در اواخر فوریه، همزمان با چهارمین سالگرد حمله تمام عیار روسیه به اوکراین، حال و هوای مسکو به طرز چشمگیری آرام بود. مقامات کرملین اشاره کمی به این سالگرد کردند، در حالی که رسانههای به شدت سانسور شده روسیه نیز پوشش خبری بسیار کمی ارائه دادند. با توجه به اینکه پایانی برای این جنگ پرهزینه و فزاینده دیده نمیشود، این فقدان هیاهو به راحتی قابل درک است. با این حال، رویدادهایی که در حال حاضر در خاورمیانه در حال وقوع است، ممکن است تهاجم متزلزل ولادیمیر پوتین را نجات دهد.
وقتی پوتین برای اولین بار حمله تمام عیار به اوکراین را در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ اعلام کرد، قول داد که اوکراین را "غیرنظامی" و "نازی زدایی" کند. او همچنین تلاش کرده است که این جنگ را به عنوان کمپینی علیه گسترش ناتو و جنگ صلیبی برای احیای جایگاه قدرت بزرگ روسیه توجیه کند. تقریباً از هر نظر، پوتین در دستیابی به این اهداف شکست خورده است.
ناتوانی رهبر روسیه در غیرنظامی کردن اوکراین شاید آشکارترین شکست او بوده است. در واقع، کمتر کشوری به اندازه اوکراین امروزی غیرنظامی به نظر رسیده است. با ورود جنگ با روسیه به پنجمین سال خود، اوکراین بزرگترین ارتش اروپا را در اختیار دارد و رهبر جهانی در جنگ پهپادها است. از اعضای ناتو گرفته تا کشورهای نفتی خلیج فارس، اکنون کشورها برای دسترسی به تخصص بینظیر اوکراین صف کشیدهاند. در همین حال، در پایتختهای اروپایی اجماعی در حال ظهور است که اوکراین نقش ضروری در امنیت آینده این قاره ایفا میکند.
به همین ترتیب، تلاش پوتین برای "نازی زدایی" اوکراین به طرز چشمگیری نتیجه معکوس داده است. کل مفهوم "نازی زدایی" رمز کرملین برای ریشه کن کردن هویت ملی اوکراین است، اما حمله پوتین باعث افزایش بیسابقه میهنپرستی در میان مردم اوکراین و همچنین بیاعتمادی عمیق به همه چیزهای روسی شده است. در نتیجه، اکنون تصور ظهور یک دولت طرفدار روسیه در کیف عملاً غیرممکن است، مگر اینکه به طور دائم توسط سرنیزههای کرملین پشتیبانی شود.
پوتین تمام تلاش خود را کرده است تا گسترش ناتو به سمت شرق پس از سال ۱۹۹۱ را فراتر از پرده آهنین قدیمی مقصر جلوه دهد. اقدامات روسیه نه تنها این روند را متوقف یا معکوس نکرده، بلکه موج جدید و بسیار مهمی از گسترش را برانگیخته است. در پاسخ به حمله به اوکراین، فنلاند و سوئد تصمیم گرفتند دههها بیطرفی را کنار بگذارند و به ناتو بپیوندند. این امر مرز مشترک روسیه با این اتحاد را بیش از دو برابر کرده و در عین حال دریای بالتیک را به دریاچهای از ناتو تبدیل کرده است.
در عرصه جهانی، حمله به اوکراین روسیه را قادر به نمایش قدرت یا توجیه ادعاهای خود مبنی بر قدرت بزرگ بودن نکرده است. پوتین با استقرار اکثریت قریب به اتفاق نیروهای نظامی خود در اوکراین، ثابت کرده است که قادر به کمک به مجموعهای از متحدان بینالمللی در مواقع بحرانی نیست. سوریه، ونزوئلا و ایران همگی به سختی آموختهاند که وعدههای پوتین برای مشارکت توخالی است.
پرستیژ روسیه در میدانهای نبرد اوکراین بیشتر ضربه خورده است. پوتین مانند بسیاری دیگر در مسکو و جاهای دیگر، کاملاً انتظار داشت که پیروزی سریع و کاملی در اوکراین به دست آورد. در عوض، ارتشهای او علیرغم متحمل شدن خسارات فاجعهبار، نتوانستهاند به هیچ پیشرفت قاطعی دست یابند. با گذشت بیش از چهار سال، آنها همچنان در جنگ فرسایشی وحشیانه گرفتار هستند.
پوتین سعی کرده است با نمایش اعتماد به نفس در موفقیت نهایی، توجهها را از این عملکرد نظامی ناامیدکننده منحرف کند، اما لافهای او در مورد پیشرفتهای بیوقفه روسیه اکنون به طور فزایندهای توخالی به نظر میرسد. در فوریه ۲۰۲۶، اوکراین در واقع سرزمینهای بیشتری را نسبت به آنچه ارتش روسیه توانست تصرف کند، آزاد کرد و تلاشهای کرملین برای اجتنابناپذیر جلوه دادن پیروزی روسیه را به سخره گرفت. با توجه به اینکه چشمانداز روسیه در اوکراین به طور فزایندهای تیره و تار به نظر میرسد، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سختی میتوانست در زمان بهتری برای پوتین رخ دهد. در حالی که ناتوانی روسیه در کمک به یک متحد کلیدی بدون شک شرمآور است، کرملین میتواند به طور بالقوه به عنوان یکی از ذینفعان اصلی تشدید درگیری در خاورمیانه ظاهر شود.
دامنه دستاوردهای اقتصادی آشکار است. با توجه به اینکه تنگه هرمز در معرض تهدید قرار دارد و مسیرهای اصلی صادرات انرژی از خاورمیانه با اختلال عمدهای روبرو هستند، روسیه بیش از هر کس دیگری از افزایش قیمت نفت و گاز سود خواهد برد. این میتواند اقتصاد جنگی پوتین را در زمانی که نشانههایی از فشار جدی را نشان میداد، تقویت کند.
تمرکز ایالات متحده بر ایران همچنین ممکن است دولت ترامپ را از تلاشهای دیپلماتیک برای میانجیگری توافق صلح بین روسیه و اوکراین منحرف کند. اگرچه این مذاکرات صلح به رهبری ایالات متحده منجر به هیچ پیشرفت ملموسی به سمت یک توافق پایدار نشده است، اما چالشی دیپلماتیک برای کرملین محسوب میشود. پوتین اکنون احتمالاً میتواند کمی راحتتر نفس بکشد، حداقل در حالی که ایالات متحده همچنان درگیر ایران است.
نکته مهم این است که تشدید خصومتها در خاورمیانه ممکن است واشنگتن را مجبور به محدود کردن عرضه سلاح به اوکراین کند. طبق گزارشها، ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس همگی در تلاش برای مقابله با پهپادهای ایرانی هستند و در حال حاضر در معرض خطر کمبود مهمات دفاع هوایی قرار دارند.
به طور خاص، طبق گزارشها، در روزهای اول درگیری، استفاده بیسابقهای از موشکهای دفاع هوایی پاتریوت مشاهده شده است که به طور محدود در اختیار اوکراینیها قرار دارند و به شدت برای رهگیری موشکهای بالستیک روسیه به آنها نیاز دارند. اگر کیف در ماههای آینده بدون این موشکها باشد، روسیه قادر خواهد بود بدون هیچ مجازاتی به اهداف زیرساختی حیاتی در سراسر اوکراین حمله کند. این امر میتواند بخشهای بزرگی از اوکراین را غیرقابل سکونت کند و تأثیر عمدهای بر توانایی این کشور برای ادامه تلاشهای جنگی داشته باشد.
هیچ یک از این موارد اجتنابناپذیر نیست. اگر نیروهای آمریکایی-اسرائیلی موفق به محدود کردن توانایی ایران برای حمله متقابل شوند و بتوانند کارزار خود را ظرف چند هفته به پایان برسانند، پوتین چیز زیادی برای خوشحال کردن نخواهد داشت. با این حال، اگر تهاجم هوایی فعلی به یک درگیری نظامی طولانی تبدیل شود، این امر احتمالاً روسیه را از نظر اقتصادی تقویت میکند در حالی که توانایی اوکراین برای دفاع از خود را تضعیف میکند و بزرگترین تهاجم اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را طولانیتر میکند.