حملهی هوایی اسرائیل علیه ایران فراتر از تخریب قابلیتهای هستهای و موشکی تهران بود؛ این حمله هر بازیگر منطقهای را مجبور کرد تا دست خود را رو کند. اسرائیل با یک کارزار هوایی قدرتمند تمام قد وارد شد، پایتختهای حاشیه خلیج فارس به بیطرفی محتاطانه روی آوردند، و واشنگتن نشان داد که هنوز صاحب میدان است. در مقابل، پکن فقط بیانیههای مطبوعاتی صادر کرد و دفترچه راهنمای خاورمیانهاش به لفاظیهای بدون عمل کاهش یافت. با فرونشستن غبار، مهمترین درسی که پکن باید بگیرد، بسیار دورتر از خلیج فارس است. این درگیری کوتاه آنچه را که استراتژیستهای چینی مدتهاست میگویند، تأیید کرد: در رقابتهای قدرتهای بزرگ، قدرت سخت نتایج را تعیین میکند. با این حال، مداخله ناگهانی ایالات متحده در درگیری ایران و اسرائیل میتواند محاسبات چین در مورد تایوان را پیچیده کند. در بحران، یک رئیسجمهور غیرقابل پیشبینی آمریکا مانند دونالد ترامپ ممکن است زودتر و سختتر از آنچه برنامهریزان چینی قبلاً تصور میکردند، عمل کند. حتی یک رئیسجمهور متمایل به خویشتنداری نیز میتواند نظر خود را تغییر دهد و به نفع تایوان تلافی کند، به ویژه اگر این جزیره در برابر حمله اولیه چین مقاومت کند و افکار عمومی آمریکا از تایپه حمایت کند. به طور خلاصه، مگر اینکه چین بتواند جزیره را در یک اقدام غیرقابل تردید تصرف کند، ایالات متحده ممکن است همچنان ریسک کند. این باید رئیسجمهور چین، شی جینپینگ را به تأمل وادارد—اما احتمالاً چنین نخواهد کرد. از حمله فرسایشی روسیه در اوکراین تا پدافند هوایی متلاشیشده ایران، اعتماد به نفس بیش از حد همچنان قدرتهای تجدیدنظرطلب را به شرطبندیهای بد سوق میدهد و پکن نیز اگر شروع به باور تبلیغات نظامی خود کند، در معرض همین سرنوشت است. برای رهبران حاشیه خلیج فارس، جنگ ۱۲ روزه بار دیگر تأکید کرد که ایالات متحده تنها بازیگر خارجی است که قادر به تغییر واقعیت میدانی است.…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.