از زمان به دست گرفتن قدرت در ۲۰ ژانویه، رئیسجمهور دونالد ترامپ، کتابهای راهنمای سیاست داخلی و خارجیای را که دههها دولت ایالات متحده را هدایت میکردند، کنار گذاشته است.
سیاست داخلی:
در داخل، ترامپ برای حذف برنامههای تنوع، برابری و شمول در سراسر دولت فدرال و دانشگاهها اقدام کرده و به دنبال ممنوعیت حضور افراد تراجنسیتی در ارتش بوده است. او همچنین به دنبال کاهش بودجه برای تحقیقات علمی بوده است. در عرصه بودجه، ایلان ماسک، میلیاردر و مشاور نزدیک رئیسجمهور، ادعا کرده است که مقادیر عظیمی از تقلب و اتلاف در بودجه فدرال یافته است. علاوه بر این، «اداره کارآمدی دولت» (DOGE) ماسک، قصد دارد چندین اداره دولتی را برچیند. ترامپ همچنین رویکردهای بحثبرانگیزی را در قبال اخراج مهاجران، چه دارای مدرک و چه بدون مدرک، در پیش گرفته است. در این مسیر، اقدامات ترامپ سؤالات عمیقی را در مورد رابطه بین قوای مقننه و مجریه مطرح کرده است.
مقیاس اقدامات ترامپ با سرعت آنها برابری میکند. ترامپ کابینهای را منصوب کرده است که برخی از آنها بحثبرانگیز هستند و به دستور کار «اول آمریکا» او متعهد هستند. به نظر میرسد وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، یک جمهوریخواه محافظهکار سنتی، یک استثنا باشد. به نظر میرسد پروژه ۲۰۲۵، راهنمای حکمرانی تهیه شده توسط بنیاد محافظهکار هریتج، به شدت رویکرد دولت ترامپ را شکل میدهد.
سرعت ابتکارات ترامپ، دموکراتها را نیز سردرگم کرده است. ابتکارات تقریباً روزانه، توسعه یک پیام منسجم را برای گروههای مخالف دستورات و اقدامات دولت دشوار کرده است.
سیاست خارجی:
تغییرات ترامپ در سیاست خارجی نیز کمتر از سیاست داخلی چشمگیر نبوده است. درگیری با کلمبیا و پاناما در عرض چند روز پس از به دست گرفتن قدرت رخ داد. رئیسجمهور علاقه خود را به خرید گرینلند از دانمارک ابراز کرد و بارها تمایل خود را برای تبدیل کانادا به «ایالت پنجاه و یکم» اعلام کرد. شاید او این کار را از روی شوخی انجام داده باشد، اما کاناداییها در سراسر طیف سیاسی از این موضوع خوشحال نشدند.
تعرفهها:
سیاست تعرفهای او پیامدهای بیشتری داشته است. این شامل عوارض گمرکی متناوب بر کالاها از مکزیک و کانادا بوده است، تا حدی برای تشویق این کشورها به رسیدگی به قاچاق فنتانیل، علیرغم شواهد متناقض در این مورد. همچنین تعرفههایی بر سایر کشورها، از جمله چین، همراه با تهدید به اعمال آنها بر اعضای اتحادیه اروپا و دیگران وجود دارد. پیگیری تعرفههای مختلف اکنون به یک کار گیجکننده برای مشاغل و دیگران تبدیل شده است، زیرا اهداف بالقوه روز به روز تغییر میکنند.
علاقه رئیسجمهور ترامپ به تعرفهها فراتر از استفاده ابزاری آنها در متقاعد کردن کشورها برای مثال، کاهش قاچاق مواد مخدر یا جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی به ایالات متحده است. قابل توجه است که او حمایت خود را از تعرفهها به دلایل مالی اعلام کرده است.
تمایل او به تعرفهها به شدت توسط اقتصاددانان جریان اصلی مورد انتقاد قرار میگیرد، کسانی که معتقدند تعرفهها احتمالاً هزینههای اضافی را به مشاغل و مصرفکنندگان آمریکایی منتقل میکنند. با وجود این ارزیابیهای تخصصی و اثرات فعلی تعرفهها، به نظر میرسد ایمان عمیق به اثربخشی تعرفهها یکی از باورهای اصلی رئیسجمهور است.
خاورمیانه:
در خاورمیانه، اظهارات ترامپ در مورد تبدیل غزه به یک «ریویرا» جدید - که احتمالاً ناشی از تجربه طولانی او در توسعه املاک است - بازیگران منطقهای را نگران کرد، زیرا آنها نگران بودند که طرح ترامپ منجر به انتقال پناهندگان به کشورهای همجوار شود. ایده جابجاییهای گسترده پناهندگان بلافاصله توسط همسایگان عرب اسرائیل رد شد. چنین جابجاییهایی یک چالش امنیتی بزرگ برای مصر و یک تهدید موجودیتی برای اردن خواهد بود. درگیری در غزه، علیرغم تلاشها برای برقراری آتشبس، ادامه دارد. راه حل دو کشوری - یک هدف دیرینه ایالات متحده - همچنان دور از دسترس است.
در سایر نقاط خاورمیانه، تضعیف موقعیت استراتژیک ایران و سقوط رژیم اسد در سوریه فرصتهایی را برای ایالات متحده ایجاد کرده است. دولت ترامپ، همانطور که در دوره اول خود انجام داد، احتمالاً موضعی قاطعانه در قبال برنامه هستهای تهران و حمایت آن از گروههای ضدآمریکایی در منطقه اتخاذ خواهد کرد. این دولت همچنین علاقهمندی خود را به احیای مذاکرات با هدف محدود کردن ظرفیت سلاح هستهای ایران نشان داده است. روابط با تهران ممکن است با افزایش حملات ایالات متحده به حوثیها، متحد ایران، در یمن پیچیده شود.
اروپا:
وضعیت در اروپا بیسابقه است. تلاش رئیس جمهور ترامپ برای مذاکره در مورد پایان مسالمتآمیز جنگ روسیه و اوکراین، به عنوان مثال، منجر به تعلیق موقت کمکهای نظامی دولت به اوکراین و رویکردی دوستانه نسبت به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه شده است. در واقع، ترامپ، بدون هیچ مدرکی، ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین را مسئول حمله روسیه دانسته است. به نظر میرسد که توافقهای صلح پیشنهادی رئیس جمهور ترامپ، حمایت ایالات متحده از اوکراین را در ازای سهمی از مواد معدنی حیاتی این کشور فراهم میکند - که یک گسست بزرگ از دیپلماسی سنتی ایالات متحده است. مذاکرات برای آتشبس بین روسیه و اوکراین ادامه دارد. اساساً، ترامپ سیگنال روشنی به متحدان اروپایی ناتو ارسال کرده است مبنی بر اینکه حمایت بیقید و شرط ایالات متحده دیگر تضمینشده نیست. و رهبران اروپایی، نگران هستند.
تعدادی از کشورهای اروپایی در حال برنامهریزی برای چگونگی تأثیرگذاری بر هرگونه مذاکرات روسیه-اوکراین-ایالات متحده هستند. برخی دیگر اقدام به اعلام افزایش قابل توجهی در هزینههای نظامی کردهاند. ایالات متحده مدتهاست از متحدان اروپایی خود خواسته است که هزینههای نظامی خود را افزایش دهند. با این حال، این تغییر ممکن است برای ایالات متحده هزینههایی داشته باشد، زیرا اعتماد دیرینه اروپا به آمریکا از بین رفته است. از آنجایی که بسیاری از رهبران اروپایی اکنون ایالات متحده را غیرقابل اعتماد میدانند، برخی از اعضای ناتو فعالانه در حال بررسی خرید تجهیزات نظامی خود از جای دیگری هستند.
شاید نابودی ناتو قریبالوقوع نباشد، اما پایان آن نزدیکتر از هر زمان دیگری از زمان شکلگیری این سازمان در سال ۱۹۴۹ به نظر میرسد. و صحبتهایی وجود دارد - که البته مقدماتی اما نگرانکننده است - مبنی بر اینکه برخی از کشورهای اروپایی و شاید کشورهای آسیایی به دنبال بازدارندگی هستهای خود هستند. رئیسجمهور ترامپ، به هر دلیلی، سیاست خود در اروپا و خارج از کشور، بذر سوءظن و بیاعتمادی را در روابط فراآتلانتیکی ۷۰ ساله کاشته است. اگر هدف او ایجاد اختلال بود، موفق شده است.
آسیا:
سیاست ترامپ در آسیا، تا کنون، در مقایسه با سیاستهای او در قبال خاورمیانه و اروپا، کمرنگتر بوده است. او به جنگ تجاری خود علیه چین ادامه داده است. ترامپ، در حالی که هنوز در روزهای ابتدایی دولت خود به سر میبرد، احتمالاً فشار بر متحدان آسیای شرقی ایالات متحده را برای افزایش هزینههای نظامی و امتیازات تجاری افزایش خواهد داد.
شناسایی رویکرد ترامپ:
به طور خلاصه، سیاستهای داخلی و خارجی دولت ترامپ تغییرات چشمگیری را ایجاد کرده است. با گذشت تنها سه ماه از دوره چهار ساله ریاست جمهوری او، مشخص نیست که این سیاستها تا چه حد موفق خواهند بود. تعدادی از ابتکارات داخلی ترامپ منجر به طرح دعوی و صدور احکام فدرال شده است که قانون اساسی بودن دستورات او را به چالش میکشند. سیاست تعرفهای او با سقوط بازارهای مالی، مخالفتهای بیشتری را برانگیخته است. در خاورمیانه و اروپا، مشخص نیست که رویکرد بداهه او نتیجهبخش خواهد بود یا خیر.
شناسایی یک استراتژی سنتی در رویکرد ترامپ به سیاست خارجی دشوار است. به نظر میرسد دستور کار او اغلب بیشتر عملکرد محور است تا سیاست محور. با این حال، چندین موضوع تکراری در رویکرد او دیده میشود.
یک حس قوی نارضایتی از برخورد «ناعادلانه» با آمریکا توسط شرکا، به ویژه در تجارت و اتحادهای نظامی.
تردید نسبت به سازمانهای بینالمللی و اتحادهای سنتی.
ترجیح مذاکرات با حاصل جمع صفر، جایی که هر تعامل یک برنده و یک بازنده دارد.
سیاستهای رئیس جمهور ترامپ منعکس کننده رویکرد متمایز او است: قاطع، رقابتی و اغلب منحرف از هنجارهای امور داخلی و خارجی مرسوم. ممکن است در جهانبینی ترامپ، تاکید بیشتری بر شخصیت تا استراتژی وجود داشته باشد. آمریکا - هم در داخل و هم در خارج از کشور - قطعاً از وضعیت موجود دیرینه خود تغییر کرده است، شاید به شکلی غیرقابل برگشت.