از سال ۱۹۷۹، اکثر روسای جمهور آمریکا - از جمله دونالد ترامپ - محاسبه کردند که آیا جمهوری اسلامی ایران با نیروی نظامی سرنگون خواهد شد یا خیر. پس از سرکوب اعتراضات سراسری توسط دولت ایران، که به گفته گروههای حقوق بشری تاکنون بیش از ۶۰۰۰ کشته برجای گذاشته است، او به ایرانیان گفت "کمک در راه است". اما پایان بازی ترامپ در مورد ایران همچنان غیرقابل پیشبینی است. از زمان آغاز اعتراضات در اواخر دسامبر، ترامپ بارها ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده و در عین حال در را برای دیپلماسی باز گذاشته است. در روزهای اخیر، جتهای جنگنده و کشتیهای جنگی آمریکایی به خاورمیانه رسیدهاند که گزینههای حمله، دفاع و بازدارندگی ایالات متحده را افزایش میدهد و به طور بالقوه اهرم فشار ایالات متحده را در تلاشهای دیپلماتیک تقویت میکند. ضرورت اخلاقی برای محافظت از غیرنظامیان قابل درک است، همانطور که جذابیت استراتژیک مجازات تهران نیز قابل درک است. ایالات متحده و اروپا باید تا حد امکان گامهای عملی برای حمایت از مردم ایران بردارند. اما پس از تجربیات دردناک در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه، آنها همچنین باید در مورد محدودیتهای نفوذ غرب و خطرات جنگ طولانی مدت با ایران واقعبین باشند. خطرات ناشی از مداخله نظامی بیشتر بسیار شدید است و تضمین کمی وجود دارد که این امر به طور پایدار به ایرانیان در خیابان کمک کند. یک ملاحظه فوری برای ایالات متحده و کشورهای اروپایی با منافع کلیدی منطقهای، خطر واکنش متقابل است. اگر آمریکا حملات قابل توجهی را به هدف تغییر نظام انجام دهد، تهران احتمالاً با هدف قرار دادن سربازان آمریکایی مستقر در سراسر خاورمیانه، هزینه را برای ترامپ در سال انتخابات افزایش خواهد داد. ارتش ایران همچنین توانایی عملیاتی حمله به تأسیسات نفتی در خاورمیانه و قطع جریان کشتیرانی بینالمللی از طریق تنگه هرمز را دارد که باعث افزایش قیمت جهانی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.