داراییهای نظامی ایران توسط حملات ایالات متحده و اسرائیل در حال نابودی است، اما قدرت هوایی نمیتواند یکی از خطرناکترین قابلیتهای نامتقارن ایران را از بین ببرد: شبکههای مالی غیرقانونی پیچیدهای که بسیار فراتر از مرزهای ایران امتداد دارند.
میلیاردها دلار پول ذخیره شده در خارج از کشور هنوز هم میتواند توسط تندروهای بازمانده برای بقای نظام، تأمین مالی حملات تروریستی در غرب و فرار از پاسخگویی به جنایاتشان علیه مردم ایران بسیج شود.
برای دههها، ایالات متحده و متحدانش برای محدود کردن صادرات نفت و قطع دسترسی آن به سیستم مالی رسمی به تحریمها متکی بودهاند. در حالی که ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است، توقف محمولههای نفتی غیرقانونی خود (که حدود ۹۰ درصد آن به چین میرود) حیاتیترین جریان درآمد آن را فلج خواهد کرد. با این حال، یک درگیری مداوم ناگزیر توانایی آن برای انجام این کار را کاهش میدهد، اگر آن را به طور کامل نابود نکند. بنابراین، رهبران بازمانده ایران به طور فزایندهای به جریانهای درآمد غیرقانونی جایگزین و ذخایر انباشته شده متکی خواهند شد.
سیستم جهانی «بانکداری سایه» ایران شامل هزاران شرکت صوری و صوری، صرافیها، انتقالدهندههای پول، شبکههای حوالهمانند و متخصصان همدست است که در حوزههای قضایی با نظارت ضعیف فعالیت میکنند. تهران همچنین به داراییهای دیجیتال گسترش یافته است و تقریباً ده میلیارد دلار تراکنش ارز دیجیتال در سال گذشته شناسایی شد.
این شبکهها بهطور خاص برای دور زدن تحریمها و حفظ گسترش سلاحهای هستهای، گروههای تروریستی، شبهنظامیان نیابتی و سرکوب داخلی ساخته شدهاند. اگر این شبکهها دستنخورده باقی بمانند، ظرفیت دنبال کردن این اهداف نیز کاهش مییابد.
یک خطر فوری این است که این وجوه میتواند برای فعال کردن سلولهای خفته تروریستی یا گروههای جرایم سازمانیافته محلی که تهران برای انجام بمبگذاری و ترور در کشورهای غربی با آنها همکاری میکند، هدایت شود. حتی اگر تهران به سرعت سقوط کند، طرفداران سرسخت آن که به وجوه دسترسی دارند، میتوانند خود را بهعنوان حامیان اصلی غیردولتی تروریسم در جهان بازسازی کنند.
اگر تهران از آنچه انتظار میرفت مقاومتر باشد، از این منابع نه تنها برای تلافی از طریق نیابتیهای تروریستی، بلکه برای مسلح کردن مجدد خود، سرکوب بیشتر مردم و شاید حتی ادامه برنامه غنیسازی زیرزمینی خود استفاده خواهد کرد.
افراد فرصتطلب داخلی نیز ممکن است سعی کنند با بودجههایی که به آنها دسترسی دارند، فرار کنند. اقتصاد ایران یک دزدسالاری تحت سلطه سپاه و بنیادهای مذهبی است. مقاماتی که علناً انحطاط غرب را محکوم میکنند، معمولاً ثروت دزدیده شده را برای حمایت از خانوادههایشان که در تجمل غربی زندگی میکنند، خرج میکنند.
تمرکز بر اقدامات مالی ممکن است در زمانی که سربازان آمریکایی در معرض خطر هستند و آینده سیاسی ایران نامشخص است، زود به نظر برسد. اما همانطور که عجله برای مسدود کردن داراییهای روسیه پس از حمله تمام عیار به اوکراین نشان داد، زمان در دورانی که میتوان وجوه را با کلیک یک دکمه به سراسر جهان منتقل کرد، بسیار مهم است.
خوشبختانه، وزارت خزانهداری ایالات متحده از قابلیتهای قابل توجهی برای شناسایی و مسدود کردن داراییهای ایران تحت اختیارات قانونی که در طول جنگهای علیه تروریسم و مواد مخدر ایجاد شده است، برخوردار است. این وزارتخانه مدتهاست که زمان و منابع قابل توجهی را به نقشهبرداری از شبکههای مالی ایران اختصاص داده است و اکنون تجربه بیشتری در شکار داراییهای روسیه دارد.
اما برچیدن امپراتوری فراساحلی ایران نیاز به اجرای هماهنگ بینالمللی دارد. وزارت خزانهداری باید فوراً یک جایگزین متمرکز بر ایران برای گروه ویژه نخبگان، نمایندگان و الیگارشهای روسیه ایجاد کند. پس از حمله روسیه به اوکراین، بستری برای اشتراکگذاری اطلاعات و هماهنگی عملیاتی بین متحدان و شرکای ایالات متحده فراهم کرد که به مسدود کردن بیش از سی میلیارد دلار دارایی روسیه کمک کرد.
به بخش خصوصی باید توجه شود که تحریمهای ثانویه به شدت علیه مشاغلی که فرار سرمایه ایران را تسهیل میکنند، اعمال خواهد شد. این شامل بانکها، وکلا و حسابداران نه تنها در چین (شریک اقتصادی اصلی ایران) بلکه شرکای قابل اعتماد دیگری مانند امارات متحده عربی، ترکیه و مالزی میشود که اقتصادهای آنها به مراکز پولشویی جهانی تبدیل شده است.
کنگره میتواند به تقویت این تلاشها کمک کند. قانونگذاران میتوانند قانونی با دقت تنظیم کنند که توقیف - و نه صرفاً مسدود کردن - داراییهای مشخص شده ایران را، بر اساس قانون برای اوکراینیها، مجاز کند. کنگره همچنین میتواند صندوقی برای مردم ایران ایجاد کند و به وزارت خزانهداری دستور دهد داراییهای توقیف شده را در یک حساب امانی محدود به کمکهای بشردوستانه واریز کند و در صورت ظهور یک دولت پایدار و مشروع، به طور قانونی به کشور بازگرداند.
در نهایت، این لحظه فرصتی برای تسریع اصلاحات داخلیِ به تعویق افتاده است. به عنوان مثال، جان کی. هرلی، معاون وزیر خزانهداری در امور تروریسم و اطلاعات مالی، اخیراً اقداماتی را برای کاهش بار انطباق و تمرکز مجدد گزارشهای بانکی بر اطلاعات عملی اعلام کرد. وزارت خزانهداری همچنین باید در تصمیم خود برای کنار گذاشتن ثبت مالکیت سودمند ایالات متحده، که برای مهار سوءاستفاده شرکتهای صوری طراحی شده است، تجدید نظر کند: ایران خود دههها از طریق یک نهاد صوری، یک آسمانخراش منهتن را کنترل میکرد، قبل از اینکه نیروهای انتظامی این ترتیبات را کشف کنند. چند مورد دیگر از این دست هنوز کشف نشدهاند؟
رهبری سیاسی و نظامی ایران قبلاً از بین رفته است. اما تا زمانی که شبکههای مالی آن برچیده و منابع آن توقیف نشود، تهدیدی که ایجاد میکند، پابرجا خواهد ماند. قطع بودجه کمکی به اقدام نظامی نیست، بلکه برای اطمینان از اینکه ظرفیت آن برای ترور، سرکوب و فساد پس از شکست در میدان نبرد از بین نمیرود، حیاتی است.