جمعه ۱۴۰۵/۰۱/۱۴

جنگ رمضان، نبردی با ریسک اندک؟

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در این روزهای آغازین عملیات خشم حماسی، در حالی که هنوز بسیاری از مسائل ناشناخته مانده بود، یک چیز روشن شده بود: اینکه خرد متعارف سیاست خارجی در واشنگتن، ارتباط کمی با واقعیت‌های در حال شکل‌گیری در میدان نبرد دارد. به طور سنتی، فرض بر این بود که اگر ایالات متحده و یا اسرائیل اقدام نظامی قابل توجهی علیه ایران انجام دهند، چهار چیز تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود:

رهبر ایران مصون خواهد بود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای نیابتی تروریستی خود را برای شعله‌ور کردن یک جنگ منطقه‌ای مستقر خواهد کرد.

اسرائیل در خاورمیانه منزوی و در برابر حمله همسایگان عرب آسیب‌پذیر خواهد بود.

ایالات متحده در صحنه جهانی منزوی و در آنچه می‌تواند برای حمایت از اسرائیل انجام دهد، محدود خواهد شد، که به نفع روسیه و چین خواهد بود.

هر چهار فرض کاملاً اشتباه است.

بدیهی است که رهبر مصون نبود. او در یکی از حملات آغازین این مأموریت، به همراه بسیاری از فرماندهان ارشد ایران، حذف شد. حضور او در محلی در دسترس، در واقع فرصتی بود که در وهله اول باعث خشم حماسی شد.

اما این مانع از آن نشد که بازماندگان در روز سه‌شنبه، ۳ مارس، جلسه‌ای برای تعیین جانشینی ترتیب دهند که به نوبه خود هدف قرار گرفت. بقایای نظام اکنون در تلاش هستند تا فرماندهی و کنترل را با کمترین ساختار یا ارتباطات داخلی دوباره برقرار کنند.

علاوه بر این، حمله منطقه‌ای گسترده پیش‌بینی‌شده به اسرائیل محقق نشده است. به دلیل تصمیم فاجعه‌بار ایران برای پرتاب موشک به همسایگانش - حتی آنهایی که به عنوان میانجی عمل می‌کردند، مانند قطر و عمان - نه علیه اسرائیل، بلکه علیه ایران متحد شده است.

حتی گزارش‌هایی مبنی بر مشارکت احتمالی کشورهای عربی در حملات به ایران وجود دارد. توافق‌نامه‌های ابراهیم، ​​اگرچه از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تحت فشار قرار گرفته‌اند، اما پابرجا مانده‌اند.

نیروهای تروریستی نیابتی ایران، به جای اینکه برای حمله به اسرائیل برخیزند، با توجه به تنگناهای ناامیدکننده حامی خود، به طرز چشمگیری غیرفعال بوده‌اند. حماس در غزه تقریباً سکوت کرده است. حزب‌الله در لبنان چند موشک شلیک کرده است، اما هیچ شباهتی به رگبار عظیم موشک‌های هدایت‌شونده دقیق که زمانی از آن می‌ترسیدند، ندارد. حوثی‌های یمن به جای حمله، به تهدید روی آورده‌اند. به نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام از آنها علاقه‌ای به جنگ چند جبهه‌ای علیه قدرت ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل داشته باشند.

در حالی که درست است که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و شی جین‌پینگ، رئیس جمهور چین، بیانیه‌های محکمی در محکومیت اقدام آمریکا صادر کرده‌اند، اما در واقع کار چندانی برای حمایت از متحد فرضی خود، ایران، که بنا به گزارش‌ها از کیفیت سیستم‌های دفاع موشکی که آنها عرضه کرده‌اند، شکایت دارد، انجام نداده‌اند.

و آمریکا، به جای منزوی شدن، دوباره به عنوان قدرت نظامی برتر در کره زمین تثبیت شده است، در حالی که روسیه و چین به سختی شرکای قابل اعتمادی به نظر می‌رسند. حتی متحدان اروپایی ما که در ابتدا ترسو بودند، از این ماموریت حمایت کرده‌اند.

البته، این یک جنگ واقعی است و هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که ساده یا مرتب خواهد بود. این یک ماموریت دشوار است که تاکنون و همچنان برای موفقیت در آن، هزینه جانی و مالی آمریکایی‌ها صرف خواهد شد. اما نمی‌توان انکار کرد که این ماموریت با آنچه به اصطلاح "کارشناسان" در ۴۷ سال گذشته پیش‌بینی کرده‌اند، بسیار متفاوت است.

بنابراین، اگرچه موفقیت به هیچ وجه تضمین شده نیست، اما این واقعیت جدید فرصت‌ها و همچنین خطرات متعددی را ارائه می‌دهد و باید ارزیابی مجدد سایر فرضیاتی را که مدت‌ها مانع اقدام آمریکا علیه ایران شده بود، برانگیزد.

رئیس جمهور دونالد ترامپ سابقه انجام کارهایی در خاورمیانه دارد که غیرممکن اعلام شده بودند. کارشناسان می‌دانستند که انتقال سفارت ایالات متحده از تل آویو به اورشلیم باعث حمله گسترده منطقه‌ای به اسرائیل خواهد شد. حذف قاسم سلیمانی باعث شعله‌ور شدن یک جنگ منطقه‌ای می‌شود. عادی‌سازی بیشتر منطقه‌ای بین اسرائیل و همسایگان منطقه‌ای تا زمانی که یک راه حل دو کشوری با فلسطینی‌ها وجود نداشته باشد، قابل دستیابی نیست.

یکی دیگر از باورهای رایج که به نظر می‌رسد ترامپ آماده رد آن است، به اصطلاح "قانون کوزه‌گری" برای تغییر حکومت است - "شما آن را بشکنید، آن را می‌خرید." این حکم مبنی بر اینکه ایالات متحده پس از برکناری دولت یک کشور متخاصم - حتی اگر آن دولت از یک حمله وحشیانه به خاک خودمان حمایت کرده باشد - باید یک ماموریت فاجعه‌بار را در افغانستان و عراق آغاز کند، زیرا پس از موفقیت آن کمپین‌های نظامی، تلاش‌ها برای بازسازی آن کشورها برای دهه‌ها ادامه یافت و با شکست مواجه شد.

آمریکا نباید این اشتباه را تکرار کند. احتمالاً ترامپ می‌خواهد به محض دستیابی به اهدافش، مرحله جنبشی این مأموریت را به پایان برساند. سپس خواهیم دید که آیا مردم ایران از بهترین فرصتی که از زمان انقلاب برای بازپس‌گیری حکومت خود داشته‌اند، استفاده خواهند کرد یا خیر.

ایران، در نهایت، یک کشور است، نه یک تکه سفال در مغازه، و ماموریت رئیس جمهور ترامپ ملت سازی نیست. این است که به مردم آمریکا فرصت دهد تا نیم قرن آینده را بدون تهدید مرگبار جمهوری اسلامی، به ویژه اگر این نظام به سلاح هسته ای دست یابد، سپری کنند.

حتی بهتر است که این دوره را با یک شریک مرفه و امن در آنچه ایران جدید به آن تبدیل می شود، پشت سر بگذاریم. و این آینده در نهایت برای مردم ایران خواهد بود که آن را تضمین کنند.

منبع گزارش:
https://www.heritage.org/middle-east/commentary/all-4-iran-war-assumptions-dead-wrong-trump-proves-experts-got-fooled-again

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user