حماس امروز بسیار متفاوت از سازمانی است که از زمان تأسیس رسمی آن در دسامبر ۱۹۸۷ تا حمله غافلگیرانهاش به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میشناختیم. با این حال، بسیاری از سیاستمداران، اعضای جامعه اطلاعاتی و مفسران رسانهای همچنان اصرار دارند که «جنبش مقاومت اسلامی» فلسطین را از طریق همان لنزی که برای دههها استفاده میکردند، مشاهده کنند. حماس دیگر یک سازمان منسجم با یک زنجیره فرماندهی روشن و یک بازوی مسلح قدرتمند نیست. این سازمان فاقد یک سیاست مورد توافق برای آینده نزدیک است و در تلاش برای ترسیم مسیری جدید با مشکلات عمدهای روبرو است. گروههای رقیب در اطراف خالد مشعل و خلیل الحیه به شدت با یکدیگر درگیر هستند و به دنبال پر کردن خلأ ناشی از سقوط رهبران ریشهدار هستند. این سازمان در یک دوراهی قرار دارد. شعارهای پرشور مکرر، فریادهای نبرد قدیمی و تهدیدها، البته، هنوز هم روزانه استفاده میشوند، اما به تدریج کمتر شده و به آرامی با تلاشهایی برای نمایش چهرهای از عملگرایی و واقعگرایی جایگزین میشوند. بحثهای داخلی بر نتیجهگیریهایی که باید از پیامدهای ۷ اکتبر، فروپاشی محور مقاومت تحت رهبری ایران و فاجعهای که بر جمعیت نوار غزه وارد شد، متمرکز است. بحثهای داغی — که هنوز به بیرون درز نکردهاند — درباره پتانسیل آنها برای ایفای نقش در آینده صحنه فلسطین و احیای روابط با کشورهای عربی سنی وجود دارد. در قلب مبارزه قدرت داخلی یک موضوع ساده نهفته است: آیا حمله «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر یک شرطبندی حسابشده بود یا یک قمار بیپروا؟ و اگر حرکت اشتباهی بود، چگونه ضررها را به حداقل برسانیم؟ تصمیم برای آغاز این حمله توسط فرمانده نظامی ارشد، محمد ضیف، و فردی که او به عنوان رئیس دفتر سیاسی غزه انتخاب کرده بود، یحیی سنوار، گرفته شد. این تصمیم تنها با تعداد انگشتشماری از دستیاران مورد اعتماد در حلقه داخلی آنها در میان…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.