در هفتهای که گذشت، برنامهریزان نظامی بیش از سی کشور در لندن برای کنفرانسی دو روزه با هدف تدوین طرحی دقیق برای بازگشایی تنگه هرمز گرد هم آمدند. این جلسه تنها چند روز پس از آن برگزار شد که پاریس میزبان پنجاه و یک کشور بود تا حمایت دیپلماتیک خود را از یک مأموریت دفاعی چندملیتی برای محافظت از کشتیرانی در این آبراه حیاتی در صورت مساعد شدن شرایط نشان دهد.
با اصرار بر بازگشایی تنگه، این ابتکار جدید میتواند در تضاد با استراتژی فعلی ایالات متحده برای محاصره بنادر ایران به منظور خفگی اقتصادی ایران تلقی شود. با این حال، تلاش اروپا به طور کلی با اهداف ایالات متحده، به ویژه هدف جلوگیری از اعمال نفوذ جدید تهران بر بازارهای جهانی انرژی، سازگار است. در واقع، ایران به شدت از جلسه پاریس انتقاد کرد و علی اکبر ولایتی، مقام ارشد، آن را «نمایشی مسخره» خواند و با کنایه گفت: «اگر انگلیس و فرانسه واقعاً نگران امنیت کشتیرانی هستند، باید به فکر راهحلی برای کانال مانش و التیام زخم قدیمی در جبل الطارق باشند.»
ائتلافسازی در یک بستر جدید فراآتلانتیکی
در گذشته، بسیاری از دولتهای اروپایی - به ویژه متحدان نزدیک مانند بریتانیا و دانمارک - به طور خودکار از تلاشهای امنیتی آمریکا حمایت میکردند، اما جنگ ایران نشان میدهد که این دوران به پایان رسیده است. با این حال، اختلافات فعلی فراآتلانتیکی را نباید با خصومت اشتباه گرفت. رهبران اروپایی حاضر به مخالفت با استراتژی کلی آمریکا در قبال بحران ایران نیستند. بلکه، آنها در تلاشند تا نقش سیاسی و نظامی مورد نظر خود را - و توانایی ایفای آن را - در این بستر جدید شرح دهند.
بریتانیا و فرانسه با پیشبرد یک مأموریت چندملیتی برای بازگشایی تنگه هرمز، در این مسیر پیشرو هستند. این امر به ویژه برای لندن که به دلیل مشکلاتی که با استقرار سریع داراییهای دریایی در منطقه پس از هدف قرار گرفتن پایگاه هوایی آکروتیری در قبرس در اوایل ماه مارس توسط پهپادهای ساخت ایران که از لبنان پرتاب شده بودند، متحمل شد، با انتقادات شدید ایالات متحده و داخلی مواجه شده است. مرحله بعدی بحران فرصت بزرگی برای نشان دادن توانایی این قاره در تدوین یک استراتژی نظامی مناسب است. در واقع، بسیاری از اروپاییها معتقدند که آنها کاری را انجام میدهند که دولت ترامپ تا حد زیادی تمایلی به انجام آن ندارد: تشکیل یک ائتلاف بینالمللی گسترده از شرکای مشتاق که علیرغم اختلافاتشان، یک هدف استراتژیک بلندمدت مهم را به اشتراک میگذارند.
مسابقه با زمان
شاید دشوارترین جنبه برنامهریزی یک مأموریت به رهبری اروپا، چگونگی استقرار سریع نیروهای چندملیتی پس از برآورده شدن پیشنیاز بریتانیا و فرانسه برای یک "محیط مجاز" باشد. این مفهوم همچنان مبهم تعریف شده است، به ویژه در مورد میزان ارتباط مورد نیاز با ایران، بنابراین ممکن است به اندازهای که برخی میترسند، مانع ایجاد نکند. با این حال، اجرای سریع ممکن است برای کشورهایی مانند آلمان که بر یک چارچوب قانونی بینالمللی قوی (مثلاً قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل) و تأیید پارلمان داخلی قبل از انجام هرگونه عملیاتی اصرار دارند، دشوار باشد.
این واقعیت که پاریس و لندن تا دو هفته پس از اعلام آتشبس فعلی، کنفرانس برنامهریزی نظامی تشکیل ندادند، تردیدهای موجهی را در مورد توانایی آنها برای استقرار به سرعتی که تحولات ایجاب میکند، ایجاد میکند. با این حال، تقابل نظامی مداوم بین ایالات متحده و ایران - از جمله توقیف کشتیها توسط ایران برای اولین بار در طول این بحران به مقامات اروپایی زمان بیشتری میدهد تا یک تلاش بینالمللی قابل توجه را سازماندهی کنند.
اسکورت کشتیها و پاکسازی مینها برای کاهش قیمت نفت
دیدگاه اروپاییها این است که صرف نظر از زمان دستیابی به آتشبس دائمی، یک نیروی چندملیتی نقش مهمی در بازگرداندن جریان ترافیک دریایی خلیج فارس قبل از جنگ خواهد داشت. حتی در خوشبینانهترین سناریو - انعقاد سریع توافق ایالات متحده و ایران - بازگشت به حالت عادی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد. از این رو، هدف از یک ماموریت اسکورت، محافظت از کشتیهای تجاری به منظور تسریع تثبیت بازار و کاهش قیمت نفت خواهد بود - هدف اصلی دولت ترامپ که پیش از این معافیت خود را تمدید کرده و به کشورها اجازه میدهد نفت خام تحریم شده روسیه را در دریا در بحبوحه اختلالات شدید عرضه خریداری کنند.
دولتهایی که در این تلاش نظامی مشارکت دارند، میتوانند در سایر عملیاتها با هدف تضمین آزادی ناوبری، از جمله تلاشهای پاکسازی مین، نیز شرکت کنند. یکی از استدلالهایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای متقاعد کردن کشتیها به تغییر مسیر خود در تنگه استفاده کرده است، «احتمال وجود انواع مختلف مینهای ضد کشتی در منطقه اصلی ترافیک» است. با توجه به دشواری تعیین صحت دقیق چنین ادعاهایی، تهدید مین همچنان برای مدتی طولانی بر اپراتورهای کشتیرانی تجاری تأثیر خواهد گذاشت. بنابراین، جلب مشارکت کشورهای اروپایی که متعهد به مشارکت در ظرفیت مینروبی شدهاند، بهویژه بلژیک، فرانسه، آلمان و هلند، مفید خواهد بود.
ایالات متحده همچنین باید با توجه به ماهیت منابعبر ماموریتهای کاروانی و اسکورت، از ماهیت ائتلافی این تلاش به رهبری اروپا استقبال کند. این یکی از نکات برجسته عملیات «اراده جدی» در پایان جنگ ایران و عراق بود. در سال ۱۹۸۷، کویت درخواست کرد که کشتیهای جنگی آمریکایی، نفتکشهایی را که در بحبوحه آن درگیری گرفتار شده بودند، اسکورت کنند و نیروی دریایی ایالات متحده در آن زمان به اندازه کافی بزرگ بود (حدود ۶۰۰ کشتی) تا بتواند این ماموریت را به تنهایی انجام دهد. با این حال، ناوگان فعلی نیروی دریایی کوچکتر است (تقریباً ۳۰۰ کشتی) و فاقد منابع لازم برای انجام چنین عملیاتی برای مدت طولانی است، بنابراین به نفع واشنگتن است که از تشکیل یک ماموریت چندملیتی همفکر حمایت کند.
توصیهها
اگر قرار است تلاش به رهبری اروپا معتبر باشد، شرکتکنندگان باید جزئیات مشخصی در مورد تعهدات عملیاتی که مایل به انجام آن هستند و قابلیتهای نظامی که ارائه خواهند داد، ارائه دهند. تفاوت بین تعداد شرکتکنندگان در نشست پاریس (۵۱) و نشست لندن (حدود ۳۰) احتمالاً نشان میدهد که چندین کشور از نظر سیاسی از این تلاش حمایت میکنند اما ظرفیت ارائه پشتیبانی نظامی اساسی را ندارند.
چالش فعلی این است که اطمینان حاصل شود که این تعداد بیشتر کاهش نمییابد. برعکس، برنامهریزان باید برای ایجاد نیرویی تلاش کنند که به اندازه کافی معتبر تلقی شود تا کشورهای بیشتری، به ویژه از آسیا، را جذب کند. جدیدترین مأموریت دریایی اتحادیه اروپا در منطقه - عملیات آسپیدز در دریای سرخ، که در فوریه ۲۰۲۴ آغاز شد - بدون شک به افزایش ترافیک تجاری از طریق آن آبراه پس از ماهها تلاش شرکای حوثی ایران برای مهار آن کمک کرد. با این حال، آسپیدز همچنین بر دشواری سازماندهی و استقرار داراییهای کافی برای بازگشت کشتیرانی به حالت عادی تأکید کرد. پس از کنفرانس هفته گذشته در پاریس، اکثر کشورهایی که بیانیه مشترک بریتانیا و فرانسه را تأیید کردند، اروپایی بودند، به استثنای قابل توجه استرالیا، بحرین، کانادا، جیبوتی، عراق، نیوزیلند، کره جنوبی و سومالی.
اگر دولت ترامپ مایل به تشویق مستقیم تلاش به رهبری اروپا نباشد، همچنان میتواند با اجتناب از اظهاراتی که مانع ماموریت میشود و به طور بالقوه کشورهای دیگر را از شرکت در آن باز میدارد، به منافع آمریکا خدمت کند. این شامل توقف اظهارات خصمانه علیه ملتها و مقامات اروپایی است که باعث آسیب بیمورد به برداشت متحدان از واشنگتن میشود. مقامات آمریکایی همچنین میتوانند با تقویت علنی و خصوصی بسیاری از روابط و منافع مشترک دیگر بین شرکتکنندگان در ائتلاف و ارتش ایالات متحده کمک کنند. قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، رئیس جمهور ترامپ ابتدا باید مایل باشد از اختلافات فراآتلانتیکی بر سر جنگ ایران که ظاهراً باعث واکنش منفی او به اجلاس پاریس شده است، عبور کند.
در سطح عملیتر، نیروهای آمریکایی احتمالاً پس از آغاز تلاش به رهبری اروپا، همچنان در منطقه خواهند بود. به همین دلیل، هماهنگی مستحکم بین دو سوی اقیانوس اطلس، از جمله کاهش درگیری نظامی، همکاری در فعالیتهای مینزدایی و اشتراکگذاری اطلاعات، کلیدی خواهد بود. این موضوعات و موضوعات مرتبط ممکن است در گفتگوهای رئیس جمهور ترامپ با پادشاه چارلز در طول سفر سلطنتی هفته آینده مطرح شود.