شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۱۶

جنگ با ایران، تقسیم کار آمریکا و اسرائیل؟

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در حالی که ایالات متحده و ایران بین دیپلماسی و جنگ قرار گرفته‌اند، اسرائیل در حال آمادگی برای خصومت‌هایی است که احتمالاً نقش قابل توجهی از جانب اسرائیل را نیز شامل خواهد شد. ایران اخیراً به طور قابل توجهی تضعیف شده است، اما اسرائیل هنوز جمهوری اسلامی را خطرناک‌ترین دشمن خود می‌داند و بنابراین خود را یکی از ذینفعان اصلی در بن‌بست فعلی می‌داند.

کمی پس از جنگ دوازده روزه با ایران در ژوئن گذشته، اورشلیم متوجه شد که با توجه به تلاش‌های ایران برای بازسازی قابلیت‌های استراتژیک که تهدید بزرگی برای اسرائیل محسوب می‌شوند، دیر یا زود باید اقدامات نظامی بیشتری انجام دهد. این دیدگاه - که بارها به واشنگتن منتقل شده است - از درس اصلی که اسرائیل از جنگی که هفتم اکتبر آغاز شد، گرفته شده است: یعنی اینکه دیگر نمی‌تواند به امید مهار تهدیدات استراتژیک در همسایگی خود، اجازه ظهور آنها را بدهد، بلکه باید آنها را در نطفه خفه کند.

وضعیت زمانی به طرز چشمگیری تغییر کرد که ایالات متحده پس از فوران اعتراضات بزرگ در ماه دسامبر، رهبری مقابله با ایران را به دست گرفت. در حالی که اسرائیل در ژوئن گذشته رهبری را بر عهده داشت و واشنگتن پس از آن به تلاش‌های جنگی پیوست، این بار اورشلیم باید خود را با هر گزینه‌ای که دولت ترامپ انتخاب می‌کند، وفق دهد - هرچند مقامات اسرائیلی در تلاشند تا آن انتخاب را شکل دهند. از دیدگاه آنها، وضعیت فعلی ایران نه تنها یک تهدید، بلکه یک فرصت منحصر به فرد نیز هست. ایران در پایین‌ترین سطح قدرت تاریخی خود قرار دارد - نتیجه یک اقتصاد ورشکسته، فروپاشی زیرساخت‌ها، شکاف‌های جبران‌ناپذیر با اکثر مردم، تضعیف قابلیت‌های استراتژیک و یک محور منطقه‌ای متلاشی شده. در واقع، جنگ ژوئن، تهران را به عنوان یک ببر کاغذی آشکار کرد و ممکن است به فوران مجدد مخالفت‌های داخلی اندکی پس از آن کمک کرده باشد. نتیجه‌گیری اسرائیل این است که ایران بسیار آسیب‌پذیر است و فشار بیشتر در این مرحله می‌تواند دارایی‌های مهم آن را از بین ببرد، آن را بیشتر تضعیف کند و احتمالاً فروپاشی آن را تسریع کند.

در مورد احتمال اینکه ایالات متحده و ایران ممکن است برای جلوگیری از جنگ به یک توافق دیپلماتیک قابل قبول برسند، اورشلیم تردید دارد. از یک طرف، احتمال کمی وجود دارد که رهبر ایران، درخواست‌های فعلی ایالات متحده را بپذیرد، درخواست‌هایی که از نظر او هم تحقیرآمیز هستند و هم احتمالاً فشار بیشتری را با هدف سرنگونی به دنبال خواهند داشت. از طرف دیگر، حلقه تصمیم‌گیری اسرائیل تا حد زیادی معتقد است که رئیس جمهور ترامپ تمایلی به کنار گذاشتن اهرم فشار فراوانی که واشنگتن علیه ایران ضعیف به دست آورده است، صرفاً به خاطر یک «توافق ضعیف» ندارد - به معنای توافقی که تحریم‌ها را لغو می‌کند و به یک ایران آسیب‌دیده جان تازه‌ای می‌بخشد، بدون اینکه به طور مؤثر به تهدیدات استراتژیک بلندمدت ناشی از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای آن رسیدگی کند. با این حال، مقامات اسرائیلی در حالت آماده‌باش هستند تا مبادا واشنگتن در نهایت توافقی را بپذیرد که صرفاً بر بُعد هسته‌ای متمرکز باشد - سناریویی که برنامه موشکی (که همانطور که در ادامه بحث خواهد شد، نگرانی اصلی اورشلیم است) را کنار می‌گذارد، آزادی عمل اسرائیل را محدود می‌کند و در یک لحظه حساس به امیدهای مردم ایران ضربه می‌زند.

در حال حاضر، اورشلیم با این فرض عمل می‌کند که رئیس جمهور ترامپ در نهایت اقدام نظامی را انتخاب خواهد کرد و ایران با حمله به اسرائیل و سایر اهداف تلافی خواهد کرد. اسرائیل آماده است تا در این سناریو به شدت واکنش نشان دهد و گزینه‌های احتمالی پاسخ خود را کاملاً با نهادهای دفاعی ایالات متحده هماهنگ کرده است. همانطور که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، هفته گذشته اظهار داشت: «اگر آیت‌الله‌ها اشتباه حمله به ما را مرتکب شوند، پاسخی را تجربه خواهند کرد که حتی تصورش را هم نمی‌کنند.» این نشان دهنده این تفکر است که عملیات تلافی‌جویانه اسرائیل - و البته عملیات ایالات متحده - باید آنقدر ویرانگر باشد که تهدیدات استراتژیک ایران را برای سال‌ها، نه فقط چند ماه، کنار بگذارد. در طول جنگ ژوئن، اسرائیل بر اهداف استراتژیک و نظامی تمرکز داشت؛ به ندرت به اهداف ایران دست زد و از اهداف اقتصادی کاملاً اجتناب کرد. این بار، همه نوع هدف روی میز است (اگرچه هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی حیاتی تصمیمی بسیار حساس است و نیاز به مشورت نزدیک با واشنگتن دارد).

حتی اگر ایران در جریان رویارویی نظامی با ایالات متحده به اسرائیل حمله نکند، اورشلیم به خوبی می‌تواند تصمیم بگیرد که به طور جدی به تلاش جنگی آمریکا بپیوندد. در حالی که اسرائیل همچنان مصمم به خنثی کردن قابلیت‌های استراتژیک ایران است و فرصتی را برای تکمیل آنچه در جنگ سال گذشته به دست نیاورد، می‌بیند، صحنه داخلی ایران را نیز نادیده نمی‌گیرد. برنامه‌ریزان اسرائیلی کاملاً آگاه هستند که یک حمله هوایی به خودی خود نمی‌تواند باعث تغییر شود، اما آنها معتقدند که عملیات نظامی می‌تواند نقش ارزشمندی در تضعیف و برانگیختن اعتراضات گسترده‌تر ایفا کند.

برنامه‌ریزان اسرائیلی همچنین به فوری‌ترین الزامات نظامی یک عملیات ایالات متحده، چه به شکل یک کمپین بزرگ و پایدار و چه به شکل حملات محدود طراحی شده برای تقویت شرایط دیپلماتیک ایالات متحده، اندیشیده‌اند. به عبارت دیگر، هرگونه حمله اولیه ایالات متحده باید شامل سرکوب قابلیت‌های تلافی‌جویانه ایران (مثلاً موشک‌هایی که اهداف اسرائیلی، آمریکایی و متحدان را تهدید می‌کنند) و قابلیت‌های دریایی (برای کاهش هرگونه تهدید دریایی در تنگه هرمز) باشد.

پرداختن به تهدید موشک‌های بالستیک
به گفته منابع اطلاعاتی اسرائیل، ایران در چند ماه گذشته تلاش‌ها برای بازسازی قابلیت‌های موشک‌های بالستیک خود را در اولویت قرار داده است و آنها را با توجه به ضعف دفاع هوایی و محور منطقه‌ای متلاشی شده، ابزاری حیاتی برای بازدارندگی و واکنش می‌داند. جنگ ژوئن تهران را متقاعد کرد که دفاع اسرائیل در برابر موشک‌هایش آسیب‌پذیر است. در نتیجه، تلاش‌های خود را برای تولید مقادیر زیادی موشک‌های بالستیک با سوخت مایع تسریع کرد و آرزو داشت با شلیک‌های بزرگتر، این دفاع‌ها را در هم بشکند. زرادخانه آن اکنون به ۲۰۰۰ موشک بالستیک نزدیک می‌شود و نرخ تولید فعلی آن حدود ۱۰۰ موشک در ماه تخمین زده می‌شود و در حال افزایش است. همچنین در حال تولید پرتابگرهای متحرک است که پس از جنگ به گلوگاهی برای این برنامه تبدیل شد.

از نظر اسرائیل، چشم‌انداز استقرار هزاران موشک بالستیک توسط ایران در چند سال آینده یک تهدید استراتژیک بزرگ است که باید از آن جلوگیری یا از آن پیشگیری شود. اسرائیل در مشورت‌های اخیر با واشنگتن، از جمله در سطح رهبری ارشد، درخواست کرد که هرگونه توافق ایالات متحده با ایران شامل محدودیت‌هایی در تعداد و برد این موشک‌ها باشد. حداقل، اسرائیل به دنبال تضمین آزادی عمل خود در برابر این تهدید در صورتی بود که ایالات متحده تصمیم بگیرد از طریق دیپلماتیک یا نظامی به آن نپردازد. ظاهراً به اولین درخواست اسرائیل توجهی نشد - در اظهارات عمومی اخیر در مورد مذاکرات با ایران، مقامات ارشد ایالات متحده صرفاً به بُعد هسته‌ای اشاره کرده‌اند (اگرچه آخرین سخنرانی رئیس جمهور ترامپ در مورد وضعیت کشور به تلاش ایران برای توسعه موشکی که قادر به رسیدن به ایالات متحده باشد اشاره کرد). با این حال، منابع دولتی اسرائیل در خفا ادعا می‌کنند که درخواست آنها برای آزادی عمل تضمین شده است.

در این راستا، بهترین دفاع اسرائیل، حمله خوب است - اگر جنگ فراتر از یک حمله دقیق رخ دهد و باعث حمله ایران به اسرائیل شود، اورشلیم احتمالاً با دستور دادن عملیات برای از بین بردن برنامه موشکی ایران، نقش عمده‌ای در این درگیری ایفا خواهد کرد. این نه تنها به معنای شکار موشک‌ها و پرتابگرها، بلکه به معنای نابودی زیرساخت‌های توسعه و تولید نیز خواهد بود. ایده این است که چندین سال از تهدید موشک‌های بالستیک ایران فاصله گرفته شود - زمانی که اسرائیل می‌تواند از آن برای ارتقاء دفاع هوایی خود با سیستم‌های لیزری و سایر قابلیت‌ها استفاده کند (و امیدواریم شاهد تغییر در تهران باشیم).

تهدید هسته‌ای
جنگ ژوئن ضربه شدیدی به برنامه هسته‌ای ایران وارد کرد و از آن زمان تاکنون به دلیل ترس از حملات بیشتر، در مورد فعالیت‌های خود در این جبهه محتاط بوده است. با این حال، اطلاعات اسرائیل نشان می‌دهد که تهران روندی آهسته اما آگاهانه را برای آماده‌سازی زمینه برای بازسازی نهایی این برنامه آغاز کرده است. به جای تلاش برای بازگشت به غنی‌سازی اورانیوم (که با توجه به سطح آسیب در سایت‌های اصلی غنی‌سازی و ذخیره‌سازی، به هر حال دشوار است)، ایران بر حفر تأسیسات زیرزمینی عمیقی تمرکز کرده است که معتقد است در برابر حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل مصون خواهند بود. در نتیجه، اسرائیل از واشنگتن خواسته است تا اطمینان حاصل کند که هرگونه توافق جدید نه تنها فعالیت‌های غنی‌سازی آینده در خاک ایران را ممنوع می‌کند، بلکه زیرساخت‌های فیزیکی مورد نیاز برای هرگونه تلاش (زیرزمینی یا غیره) را نیز رد می‌کند و بازرسی‌های سرزده را برای اجرای تعهدات الزامی می‌کند.

تهدید نیابتی
اسرائیل همچنین تلاش‌های تهران برای تضمین مشارکت نیابتی‌های منطقه‌ای خود در یک جنگ احتمالی، از جمله تعامل قابل توجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حزب‌الله را دنبال می‌کند. اگرچه این گروه لبنانی در طول جنگ ژوئن از شلیک حتی یک گلوله خودداری کرد و در اثر درگیری با اسرائیل تضعیف شده است، اما همچنان دارای قابلیت‌های نظامی خطرناکی است و تلاش‌های قابل توجهی برای بازیابی جایگاه پیش از جنگ خود انجام داده است. اسرائیل که از این تلاش‌ها نگران شده و از اراده و ظرفیت ظاهراً ناکافی لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله ناامید شده است، جریان فزاینده‌ای از حملات دقیق علیه اهداف نظامی و تلاش‌های تسلیحاتی مجدد این گروه انجام داده است. اگر حزب‌الله در جنگ بعدی با ایران به اسرائیل حمله کند، باید انتظار یک حمله نظامی گسترده اسرائیل علیه این سازمان در داخل لبنان را داشت.

به سوی یک استراتژی مشترک
در حالی که گفتگوی ایالات متحده و اسرائیل در مورد ایران در تمام سطوح بسیار صمیمانه بوده است، برخی اختلافات طبیعی در اولویت‌های سیاسی آنها باقی مانده است. اگر ایالات متحده تصمیم به پیشبرد یک توافق دیپلماتیک بگیرد، این اختلافات آشکار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر تصمیم به حمله به ایران بگیرد - که در حال حاضر نتیجه محتمل‌تری است - احتمالاً این دو متحد بر سر تقسیم کار نظامی که برای هر دوی آنها مناسب باشد، توافق خواهند کرد.

در تدوین چگونگی چنین عملیاتی، به نظر می‌رسد واشنگتن و اورشلیم هر دو قصد دارند دو هدف اصلی را در برنامه‌های خود بگنجانند: جلوگیری از قابلیت‌های استراتژیک خطرناک ایران (هسته‌ای و موشکی) و تضعیف ایران. با این حال، علیرغم تمایل به دیدن یک ساختار متفاوت در تهران، به نظر نمی‌رسد هیچ یک از متحدان برنامه‌ای عملی برای رسیدن به آن هدف داشته باشند. هر تصمیمی که رئیس جمهور ترامپ در کوتاه مدت بگیرد، ایالات متحده و اسرائیل باید به طور مشترک یک استراتژی جامع و بلندمدت برای پیشبرد آن هدف مشترک دوم تدوین کنند. از جمله موارد دیگر، این استراتژی باید شامل راه‌هایی برای ارائه حمایت قابل توجه به معترضان داخل ایران، تعمیق شکاف بین نظام و مردم، ایجاد شکاف در شبکه سرکوبگر و شناسایی و توانمندسازی ایرانیانی باشد که می‌توانند به طور مؤثر تلاش‌ها برای به نابودی نظام را دنبال کنند. حملات نظامی می‌تواند با از بین بردن رهبری، تضعیف مراکز ثقل شبکه سرکوبگر و به طور بالقوه جسور کردن مردم مظلوم، نقش مهمی ایفا کند. با این حال، اقدام جنبشی بدون یک استراتژی گسترده‌تر برای فرسایش ممکن است کافی نباشد.

منبع گزارش:
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/war-iran-us-israeli-division-labor

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user