اعتراضات ایران رویدادی بزرگ برای جمهوری آذربایجان محسوب میشود؛ نه تنها به این دلیل که در یک کشور همسایه بزرگ در جریان است، بلکه به خاطر میلیونها آذریزبانی که در استانهای شمال غربی ایران زندگی میکنند. هر بار که این مناطق با بیثباتی تکان میخورند، محافل ناسیونالیست آن را فرصتی برای «تجدید اتحاد» مردم آذربایجان میبینند. روایتهای ناسیونالیستی افراطی که خواستار «آزادسازی سرزمینهای تاریخی» هستند، به تدریج در ادبیات دولت آذربایجان رخنه کردهاند. با این حال، در طول بحران کنونی، موضع باکو به وضوح محتاطانه باقی مانده است. احتمالاً رهبری آذربایجان از بیثباتی در مرزهای جنوبی و آشفتگی اقتصادی هراس دارد و مایل نیست بهبودهای محدودی را که در سالهای اخیر در روابط با تهران حاصل شده، به خطر بیندازد. اعتراضات ایران ناگزیر شبح آنچه رسانههای آذربایجان «آذربایجان جنوبی» مینامند (استانهای شمال غربی ایران با جمعیت آذری) را احیا کرده است. این اولین بار نیست که وضعیت در کشور همسایه بیثبات میشود و ناسیونالیستهای آذربایجانی آن را فرصتی برای «اتحاد با هموطنان خود» در آن سوی مرز میبینند. روایتها درباره هموطنان تحت ستم که عملاً تحت اشغال ایران زندگی میکنند، منطقاً از ادبیات کلی باکو پیروی میکند؛ ادبیاتی که آذربایجان را «دژی محاصرهشده» توسط دشمنانی میبیند که به ناحق «سرزمینهای تاریخی» این کشور را تصاحب کردهاند. برای سالیان متمادی، رژیم الهام علیاف از احساسات انتقامجویانه برای بسیج جامعه و منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات دیگر استفاده کرده است. در میان ناآرامیهای اخیر ایران، مقامات آذربایجان – که معمولاً در سرکوب هرگونه تجمعی سریع عمل میکنند – اجازه دادند اعتراضی در مقابل سفارت ایران در باکو با شعار «آذربایجان باید متحد شود» برگزار شود. با این حال، این تصویر از هموطنانی که مشتاق اتحاد هستند، توسط خواستههای خودِ آذریهای ایران تایید نمیشود. این به معنای نبود تبعیض علیه اقلیتهای ملی در ایران نیست؛ دولت ایران محدودیتهایی برای استفاده از زبان…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.