشار فزاینده‌ای در مدیریت این اتحادها روبرو شد. حفظ نفوذ در چندین منطقه درگیری نیازمند منابع مالی، سرمایه سیاسی و هماهنگی نزدیک نظامی بود. کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، توسط دولت ترامپ در سال ۲۰۲۰ ضربه جدی به هماهنگی این شبکه‌ها وارد کرد.

حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تغییر عمده‌ای در موضع اسرائیل نسبت به این گروه‌ها ایجاد کرد. سال‌ها اسرائیل از یک استراتژی مهار - "چمن‌زنی" - پیروی می‌کرد که در آن حملات دوره‌ای به جای از بین بردن تهدیدات، آنها را کنترل می‌کرد. پس از ۷ اکتبر، رهبران اسرائیل به این نتیجه رسیدند که این سیستم بازدارندگی شکست خورده است و به سمت از بین بردن شبکه منطقه‌ای ایران روی آوردند.

کارزار اسرائیل در غزه به زودی به حملات شدید علیه مواضع حزب‌الله در لبنان و عملیات گسترده‌تر علیه تأسیسات ایران در سوریه و یمن گسترش یافت. آنچه مدت‌ها به عنوان یک درگیری سایه‌ای بین ایران و اسرائیل باقی مانده بود، به طور پیوسته به سمت جنگ آشکار حرکت کرد و در نهایت در جنگ ۱۲ روزه بین دو کشور در ژوئن ۲۰۲۵ به اوج خود رسید.

نتایج ناخواسته
دکترین دفاع رو به جلوی ایران نتیجه‌ای ناخواسته به بار آورد. شبکه‌ای که برای دور نگه داشتن جنگ از خاک ایران طراحی شده بود، در عوض عرصه‌های متعددی را ایجاد کرد که در آنها رویارویی تشدید شده است. همان سیستمی که زمانی به تهران اجازه می‌داد نفوذ خود را در سراسر خاورمیانه اعمال کند، ایران را در معرض فشار هماهنگ اسرائیل و همچنین مخالفت شدید از سراسر جهان عرب قرار داد.

این جنگ تقریباً مطمئناً ایران را به طور قابل توجهی تضعیف خواهد کرد. حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات موشکی، زیرساخت‌های نظامی و دارایی‌های مرتبط با سپاه پاسداران آسیب رسانده است. اقتصاد ایران که پس از دهه‌ها تحریم در حال حاضر با مشکل مواجه است، با مختل شدن تجارت و افزایش هزینه‌های بازسازی در اثر درگیری، با فشار بیشتری روبرو خواهد شد.

پس از دهه‌ها توسعه مبتنی بر دفاع رو به جلو، ممکن است ایرانی فقیرتر و متمرکزتر بر امور داخلی ظهور کند - که منطقه، به ویژه کشورهای عربی که تهران اخیراً هدف قرار داده است، از آن استقبال خواهند کرد. اما تا چه مدت؟ ایران از سیاست منطقه‌ای ناپدید نخواهد شد. اگر ایران به نوعی دوام بیاورد، تهران مجبور خواهد شد به دنبال استراتژی جدیدی برای بازدارندگی دشمنان خود و بازسازی نفوذ در سراسر خاورمیانه در حال تغییر باشد.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/publications/the-world-today/2026-03/how-irans-forward-defence-became-strategic-boomerang

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user