نزاع فرقهای اخیر سوریه متغیرهایی را معرفی کرده است که ارتباط نزدیکی با محاسبات راهبردی-امنیتی ایران دارند. این عوامل بر ارزیابی تهران از تهدیدها و ریسکها در زمینه پس از جنگ تأثیر میگذارند. در حالی که ممکن است برخی از این عناصر دلایل اصلی نگرانی نباشند، اما به عنوان عواملی عمل میکنند که ریسکها را چند برابر میکنند، در حالی که برخی دیگر فرصتهای بالقوه را ارائه میدهند. در اوایل مارس ۲۰۲۵، نیروهای دولتی وابسته به گروه هیئت تحریر الشام غیرنظامیان را در لاذقیه و طرطوس قتل عام کردند (با گزارش حدود ۱۵۰۰ کشته)، که شک و تردیدهایی را درباره نیت، ظرفیت و انسجام فرماندهی دمشق ایجاد کرد. اعتماد در اواسط ماه ژوئیه، زمانی که درگیریهای دروزی-بادیهنشین در سویدا منجر به استقرار نیروها و اتهامات متعاقب سوءاستفاده شد، بیشتر تضعیف شد. با وجود اعلام آتشبس، خشونت ادامه یافت (حدود ۱۰۰۰ کشته؛ حدود ۱۷۶,۰۰۰ آواره). در مجموع، این شوکها حوزه عملیاتی اسرائیل را گسترش داد، اختلافات در مورد یکپارچگی نیروهای دموکراتیک سوریه و دمشق را سختتر کرد و شکافهای حکمرانی را در سراسر موزاییک سوریه عمیقتر نمود. تنظیم لنز ایرانی: تحولات اخیر در چشمانداز ژئوپلیتیکی ایران، درک تهدید تهران را تشدید کرده و تحمل ریسک آن را کاهش داده است. شبکه نیابتی متحد ایران تضعیف شده است، با حماس که به طور قابل توجهی تضعیف شده، حزبالله با چالشهای اساسی روبرو است، و سقوط اسد عمق راهبردی برای دفاع پیشرو را از بین برده است. جنگ ۱۲ روزه حساسیت به ریسک را افزایش داده و حفظ نظام را در اولویت قرار داد. بیثباتکنندهترین جنبه، نفوذ نشان داده شده موساد در داخل ایران بود: گرههای پدافند هوایی و رادار مورد حمله قرار گرفتند، کادرهای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دانشمندان هستهای حذف شدند. این نفوذ، همراه با لفاظیهای آشکار مقامات اسرائیلی در مورد تغییر نظام، ترس از نقض دوباره خطوط قرمز…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.
راهنمای دریافت اشتراک
بیشتر