جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۲۲

جنگ رمضان، نبردی وجودی برای ایران

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

شکی نیست که ما در یک لحظه حساس هستیم، لحظه‌ای که منطقه را تغییر شکل خواهد داد و عمیقاً بر خود ایران تأثیر خواهد گذاشت. مردم ایران بیشترین هزینه را متحمل خواهند شد.

برای تهران، این یک جنگ کوتاه دوازده روزه یا یک دور تشدید محدود نیست که بتوان آن را متوقف و از نو تنظیم کرد. این مرحله جدید از درگیری، وجودی و به وضوح مربوط به بقای جمهوری اسلامی است. همچنین بعید است که به سرعت پایان یابد.

رئیس جمهور دونالد ترامپ علیه جنگ‌های تغییر حکومت مبارزه کرد و به شدت از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق انتقاد کرد. او در سفر اخیر خود به خلیج فارس در ماه مه ۲۰۲۵ قول داد که آن روزها به پایان رسیده است. با این حال، آنچه اکنون می‌بینیم، چیزی بسیار جاه‌طلبانه‌تر از دیپلماسی قهرآمیز را نشان می‌دهد. ترامپ این رویارویی را به عنوان اوج یک رابطه خصمانه ۴۷ ساله بین ایالات متحده و ایران، که به سال ۱۹۷۹ برمی‌گردد، مطرح کرده و استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی به طور مداوم منافع ایالات متحده را تضعیف کرده و منطقه را بی‌ثبات کرده است. این حملات برای انجام کاری بیش از بازگرداندن تهران به میز مذاکره در نظر گرفته شده است. به نظر می‌رسد ترامپ در تلاش است تا با تلاش برای حل و فصل قاطعانه آن، شرایط آن درگیری ۴۷ ساله را از نو تعریف کند و جایگاه خود را در تاریخ تثبیت کند.

ایالات متحده و اسرائیل تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های موشک‌های بالستیک و تأسیسات راداری را در کنار حملات خاص به مراکز رهبری و عناصر ساختار فرماندهی نظامی ایران هدف قرار داده‌اند.

این محدود به تضعیف قابلیت‌های حاشیه‌ای نیست. این یک ضربه مستقیم به معماری امنیتی و دستگاه حکومتی کشور است. نادیده گرفتن شباهت آن با جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ دشوار است. آن جنگ نشان داد که فروپاشی یا تلاش برای فروپاشی یک حکومت بسیار آسان‌تر از شکل دادن به آنچه پس از آن می‌آید، است.

ترور رهبری با برنامه‌های جانشینی موقت قانون اساسی همراه خواهد بود که برای طرح تداوم، حتی اگر تداوم به هیچ وجه مشخص نباشد، ضروری هستند.

جای تعجب نیست که مردم در حال تشویق و جشن گرفتن مرگ طولانی‌ترین دیکتاتور منطقه‌ای هستند. او به تنهایی مسئول سرسختی در پایبندی به ایدئولوژی و مقاومت خود است که حکومت را به سمت تصمیمات ضعیف بی‌شماری سوق داده و بارها و بارها مردم خود را به قتل عام رسانده است.

ترامپ درباره آزادی برای مردم ایران صحبت کرده است. این یک پیام قدرتمند از نظر لفاظی است، اما دشوار است که ببینیم چگونه تحول سیاسی واقعی در شرایط جنگ مداوم، هرج و مرج و تجزیه بالقوه ایجاد می‌شود. فشار نظامی خارجی ممکن است یک حکومت را تضعیف کند، اما به طور خودکار یک جایگزین مناسب ایجاد نمی‌کند. حتی اگر چنین نتیجه‌ای با حذف یک دولت متخاصم به نفع استراتژیک اسرائیل باشد، به این معنی نیست که نتیجه فوری برای ایرانیان ثبات یا چیزی بهتر خواهد بود. فاصله بین فروپاشی حکومت و تثبیت دموکراتیک از نظر تاریخی خطرناک‌ترین مرحله است.

علاوه بر این، ایران عراق سال ۲۰۰۳ نیست. این کشور دارای نهادهای دولتی منسجم‌تر، ساختار ایدئولوژیک عمیق و شبکه‌های منطقه‌ای است که فراتر از مرزهای آن گسترش یافته‌اند.

حتی اگر بخش‌هایی از رهبری و ساختار فرماندهی آن تضعیف شده باشد، جمهوری اسلامی تجربه بازسازی تحت فشار را دارد. در حالی که مذاکرات در جریان بود، تهران همزمان برای این احتمال آماده می‌شد. پاسخ آن ظرف چهار ساعت پس از اولین حملات صورت گرفت که نشان دهنده برنامه‌ریزی و هماهنگی قبلی است.

حملات در سراسر اسرائیل و علیه کشورهای خلیج فارس نشان دهنده تصمیم عمدی برای بیرونی کردن درگیری به جای جذب آرام ضربات است.

از دیدگاه حکومت، اگر بقا در خطر باشد، انگیزه کمی برای محدود نگه داشتن جغرافیایی رویارویی وجود دارد. گسترش میدان نبرد، هزینه‌ها را برای شرکای ایالات متحده افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که هرگونه تلاشی برای از بین بردن سیستم، در سراسر منطقه طنین‌انداز خواهد شد. همچنین این احتمال واقعی وجود دارد که متحدان ایران، از جمله حوثی‌ها و شاید دیگران در شبکه گسترده‌تر ایران، مستقیماً درگیر شوند.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/02/us-and-israel-attack-iran-early-analysis-chatham-house-experts

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user