در پی «جنگ دوازده روزه» ماه ژوئن میان اسرائیل، ایران و ایالات متحده، نقش قومیت در شکلدهی به بسیج سیاسی و فعالیتهای اعتراضی در ایران همچنان یک مسئله به ویژه مهم باقی مانده است. در سالهای اخیر، مسئله قومی به عنوان یک بُعد برجسته—هرچند اغلب کمتر بررسی شده—از سیاست داخلی ایران ظهور کرده است. اگرچه قومیت مدتهاست در چشمانداز سیاسی ایران نقش داشته، اما در سالهای اخیر—از تظاهرات سال ۲۰۱۷ علیه افزایش قیمت مواد غذایی، اعتراضات سال ۲۰۱۹ به دلیل قیمت سوخت، «خیزش تشنگان» سال ۲۰۲۱، تا تظاهرات سال ۲۰۲۲ که در پی جان باختن مهسا امینی جرقه خورد—محور اصلی فعالیتهای ضد نظام به طور فزایندهای از مناطق شهری با اکثریت فارسزبان یا مختلط قومی در مرکز ایران، به حاشیههای قومی کشور تغییر مکان داده است. اصطلاح «حاشیه قومی» در اینجا به هر دو مورد اشاره دارد: تمرکز جغرافیایی گروههای قومی غیرفارس در امتداد مرزهای ایران—از شمال غرب تا جنوب شرق و تا شمال—و همچنین نابرابری ساختاری در قدرت و توزیع منابع میان این مناطق و بخشهای مرکزی کشور. این تغییر، هویت قومی و نارضایتیهای قومی دیرینه را در قلب مناقشات سیاسی داخلی قرار داده و به طور قابل توجهی، جغرافیای اعتراض و منطق آن را بازسازی کرده است. برجستگی فزاینده عامل قومی در سیاست ایران، نیازمند شناسایی از سوی تحلیلگران و سیاستگذاران است. بخش عمدهای از گفتمان و بحثهای رایج درباره ایران تهرانمحور باقی مانده است و صداها و نارضایتیهای جوامع قومی به حاشیه رانده شده در حاشیه را نادیده میگیرد. با این حال، هرگونه تحول سیاسی آینده، چه از طریق اعتراض، اصلاح یا درگیری باشد، باید مرکزیت خواستههای قومی را در نظر بگیرد. این خواستهها که ریشه در دههها محرومیت ساختاری و سرکوب فرهنگی دارند، اکنون به یک نیروی سیاسی قوی تبدیل شدهاند. این امر عملاً در سالهای اخیر به انشعابی در فعالیتهای سیاسی در دو جغرافیای متمایز…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.