در ماههای پیش از درگیری، استفاده از جاسوسافزار هم در داخل ایران و هم علیه اتباع ایرانی مقیم خارج مشاهده شد. این اتفاق همزمان با اتهام دولت ایران به اسرائیل مبنی بر استفاده از واتساپ برای جاسوسی از آن بود. تهران از شهروندان ایرانی خواست واتساپ را از تلفنهای هوشمند خود حذف کنند و ادعا کرد که این برنامه اطلاعات کاربران را جمعآوری کرده و به اسرائیل میفرستد. نظام ایران هیچ مدرکی برای این ادعا ارائه نکرد و واتساپ این موضوع را رد کرده است. (واتساپ همچنین در یک دعوای حقوقی اخیر و موفق علیه یک فروشنده معروف جاسوسافزار اسرائیلی دخیل بود.) در همین زمان، مقامات اسرائیلی هشدار دادند که عاملان ایرانی در حال هک دوربینهای امنیتی خانگی در اسرائیل هستند و از تصاویر برای ارزیابی تأثیر حملات ایران بر اهداف اسرائیلی استفاده میکنند. این نمونهها نشان میدهند که ارزش جاسوسافزار در درگیری، در بهترین حالت، توانمندسازی است و به کاربران خود در زمینه جمعآوری اطلاعات و دادهها مزیتی میبخشد تا فعالیتهای نظامی عملیاتی بعدی را آگاه سازد. بدون برتری قاطع این ممکن است آسان باشد که حجم فعالیت سایبری در جنگ اسرائیل و ایران را با تأثیر قاطعانه یکسان بدانیم. اما ارزش حملات سایبری برای هر دو دولت از این جهت بود که به عنوان ابزاری برای شکلدهی و تقویت محیط اطلاعاتی عمل میکردند، نه اینکه به درگیری پایان قطعی دهند. در حالی که این حوادث ممکن است در کوتاهمدت باعث آسیب یا اختلال شده باشند، اما نتوانستند هیچ مزیت نظامی قاطعی ارائه دهند. در عوض، تأثیر آن به طور نامتناسبی بر شهروندان عادی ایرانی و اسرائیلی احساس شد. جایی که این یافته ممکن است صادق نباشد، در مورد یک حادثه نادر و منحصر به فرد با تأثیر مخرب است، مانند حمله سایبری استاکسنت آمریکا و اسرائیل، که برای تخریب برنامه هستهای ایران طراحی شده بود. اما حداقل در…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.