از ۲۸ دسامبر، اعتراضات در تمامی ۳۱ استان ایران شعلهور شده است؛ چرا که مردم ایران بار دیگر اشتیاق خود را برای تغییر نظام نشان دادهاند. این تظاهرات در ابتدا با کاهش ارزش پول ملی و سختیهای اقتصادی آغاز شد، اما به سرعت به جنبشی گستردهتر تبدیل شد که خواهان تغییرات بنیادین در ایران است. طبق گفته گروههای حقوق بشری، برآوردهای محافظهکارانه نشان میدهد که دولت ایران با کشتن دستکم ۳۸ معترض و بازداشت بیش از دو هزار نفر دیگر به این اعتراضات واکنش نشان داده است. با تداوم اعتراضات، احتمالاً این آمار افزایش خواهد یافت. اگرچه این اعتراضات الهامبخش و بالقوه تاریخی هستند، اما برخی از تحولات تحتالشعاع ایالات متحده قرار گرفته است. در ۲ ژانویه (و بار دیگر دو روز بعد)، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تهدیدی نامشخص علیه نظام ایران صادر کرد مبنی بر اینکه خشونت بیشتری علیه شهروندانش به کار نبرد. تحسینبرانگیز است که دولت ترامپ توجه خود را بر مردم ایران متمرکز کرده است، اما این موضوع با تصمیمات گذشته این دولت مبنی بر قطع بودجه سرویسهای حیاتی دور زدن فیلترینگ اینترنت در ایران و خودداری از موضعگیری علیه نقض حقوق بشر، تناقض دارد. ایالات متحده نباید این فرصت را برای تأکید دوباره بر حمایت از مردم ایران، به عنوان هسته مرکزی یک رویکرد جامعتر در قبال سیاست ایران، از دست بدهد. با در نظر گرفتن این زمینه و با تکیه بر تجربیات گذشته ما در سمتهای مختلف دولتی آمریکا در حوزه ایران — از جمله در جریان اعتراضات مهسا امینی — ما توصیههای کلیدی زیر را پیشنهاد میکنیم: توصیههایی برای ایالات متحده و شرکای آن توقف تمامی ابتکارات اصلیِ غیرمرتبط با اعتراضات: اکنون زمان مذاکرات هستهای جدید یا حملات نظامی نیست. دولت بایدن در واکنش به مرگ مهسا امینی، مذاکرات احیای برجام را متوقف کرد. این به معنای مرگ دیپلماسی نیست، اما هرگونه گفتگوی هستهای…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.