از همان ابتدای جنگ در نوار غزه که با عملیات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، شکاف عمیق و پایداری بین ایالات متحده و اسرائیل وجود داشته است. هر دو رئیسجمهور آمریکا، جو بایدن و دونالد ترامپ، تلاش کردهاند این اختلافات را با لفاظیهایی مبنی بر حمایت از تلاشهای اسرائیل برای نابودی حماس پنهان کنند، اما در طول بیست و دو ماه خونریزی و رنج، ایالات متحده و اسرائیل به دنبال نتایج متفاوتی بودهاند. به بیان ساده، دولت اسرائیل به دنبال پیروزی است، در حالی که بایدن و ترامپ هر دو به دنبال توافقهای آتشبس بودهاند. با این حال، اعتقاد اسرائیل به اینکه میتواند تنها بر قدرت نظامی خود برای بهبود امنیت کشور و در نتیجه تغییر خاورمیانه تکیه کند، اشتباه است. خطر واقعی زیادهروی اسرائیل وجود دارد که دستاوردهای نیروهای نظامی اسرائیل را در تقریباً دو سال جنگ تضعیف یا حداقل کمرنگ خواهد کرد. در واقع، مشکل کنونی در ارائه کمکهای بشردوستانه به فلسطینیان در غزه، نتیجه مستقیم تمایل اسرائیل پس از ۷ اکتبر برای حل مشکلات امنیتی خود به جای مدیریت آنها است. دستاوردهای نظامی اسرائیل و خطرات زیادهروی دستاوردهای نظامی اسرائیل در منطقه مهم هستند. گروه لبنانی حزبالله، قدرتمندترین و مؤثرترین گروه نیابتی ایران، زرادخانهای عظیم از راکتها و موشکها را ساخته بود، اما تلاشها برای تضعیف عملیات نظامی اسرائیل از ۷ اکتبر به شدت از قدرت این گروه کاسته است. تا آنجا که برای اولین بار در دههها، دولت لبنان توانسته است حاکمیت خود را در مناطقی که پیش از این از سنگرهای حزبالله بودند، اعمال کند. این امر تأثیر عمیقی بر سوریه داشته است، جایی که این گروه نتوانست نیروهای کافی را برای نجات رئیسجمهور سابق بشار اسد - یکی دیگر از متحدان ایران - از هجوم گروههای شورشی که در دسامبر ۲۰۲۴ وارد پایتخت، دمشق، شدند، بسیج کند. سقوط اسد به ائتلاف استراتژیک…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.