دو هفته پس از آغاز جنگ، مفسران در سراسر جهان پوتین را برنده اعلام کردهاند. به راحتی میتوان فهمید که چرا بسیاری معتقدند که رئیس جمهور روسیه به عنوان ذینفع اصلی تشدید خصومتها در خاورمیانه ظاهر خواهد شد. از صادرات انرژی گرفته تا حمله به اوکراین، پوتین به وضوح چیزهای زیادی برای به دست آوردن دارد.
اقتصاد روسیه در ماههای اخیر نشانههایی از فشار شدید را نشان داده است، زیرا مجموع هزینههای تحریمهای بینالمللی، حملات هوایی اوکراین و افزایش هزینههای دفاعی، تأثیر منفی بر خزانه کرملین داشته است. جنگ ایران این تصویر را به نفع مسکو تغییر داد.
با افزایش قیمت انرژی و انسداد تنگه هرمز، جهان در حال ورود به بحران سوختی است که میتواند اقتصاد جنگی پوتین را دوباره تقویت کند. ایالات متحده در تلاش برای کاهش فشارهای انرژی در جاهای دیگر، تحریمهای کرملین را کاهش داده است. اگر درگیری فعلی به یک کارزار طولانی تبدیل شود، مسکو ممکن است بتواند بسیاری از خسارات اقتصادی وارد شده در چهار سال گذشته را جبران کند.
جنگ ایران همچنین میتواند به طور مستقیمتری به تهاجم مداوم روسیه به اوکراین کمک کند. با تمرکز شدید دولت ترامپ بر خاورمیانه، کرملین با فشار دیپلماتیک بسیار کمتری برای شرکت در مذاکرات صلح به رهبری آمریکا با اوکراین مواجه خواهد شد، در حالی که کییف برای حفظ موضوع تهاجم روسیه در دستور کار بینالمللی با مشکل مواجه خواهد شد.
نکته مهم این است که انتظار میرود ایالات متحده، عرضه موشکهای رهگیر دفاع هوایی به خاورمیانه را به اوکراین اولویت دهد. با تعداد محدود موشکهای تولید شده سالانه، این بدان معناست که خدمه دفاع هوایی اوکراین ممکن است به زودی خود را در کمبود مهمات مورد نیاز برای دفاع از شهرها و زیرساختهای خود در برابر موشکهای بالستیک روسیه بیابند. عواقب آن برای جمعیت غیرنظامی میتواند فاجعهبار باشد.
با وجود این مزایای بالقوه، نشانه کمی از جشن و پایکوبی در کرملین وجود دارد. در حالی که به نظر میرسد روسیه از نظر اقتصادی و نظامی در موقعیت خوبی برای بهرهمندی قرار دارد، جنگ به رهبری آمریکا با ایران همچنین به برجسته کردن نفوذ بینالمللی رو به کاهش روسیه و تأکید بر محدودیتهای مسکو به عنوان یک متحد کمک کرده است.
از زمان شروع خصومتها در پایان فوریه، کرملین خود را به تعداد محدودی بیانیه محدود کرده و تا حد زیادی از هرگونه محکومیت شدید ایالات متحده خودداری کرده است. در حالی که گزارشها نشان میدهد که مسکو به ایران کمک نظامی، از جمله دادههای هدفگیری و تخصص در جنگ پهپادی، ارائه میدهد، پاسخ روسیه به طرز چشمگیری خاموش بوده و از حمایت علنی آمریکا از اوکراین پس از حمله پوتین در سال ۲۰۲۲ بسیار کمتر بوده است.
واکنش محتاطانه پوتین به ویژه با توجه به حمایتی که ایران در چهار سال گذشته از روسیه ارائه داده است، قابل توجه است. از سال ۲۰۲۲، تهران مقادیر زیادی پهپاد، موشک و مهمات به مسکو عرضه کرده است. این حمایت به ویژه در مراحل اولیه جنگ، قبل از اینکه روسیه بتواند تولید داخلی را گسترش دهد و خطوط تأمین خود را متنوع کند، اهمیت خود را نشان داد.
با وجود گمانهزنیهای فراوان در مورد ظهور "محور خودکامگان" شامل روسیه و ایران، پوتین تاکنون تمایلی یا توانایی خود را برای جبران حمایتهای قبلی تهران نشان نداده است. در حالی که مقامات روسی و ایرانی از امضای «توافقنامه جامع مشارکت استراتژیک» در ژانویه ۲۰۲۵ استقبال کردند، این امر از زمان آغاز درگیری فعلی به کمک قابل توجه روسیه منجر نشده است.
ناکامی روسیه در حمایت قاطع از متحدان ایرانی خود، جدیدترین مورد از مجموعهای از شکستهای ژئوپلیتیکی مشابه از زمان آغاز تهاجم تمام عیار به اوکراین بیش از چهار سال پیش است. در اواخر سال ۲۰۲۲، اعتبار کرملین به دلیل ناتوانی مسکو در جلوگیری از تجدید خصومتها بین آذربایجان و ارمنستان خدشهدار شد و منجر به فروپاشی نقش امنیتی سنتی روسیه در قفقاز جنوبی شد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، از آن زمان برای رهبری تلاشهای صلح در منطقه، جای خالی را پر کرده است.
سقوط بشار اسد، دیکتاتور سوری مورد حمایت کرملین، ضربه تحقیرآمیزتری برای پوتین بود. تقریباً یک دهه، مسکو منابع نظامی و دیپلماتیک قابل توجهی را برای حفظ اسد در قدرت سرمایهگذاری کرده بود. این تعامل توسط مسکو به عنوان مدرکی از بازگشت روسیه به جایگاه قدرت بزرگ تبلیغ شد. با این حال، هنگامی که رژیم اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ به سرعت در حال فروپاشی بود، روسیه قادر به مداخله نبود. در عوض، کرملین خود را به ارائه پناهندگی به رهبر برکنار شده سوریه محدود کرد.
به همین ترتیب، روسیه در کمک به نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، هنگامی که در اوایل سال ۲۰۲۶ توسط ایالات متحده دستگیر شد، ناتوان نشان داد. مسکو به عنوان شریک استراتژیک کلیدی مادورو دیده میشد و طیف گستردهای از حمایتهای مالی و امنیتی را به کاراکاس ارائه داده بود. چند روز قبل از عملیات آمریکا، روسیه هنوز «حمایت کامل» خود را از ونزوئلا ابراز میکرد. با این حال، کرملین در نهایت هیچ اقدامی در زمان حمله نیروهای آمریکایی انجام نداد.
از ارمنستان و سوریه گرفته تا ونزوئلا و ایران، ناتوانی آشکار مسکو در کمک به متحدانش در مواقع بحرانی، به اعتبار روسیه به عنوان یک قدرت جهانی آسیب جدی وارد کرده است. در حالی که کرملین هنوز قادر به تأمین سلاح و گسترش تبلیغات است، این ابزارهای محدود جایگزین حمایت امنیتی قابل توجهی که شرکای بالقوه به دنبال آن هستند، نمیشوند.
برای پوتین، این موضوع مهم است. او در طول دوران حکومت خود، با دقت تصویری از یک مرد قدرتمند را پرورش داده و به دنبال تأیید مجدد ادعاهای روسیه برای ابرقدرت بودن بوده است. با این حال، قدرتهای پیشرو جهان نفوذ خود را تنها از طریق لفاظی حفظ نمیکنند.
پس از حمله تمام عیار به اوکراین، شکست مکرر روسیه در دفاع از متحدان بینالمللی خود، واقعیت ناامیدکننده پشت ژستهای پوتین را آشکار کرده است. این از دست دادن اعتبار، پیامدهای بسیار عملی برای توانایی مسکو در جذب شرکا و نمایش قدرت در صحنه جهانی دارد. پوتین امیدوار بود که با فتح اوکراین، بتواند روسیه را به نقش غالبی که در طول جنگ سرد داشت، بازگرداند. در عوض، او در تهاجمی گرفتار شده است که محدودیتهای ژئوپلیتیکی روسیه مدرن را بیرحمانه آشکار کرده است.