پایان جنگ ۱۲ روزه اخیر اسرائیل و ایران، چشمانداز استراتژیک تهران را نه تنها در مورد برنامه هستهای خود، بلکه در مورد همسویی ژئوپلیتیکی گستردهتر دگرگون کرده است. در ۲۵ ژوئن، مجلس ایران با اکثریت قاطع (۲۲۱-۰) به تعلیق تمامی همکاریها با نهاد ناظر هستهای سازمان ملل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، رأی داد و وزیر امور خارجه، عباس عراقچی، عزم تهران را برای پیگیری برنامههای هستهای خود مجدداً تأیید کرد. محکومیت شدید محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران که آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به «فروختن اعتبار بینالمللی خود» متهم کرد و بر «حرکت با سرعت بیشتر در برنامه هستهای صلحآمیز کشور» تأکید کرد نیز نشاندهنده سرخوردگی عمیق تهران از چارچوب بینالمللی عدم اشاعه است. حرکت قانونی مجلس در انتظار تصویب نهایی توسط شورای عالی امنیت ملی است. اگرچه این نافرمانی از فشار غرب جدید نیست، اما پیامدهای این بار فراتر از غنیسازی اورانیوم است: ممکن است چرخشی در چشمانداز سیاست خارجی ایران، به احتمال زیاد به سمت چین، آشکار شود. ایران، شوکه شده و در حال ارزیابی مجدد: با وجود همکاری عمیق نظامی-فنی، نیروهای ایرانی شاهد عملکرد نسبی پایین سامانههای پدافند هوایی و موشکی روسی در برابر قابلیتهای پیشرفته غربی، عمدتاً اسرائیلی و آمریکایی، بودند. اثربخشی عملیاتهای اسرائیل، شامل حملات سایبری و حملات پهپادی تاکتیکی در عمق ایران، آسیبپذیریهایی را آشکار کرد که فناوری روسیه نمیتوانست آنها را کاهش دهد. این در تضاد شدید با موفقیت درک شده پاکستان مجهز به تجهیزات چین در بازدارندگی و دفع هند است. برای ایران، که به دنبال بازدارندگی معتبر در برابر حملات آینده است، سامانههای روسی به تنهایی ناکافی به نظر میرسند. این مقایسه دشوار است: سامانههای دفاعی و پیشنهادات نظامی-صنعتی یکپارچه چین اکنون برای تهران جذابتر از مسکو به نظر میرسند. برای ایران، که از نظر تاریخی منابع تسلیحات خود را متنوع کرده است، آینده ممکن است به طور فزایندهای به…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.