چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۰

جنگ رمضان، گرداب منطقه‌ای

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه حملاتی را علیه ایران آغاز کردند و رهبری جمهوری اسلامی را از بین بردند - اما این حملات، دولتی را که دهه‌ها مردم خود و منطقه را ترور کرده بود، از بین نبرد. وحشیگری و ظرفیت ایران برای بازسازی ساختارهای قدرت خود - همراه با موشک‌های بالستیک، پهپادها و شبکه شرکای تروریستی آن - می‌تواند به راحتی باعث گسترش و سرایت این جنگ شود.

در کمتر از یک هفته، پیامدهای حمله اولیه به طور مستقیم حداقل ۱۵ کشور را تحت تأثیر قرار داده است، و موج‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن در حال حاضر بخش بزرگی از جهان را تحت تأثیر قرار داده است.

ایالات متحده و اسرائیل با حمله به ایران بدون اهداف مشخص یا استراتژی خروج، بزرگترین تهدید استراتژیک و مزمن برای امنیت منطقه را به مجموعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی از خطرات قریب‌الوقوع ناشی از فروپاشی تبدیل کردند. یک وظیفه اساسی برای امنیت ملی ایالات متحده، جلوگیری از تبدیل شدن این درگیری به گردابی است که به طور فزاینده‌ای قدرت‌های دیگر را به خود جذب می‌کند، همانطور که جنگ داخلی سوریه در دهه ۲۰۱۰ این کار را کرد. این یکی از پیامدهای بالقوه حملات متقابل ایران در جهات مختلف است.

در کمتر از یک هفته، بقایای نظام بر توزیع هزینه‌ها و خطرات درگیری تمرکز کرده‌اند، زیرا همچنان متحمل خسارات ناشی از حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل می‌شوند. برخی از اقدامات و واکنش‌های قابل توجه عبارتند از:

ایران چندین موج پهپاد و موشک بالستیک را علیه کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل شلیک کرد و امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از این حملات دریافت کرد.

ایالات متحده یک کشتی جنگی ایرانی را در آب‌های بین‌المللی، در سواحل سریلانکا غرق کرد - اولین باری که این اتفاق از زمان جنگ جهانی دوم رخ داد.

نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) یک موشک بالستیک را که ترکیه را هدف قرار داده بود، سرنگون کردند.

حداقل چهار پهپاد ایرانی وارد آذربایجان شدند که یکی به یک فرودگاه منطقه‌ای برخورد کرد و دیگری در نزدیکی یک مدرسه سقوط کرد. گزارش‌هایی مبنی بر اینکه ایالات متحده و اسرائیل ممکن است کردهای عراق و ایران را مسلح و تشویق به قیام علیه بقایای نظام کنند، می‌تواند باعث شود که این گرداب سریع‌تر بچرخد و عواقب غیرقابل پیش‌بینی و ناخواسته‌ای داشته باشد.

در تصویر بزرگتر، به نظر می‌رسد سایر قدرت‌های جهانی مانند چین، هند و روسیه فعلاً عمدتاً در حاشیه مانده‌اند. چین اعلام کرده است که قصد دارد یک میانجی به منطقه اعزام کند، اما مشخص نیست که چقدر نفوذ و اهرم برای کاهش تنش‌ها خواهد داشت، به ویژه از آنجایی که پویایی فعلی توسط اسرائیل و ایالات متحده هدایت می‌شود. اما با افزایش هزینه‌های انرژی و اقتصادی این درگیری، انفعال صبر و انتظار آنها ممکن است دوام نیاورد.

عامل اصلی که باید در حال حاضر زیر نظر داشت، رقابت بین سرعت تخلیه مهمات آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن در مقابل سرعت تخلیه زرادخانه‌هایشان توسط بقایای نظام است که قادر به حمله به سراسر منطقه هستند. در مجموع، ایران از نظر نظامی متعارف بسیار ضعیف‌تر است، اما از قابلیت‌های نامتقارن خطرناکی برخوردار است.

سه اقدام استراتژیک که ایالات متحده باید در هفته‌های آینده در نظر بگیرد:

ائتلاف دفاعی را برای مهار و خنثی کردن اثرات ضدحملات ایران گسترش دهید. این امر تا حدودی در حال انجام است، اما این تلاش باید فراتر از اقدامات واکنشی و موردی باشد. در یک نشست مطبوعاتی پنتاگون در روز دوشنبه، پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، یک هدف اصلی نظامی را مشخص کردند: «جلوگیری از توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش». این امر نه تنها به اقدامات امنیتی هماهنگ و مداوم، بلکه به دیپلماسی نیز نیاز دارد.

مذاکره برای یک مسیر خروج با دیپلماسی با پشتوانه زور. یک ائتلاف منطقه‌ای می‌تواند به هماهنگی رویکرد دیپلماتیک فراگیر لازم برای ایجاد یک مسیر خروج با آنچه از نظام ایران باقی مانده یا پس از آن می‌آید، کمک کند. یکی از موانع مهم در حال حاضر این است که هرگونه تلاش برای ایجاد یک کانال پشتی برای مذاکره در مورد آتش‌بس، با این واقعیت که ایالات متحده و اسرائیل به طور فعال رهبران نظام ایران را که ممکن است بخواهند پایان خصومت‌ها را ببینند، هدف قرار می‌دهند و به دنبال کشتن آنها هستند، پیچیده است.

چارچوبی برای مردم ایران تعیین کنید تا برای آینده برنامه‌ریزی کنند. این پیچیده‌ترین و طولانی‌ترین گام است. این به معنای اندیشیدن از پیش به این است که چه نوع چارچوب‌های حمایتی منطقه‌ای و بین‌المللی ممکن است برای جلوگیری از فروپاشی کامل ایران زیر بار جنگ فعلی در دسترس باشد. یک مانع بزرگ: دولت ترامپ از پذیرفتن هرگونه مسئولیتی برای یک پروژه دولت‌سازی خودداری کرده است.

کمتر از یک هفته پس از شروع جنگ، مسیر نهایی عملیات هنوز مشخص نیست؛ اما بر اساس اکثر شاخص‌ها، طرفین اصلی درگیر در حال حاضر در سراشیبی لغزنده‌ای به سمت یک درگیری طولانی مدت قرار گرفته‌اند. تأثیر اصلی این امر، منحرف کردن توجه سیاست ایالات متحده از حوزه‌های تمرکز قبلی، مانند مسئله اصلی و هنوز کاملاً حل نشده نوار غزه ویران شده، بوده است. جنگ جاری ایران و سرایت آن به منطقه، تقریباً به ناچار، واشنگتن را از تلاش‌های ضعیف قبلی برای پیشبرد فعالانه پیشرفت در غزه (مانند جلسه ماه گذشته هیئت صلح) دور می‌کند و به حالت واکنشی و مدیریت بحران که در نیمه دوم دولت بایدن پس از حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر حاکم بود، بازمی‌گرداند.

تقریباً 50 سال پیش، رویدادهای مهم در ایران، ریاست جمهوری جیمی کارتر را به طور جبران‌ناپذیری مختل و آسیب زد. دونالد ترامپ با آغاز جنگ علیه ایران در آخر هفته گذشته، سرنوشت مشابهی را به خطر می‌اندازد.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/how-to-prevent-the-iran-war-from-becoming-a-vortex-that-draws-in-more-countries/

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user