اخیرا اتفاقی شگفتانگیز در شهر نیویورک رخ داد. زُهران ممدانی—یک مسلمان اوگانداییتبار، پسر یک فیلمساز هندی و یک نظریهپرداز سیاسی اوگاندایی—به عنوان شهردار متنوعترین شهر جهان انتخاب شد. پیروزی او لرزهای آرام را در محافل سیاسی فراتر از مرزهای آمریکا، از جمله عراق، در آستانه انتخابات، ایجاد کرد. پیروزی ممدانی فقط سیاسی نبود. مربوط به ارتباطات بود. و این همان جایی است که جریان حاکم سیاسی عراق مدام در آن شکست میخورد. وقتی رأیدهندگان از گوش دادن دست میکشند دیشب، من از دانشگاه بوستون، جایی که درس میخوانم و کار میکنم، به خانه آمدم و دیدم که همسرم مشغول تماشای شبکه خبری الشرقیه است. در تلویزیون یک نامزد پارلمانی درباره «برنامه انتخاباتی» خود پیش از انتخابات ۱۱ نوامبر صحبت میکرد. چند دقیقه پس از شروع مصاحبه، همسرم به من رو کرد و پرسید: «دقیقاً چه میگویند؟» من با دقت گوش دادم. من هم نمیتوانستم بفهمم. خود مجری تلویزیون حرف نامزد را قطع کرد و در حالی که آشکارا از لیست انتزاعات و وعدههایی که معنای روشنی نداشتند، سرخورده بود، گفت: «اما این کار شما نیست.این وظیفه قوه مجریه است.» آن گفتگوی کوچک چیزی بسیار بزرگتر در مورد سیاست عراق را به تصویر کشید: فاصله بین کلمات و معنا، و بین سیاستمداران و مردمی که امیدوارند نماینده آنها باشند. اما این تنها نمونه نیست. من هنوز نامزدی را ندیدهام که با یک برنامه مشخص برای رسیدگی به نگرانیهای روزمره صحبت کند. در عوض، آنها وعده میدهند که «سیستم آموزشی را اصلاح کنند»، «خدمات بهداشتی را بهبود بخشند»، یا «به بحران برق پایان دهند»، گویی نمایندگان مجلس میتوانند به سادگی یک آچار بردارند و ساختار را تعمیر کنند. حتی آنهایی هم که آمادهتر به نظر میرسند، به جای سیاست، هنوز لطف الهی را طلب میکنند. حتی رهبران احزاب، با دهها سال سابقه قدرت نیز واضحتر صحبت نمیکنند. آنها به طور کلی در…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.