شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

تهدید اسلام‌گرایی برای لیبرال‌دموکراسی در اروپا

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

ایران، بیتا همتی، اولین زنی که به جرم تظاهرات علیه حکومت اسلامی مجرم شناخته شد را به دار آویخت. در همین حال، در بخش نرم برلین، در آن میدان الکساندر که صحنه رژه‌های هیتلری، راهپیمایی‌های و سلفی‌های توریستی امروزی بود، یک پانتومیم باورنکردنی به راه افتاده است. نفرت ضد غربی و ضد اسرائیلی به یک صحنه‌سازی وحشتناک تبدیل می‌شود.

چهار نفر با لباس‌های ورزشی سفید و چفیه‌های فلسطینی، که مانند سالامی بسته شده‌اند، و کیسه‌هایی روی سرشان، از یک چوبه دار موقت آویزان هستند. موسیقی عربی با صدای بلند پخش می‌شود، کودکانی در میان تماشاگران با دهان باز و متعصبان با پرچم‌های سبز-قرمز-سیاه که فریاد «همبستگی با فلسطین» سر می‌دهند و در عین حال صحنه اعدام را تقلید می‌کنند، تماشا می‌کنند. یکی زنی را مانند سگ با قلاده نگه داشته است.

و پلیس آلمان؟ پلیس مشاهده می‌کند، فیلم می‌گیرد، یادداشت‌برداری می‌کند و سپس به خانه می‌رود. دلیل رسمی: «هیچ خشونت واقعی وجود نداشت.» یکی در میکروفون فریاد می‌زند: «فقط یک دولت وجود دارد، فلسطین ۴۸.»

این یک تظاهرات نیست. این یک آیین قبیله‌ای وارداتی است، یک نمایش قصابی که در لباس هنری پنهان شده و در قلب ملتی جشن گرفته می‌شود که بیش از هر کس دیگری باید بداند که چوبه دار و کیسه‌ای بر سر به چه معناست.

در غزه، مکان مقدس این جمعیت‌های خشن، اعدام‌ها به صورت محاکمات عمومی و فوری انجام می‌شود: محکومان در وسط خیابان کشته می‌شوند در حالی که مردم تماشا می‌کنند و با تلفن‌های خود فیلم می‌گیرند. برلین، شهری که قرن بیستم و هیولاهای آن را به وجود آورد، امروز به صحنه تئاتر وحشت تبدیل می‌شود که در آن جلادان به قربانیان و مقلدان آنها به قهرمانان خیابانی تبدیل می‌شوند.

بربریتی که از بیابان نمی‌آید، بلکه از اتاق نشیمن راحت خودمان می‌آید. زیرا این دلقک‌های طناب‌دار از آسمان نیفتاده‌اند؛ آنها توسط دهه‌ها چندفرهنگی‌گرایی انتحاری، توسط آن نسبی‌گرایی فرهنگی که اروپا را به فاحشه‌خانه‌ای بدون قانون تبدیل کرده است، دعوت، تحمل و نوازش شده‌اند، جایی که هر کسی می‌تواند خدای خونخوار خود را بیاورد و خواستار احترام به آن شود.

حماس که به مردم تجاوز می‌کرد، آنها را زنده زنده می‌سوزاند، سر می‌برد و از همه چیز فیلم می‌گرفت تا در پخش زنده از آن لذت ببرد، اکنون در یک میدان اروپایی طوری تقلید می‌شود که انگار کارناوال ونیز است. و ما، با برتری متکبرانه «مترقی» خود، وانمود می‌کنیم که این «اعتراض مشروع» است.

و دولت آلمان - همان دولتی که میلیاردها دلار برای یادآوری هولوکاست هزینه کرده است - اکنون اجازه می‌دهد اعدام‌ها به نام ایدئولوژی‌ای که همان هولوکاست را انکار می‌کند، تقلید شوند. چرا؟ چون می‌ترسد. از اتهامات اسلام‌هراسی، از رسانه‌های اجتماعی، از دست دادن آرای حاشیه‌نشینانی که دیگر آلمانی نیستند، می‌ترسد.

در کمتر از یک نسل، ۲۰ درصد از آلمان اسلامی خواهند بود. شاید تا آن تاریخ واقعاً شاهد اعدام در میدان باشیم؟

اروپا نه از پیری، بلکه از بزدلی در حال مرگ است. میلیون‌ها نفر را وارد کرده است که ارزش‌های آن را به اشتراک نمی‌گذارند - آنها نه تنها آنها را به اشتراک نمی‌گذارند، بلکه از آنها متنفرند - و به جای درخواست ادغام، آنها را تشویق کرده است که خودشان بمانند.

نتیجه؟ محله‌هایی که شریعت در آنها از کانت زنده‌تر است، جایی که زنان محجبه با انزجار به زنان اروپایی که جرات می‌کنند مچ پای خود را نشان دهند نگاه می‌کنند، جایی که پسران رویای خلافت را در سر می‌پرورانند در حالی که ما مزایای آنها را پرداخت می‌کنیم. و وقتی همین پسران برای شبیه‌سازی اعدام به میدان می‌روند، چپ‌های فرهیخته - همان‌هایی که تا دیروز علیه هر صلیبی در کلاس فریاد می‌زدند - ساکت می‌مانند یا تشویق می‌کنند. زیرا برای آنها غرب همیشه گناهکار است، اسرائیل همیشه استعمارگر است و حماس فقط "مقاومت" است.

اورول را به خاطر دارید؟ "هر کسی که گذشته را کنترل کند، آینده را کنترل می‌کند." خب، این فعالان در حال بازنویسی حال هستند: آنها جلادان را به شهید و شهدا را به ستمگران تبدیل می‌کنند. و اروپا، با حافظه کوتاه مستی‌اش، به آنها اجازه می‌دهد این کار را انجام دهند.

بنابراین، چوبه دار الکساندر پلاتز نشانه نهایی است. این گواه آن است که اروپا غریزه بقا خود را از دست داده است. اینکه ترجیح می‌دهد تا سر حد مرگ "فراگیر" باشد تا اینکه "تحمل ناپذیر" - بله، تحمل ناپذیر - نسبت به کسانی که از آن متنفرند. و در حالی که روشنفکران ما درخواست‌های «آتش‌بس» را امضا می‌کنند (همیشه فقط از یک طرف)، بربرها می‌خندند، فیلم می‌گیرند و پیروزی نمادین خود را در تیک‌تاک آپلود می‌کنند.

بربریت در قلب اروپا است، در درون ماست، در امتناع بزدلانه از نامیدن چیزها به نام خودشان، در چندفرهنگی‌گرایی انتحاری است که مهمان‌نوازی را به تسلیم، مدارا را به مازوخیسم، احترام به تفاوت‌ها را به کناره‌گیری از عقل تبدیل می‌کند.

اما طناب دار، وقتی پایین کشیده شود، بین قربانیان تعیین‌شده و همدستان خاموش تمایزی قائل نخواهد شد.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-online/anti-israel-barbarians-will-destroy-europe-from-within

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user