رهبران ایران پس از جنگ ایران و اسرائیل با پرسشهای اساسی درباره استراتژی و اولویتهای نظامی خود روبرو هستند. آنها در بازدارندگی حملات آمریکا و اسرائیل و یا دفاع از حریم هوایی خود ناموفق بودند، و به نیروهای اسرائیلی آزادی عمل دادند تا طیف وسیعی از اهداف حساس را در سراسر ایران هدف قرار دهند. نیروهای موشکی ایران نیز نتوانستند در مقیاس قابل توجهی به دفاع هوایی اسرائیل نفوذ کنند، و به این ترتیب، ایران نتوانست هزینه جدی برای حملات اسرائیل تحمیل کند. این حوادث، یک شکست کامل برای سیاست امنیتی ایران محسوب میشود؛ سیاستی که از دیرباز بر بازدارندگی و دفاع در برابر حمله متعارف توسط ایالات متحده و اسرائیل متمرکز بوده است. اکنون، رهبران ایران باید رویکرد نظامی خود را از بنیان بازنگری کنند، که این امر میتواند نحوه به کارگیری نیروهای تحت فرمان آنها را تغییر دهد. آنها میتوانند، از جمله موارد دیگر، در تقسیم مسئولیتها بین دو نهاد نظامی خود: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش، تجدید نظر کنند. تهران به طور سنتی مهمترین مأموریتهای خود را به سپاه واگذار کرده است، اما ممکن است در ماهها و سالهای آینده، به ویژه با توجه به عملکرد ضعیف سپاه در درگیریهای اخیر، به طور فزایندهای به ارتش روی آورد. این گزارش به بررسی سازمان رزم نیروی زمینی ارتش میپردازد تا زمینه را برای گفتمان عمومی پیش از هرگونه تغییر اساسی در سیاست امنیتی ایران فراهم کند. نگاهی به ارتش ایران: ارتش پیش از انقلاب ایران وجود داشت و ارتش شاهنشاهی سابق بود. روحالله خمینی، بنیانگذار و اولین رهبر جمهوری اسلامی، در سالهای پیش از انقلاب، ارتش شاهنشاهی را به عنوان نیرویی نیابتی برای آمریکا مورد انتقاد قرار داد. امام خمینی پس از انقلاب تصمیم گرفت ارتش را حفظ کند تا از مخالفت آن جلوگیری کند، اما همچنان با دیده شک به آن مینگریست. این بیاعتمادی باعث شد…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.