دوشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۸

ترامپ و بازطراحی خاورمیانه

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

زمانی که عملیات «خشم حماسی» آغاز شد، کارشناسان سیاست خارجی در واشنگتن هشدار دادند که این اقدام منجر به چندین پیامد ثانویه ناخواسته و به شکلی هشداردهنده منفی خواهد شد.

اجماع کلی بر این بود که دولت از شخص پرزیدنت دونالد ترامپ گرفته تا رده‌های پایین‌تر فاقد برنامه‌ریزی بلندمدت برای جلوگیری از این نتایج بد است؛ نتایجی نظیر چرخش کشورهای منطقه از ایالات متحده به سمت چین، گسترش جنگ توسط نیروهای نیابتی ایران و جهش ویرانگر قیمت انرژی. حتی شوک‌آورتر از آن، به گفته این کارشناسان، این بود که رئیس‌جمهور پیش از اقدام با متحدان ناتو مشورت نکرده و آمریکا را از حمایت حیاتی آن‌ها محروم کرده است.

اگرچه «خشم حماسی» قطعاً به پایان نرسیده و نتایج همچنان نامشخص است، اما اکنون چشم‌انداز کافی برای تعیین اینکه آیا آن پیش‌بینی‌های شوم محقق شده‌اند یا خیر، در دست داریم. کارنامه کارشناسان تا به امروز اصلاً خوب نیست.

انزوای چین و هم‌گرایی منطقه‌ای

اول و مهم‌تر از همه، چین هیچ نزدیکی‌ای به این درگیری نداشته است؛ چه از نظر نمایش قدرت در منطقه برای محافظت از واردات حیاتی انرژی خود از خلیج [فارس] و چه از نظر تقویت نفوذ منطقه‌ای‌اش. برعکس، شرکای آمریکا در خاورمیانه که از حملات نسنجیده ایران به همسایگانش خشمگین شده بودند، به یکدیگر نزدیک‌تر شده و به سمت ایالات متحده — و البته اسرائیل — متمایل شده‌اند. جمهوری خلق چین پیش از این در سال جاری، ونزوئلا را به عنوان یک «مستعمره نفتی» از دست داده بود؛ اکنون با خطر از دست دادن ایران نیز مواجه است.

شکست «حلقه آتش» و انزوای نیروهای نیابتی

«حلقه آتش» کذایی پیرامون اسرائیل که توسط نیروهای نیابتی ایران مانند حوثی‌ها، حماس، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و حزب‌الله هماهنگ می‌شد، محقق نشده است. سه گروه اول تا به امروز تا حد زیادی ساکت بوده‌اند و دولت یهود ضمن تهاجم علیه حزب‌الله، وارد دیپلماسی تاریخی با لبنان برای دستیابی به آتش‌بس شده است؛ آن هم با دورنمای یک توافق عادی‌سازی که در افق دیده می‌شود. ایران و نیروهای نیابتی‌اش در این فرآیند کاملاً به حاشیه رانده شده‌اند و نظاره‌گرانی هستند که هر روز بی‌اهمیت‌تر می‌شوند.

مدیریت بحران انرژی

و اما قیمت انرژی؛ اگرچه تهدیدهای ایران برای محدود کردن عرضه جهانی انرژی از طریق ادعای کنترل بر تنگه هرمز باعث افزایش قیمت‌ها شد، اما پیش‌بینی‌های نفت ۲۰۰ دلاری به واقعیت نپیوست. قطعاً قیمت محصولاتی مانند بنزین و سوخت جت به شکلی آزاردهنده بالاست، اما تاکنون از یک بحران فراگیر انرژی جلوگیری شده است.

یکی از دلایل این امر، چرخش موفقیت‌آمیز منطقه به سمت خط لوله‌هایی است که تنگه را دور می‌زنند، به‌ویژه توسط عربستان سعودی و امارات متحده عربی. دلیل دیگر، تولید رو به رشد نفت و گاز طبیعی در ایالات متحده است که هر دو در طول عملیات «خشم حماسی» به رکوردهای تاریخی دست یافتند.

اگرچه این افزایش تولید به طور کامل محدودیت صادرات از خلیج [فارس] را جبران نکرده، اما بخشی از شوکی را که از لحاظ تاریخی به اقتصاد آمریکا وارد می‌شد، جذب کرده است. به‌ویژه تولید گاز طبیعی آمریکا به عنوان یک ضربه‌گیر حیاتی عمل کرد؛ به طوری که قیمت‌ها در آمریکا ثابت ماند در حالی که عرضه در اروپا و آسیا محدود شد و قیمت‌ها در آنجا سر به فلک کشید.

بی‌اثری «اروپای قدیم» و حمایت «اروپای جدید»

در نهایت، دریغ کردن حمایت از سوی آنچه دونالد رامسفلد «اروپای قدیم» می‌نامید، اهمیت چندانی نداشت؛ عمدتاً به این دلیل که فاش شد این کشورها چیز زیادی برای ارائه ندارند. بروکسل، پاریس، لندن و مادرید پس از آن واکنش‌های عصبی اولیه به عملیات «خشم حماسی»، به صدور بیانیه‌های تند و تماس‌های نمایشی در زوم (Zoom) برای نشان دادن همبستگی بسنده کردند و قول دادند که پس از پایان درگیری‌های واقعی، امنیت هرمز را — که به شدت به آن وابسته هستند — تأمین کنند. ناتوانی آن‌ها شرم‌آور است، اما حداقل این موضوع آشکار شده که می‌تواند منجر به بحث‌های دشوار اما ضروری درباره تعهد بزرگترین اقتصادهای اروپا به دفاع از خود شود.

در اخبار بهتر، اعضای اروپایی ناتو یکپارچه عمل نکردند. کشورهای «اروپای جدید» مانند کشورهای حوزه بالتیک و اسکاندیناوی، و همچنین لهستان و رومانی، از ایالات متحده حمایت کرده‌اند؛ شاید به این دلیل که آن‌ها درک می‌کنند هرچند نیویورک تایمز زمانی که به اشتباه این ائتلاف را «سازمان پیمان آمریکای شمالی» نامید از نظر فنی خطا کرد، اما از نظر محتوایی درست می‌گفت که بدون آمریکا، ناتویی وجود نخواهد داشت. این کشورها بسیار بیشتر نگران محافظت از پیوندهای امنیتی و اقتصادی خود با ایالات متحده هستند تا ژست گرفتن درباره توانمندی‌هایی که دیگر وجود ندارند.

نتیجه‌گیری

در حالی که ترامپ به ایران اولتیماتوم دیپلماتیک می‌دهد تا پایان برنامه هسته‌ای خود را بپذیرد و اورانیوم با غنای بالای خود را خارج کند وگرنه با تشدید تنش نظامی روبرو خواهد شد، وضعیت همچنان سیال و متشنج باقی مانده است؛ اما حقیقت این است که بسیاری از پیش‌بینی‌های شوم کارشناسان در آغاز جنگ، محقق نشده‌اند.

باید دید در پیامدهای «خشم حماسی» چه تعداد دیگر از فرض‌های عزیزِ کارشناسان در هم خواهد شکست، اما یک چیز قطعی به نظر می‌رسد: پرزیدنت ترامپ خاورمیانه و آینده آن را به طور بنیادین بازطراحی کرده است. کارشناسان باید یادداشت بردارند.

منبع گزارش:
https://www.heritage.org/middle-east/commentary/trumps-operation-epic-fury-humiliated-the-experts-and-redrew-the-middle-east

مقالات مشابه

تغییر چهره خاورمیانه
جنگ رمضان و تغییرات ساختار سیاسی ایران
معادله اشغال و فروپاشی در لبنان

انتخاب سردبیر

user