با وجود تمام سلاحهای نظامی باقیمانده در زرادخانه ایران، این حکومت سرانجام از سلاحی که اقتدارگرایان بیش از همه به آن متکی هستند، محروم شده است: ترس. پنج دهه است که حکومت ایران مردم خود را سرکوب و در خاورمیانه و فراتر از آن بیثباتی ایجاد کرده است. اما این حکومت ممکن است سرانجام وارد یک بحران استراتژیک شده باشد که قادر به فرار از آن نخواهد بود. حکومت تهران برای تضمین بقای خود تا به امروز، تلاش کرده تا آنچه را که به عنوان دو تهدید بزرگ خود میدید، دفع کند: جمعیت نسبتاً جوان، تحصیلکرده و فعال سیاسی؛ و کشورهای منطقه و به ویژه ایالات متحده، که از تهدیدات بیوقفه حکومت ایران علیه منافع خود و ثبات منطقهای رنجیده بودند. ترس ابزار اصلی حکومت بوده است: چه با دامن زدن به ترس خودبازدارنده واشنگتن و دیگران مبنی بر اینکه درگیری بیش از حد با ایران باعث جنگ منطقهای میشود، و چه با ایجاد ترس در میان مردم ایران مبنی بر اینکه اعتراضات فقط انتقام حکومت را به جای حمایت بینالمللی به دنبال خواهد داشت. اما نشانههای روشنی وجود دارد که دیوار ترس شکسته شده است. ایالات متحده و اسرائیل بر دههها تردید برای رویارویی مستقیم با ایران غلبه کردهاند و تهدید به حملات بیشتر میکنند. معترضان ایرانی، که شاید تا حدودی به دلیل وعدههای حمایتی دونالد ترامپپ، دلگرم شدهاند، علیرغم استفاده حکومت از زور، همچنان به خیابانها میآیند. اینکه آیا ایرانیان قادر به تحمل جنایات حکومت و ادامه اعتراضات خود خواهند بود، هنوز مشخص نیست، اما واضح است که این قیام از نظر اندازه و نوع و طیف محرکها، چه اقتصادی و چه سیاسی، با قیامهای گذشته متفاوت است. در داخل، سرویسهای امنیتی و قضات ایران بیرحم بودهاند، همانطور که سابقه تلخ آنها در زندانها و اعدامها و واکنش خشونتآمیز به اعتراضات نشان میدهد. در منطقه و خارج از…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.