در بسیاری از پایتختهای غربی، کلیشهای درباره ایران وجود دارد مبنی بر اینکه این کشور همچنان یک خکومت دینی رادیکال است که درصدد برتری منطقهای و به دنبال تغییر نظم خاورمیانه است. با این حال، ماههای پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ نشان داد که وضعیت داخلی ایران، پیچیدهتر از این روایت کلیشهای است. خوانش دقیق فضای داخلی ایران، مصرف رسانهای در حال تحول و پویاییهای اجتماعی در حال تکامل، نشاندهنده دولت و جامعهای است که بیش از هر چیز بر «بقا» تمرکز کردهاند. این ضرورتِ بقا منجر به پایداری سیستم سیاسی، بهبود انسجام ملی و تجدیدنظر در روابط آسیبدیده دولت و ملت شد. این تمرکز بر بقا، محیطی پیچیده و گاه متناقض ایجاد کرده است. جمهوری اسلامی قدرت خود را رها نمیکند؛ بلکه در حوزههای کلیدی سرسختی بیشتری نشان داده است. با این حال، به طور موازی، از حوزه اتحادهای خارجی تا هنجارهای فرهنگی و اجتماعی از خود انعطاف نشان داده است. این مسائل با روایات غالب غرب از ایران در تضاد است. ایران نه کشوری در آستانه فروپاشی است و نه قدرتی با اعتمادبهنفس که مصمم به بازسازی منطقه باشد. بلکه دولتی است که بر اساس منافع خود عمل میکند، از منظر استراتژیک در حال انعطاف است و در برابر خطرات داخلی و خارجی رویکرد پیشگیری از تهدید را برگزیده است. جنگ ژوئن این پویایی را تقویت کرد؛ جنگی که بسیاری از ایرانیان آن را نه به عنوان نبردی دیگر در درگیری طولانی با اسرائیل، بلکه به عنوان تلاشی مستقیم برای فروپاشی کشور تجربه کردند. اسرائیل حمله غافلگیرانه خود را در میان مذاکرات هستهای ایران و آمریکا آغاز کرد و بیش از ده تن از فرماندهان ارشد و دانشمندان هستهای را به قتل رساند. در طول هفته بعد، اسرائیل ساختمان صداوسیمای دولتی، زندان اوین و جلسه مقامات ارشد در شورای عالی امنیت ملی را در میان اهداف متعدد دیگر…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.