احتمال رویارویی نظامی میان واشنگتن و تهران، دستکم در حال حاضر، با آغاز گفتگوها میان دو کشور با میانجیگری عمان به تعویق افتاده است. با این حال، دستیابی به یک گشایش استراتژیک در این مذاکرات — که به گفته دونالد ترامپ، باید در ماه آینده حلوفصل شود — بدون امتیازدهیهای اساسی از سوی حداقل یکی از طرفین در موضوعاتی که پیشتر خارج از محدوده مذاکرات تلقی میشدند، بعید به نظر میرسد. ایران همچنان تاکید دارد که برنامه موشکهای بالستیک و حمایت از شبکه نیروهای نیابتی منطقهایاش غیرقابل مذاکره است؛ یعنی دقیقاً همان حوزههایی که دولت ترامپ خواستار امتیازات گسترده در آنهاست. این بدان معناست که دیپلماسی میتواند متوقف شده یا بهطور کامل شکست بخورد. در آن صورت، ترامپ که به آرامی در حال تقویت نیروهای نظامی خود در منطقه بوده است، چه خواهد کرد؟ دو مسیر اصلی برای یک حمله نظامی پیش روی اوست: ۱. حمله محدود بازدارنده: علیه سپاه پاسداران و نیروهای بسیج، با هدف تحقق «خط قرمز» ترامپ درباره کشتار معترضان و وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره از موضع ضعف. با این حال، چنین حملهای احتمالاً تأثیر محدودی بر محاسبات ایران خواهد داشت و تضمینی برای یک رویارویی نظامی مدیریتشده نیست، چرا که ایران اعلام کرده آماده است پس از هر حملهای، اقدامات تلافیجویانه انجام دهد. ۲. کارزار نظامی گستردهتر: با هدف ایجاد تغییرات بنیادین در محاسبات فعلی — مانند پذیرش محدودیتهای شدید بر موشکهای بالستیک و فعالیتهای نیابتی — یا حتی تغییر ساختار. برای موفقیت این سناریو، ایالات متحده باید تهدیدی معتبر ایجاد کند. این امر مستلزم یک کارزار نظامی مستمر و هماهنگ با حمایت متحدان منطقهای است تا ایران مجبور شود میان «نوشیدن جام زهر» برای بقا یا مواجهه با درگیری که موجودیتش را تهدید میکند، یکی را انتخاب کند. پیگیری تغییر خطرات قابل توجهی دارد، از جمله احتمال فروپاشی داخلی به گروههای…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.