موانع رسیدن به توافق با روسیه ممکن است ترامپ را به اتخاذ رویکردی آشتیجویانهتر در خاورمیانه سوق دهد. تلاشهای رئیسجمهور دونالد ترامپ برای دستیابی به توافق صلح بین روسیه و اوکراین ظاهراً به بنبست رسیده است. لحن او نسبت به مسکو به طور فزایندهای تند شده است، زیرا کرملین به جای تلاش برای آتشبس واقعی، حملات موشکی خود را به اوکراین افزایش میدهد. در واقع، معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، در سخنرانی در کنفرانس رهبران مونیخ در واشنگتن در روز پنجشنبه، اشاره کرد که «هنوز» امید خود را از دست نداده است، اما خاطرنشان کرد که فکر میکند روسیه «بیش از حد درخواست میکند.» اما همین موانع بر سر راه رسیدن به توافق - یعنی تمایل روسیه برای درهم شکستن اوکراین به عنوان یک کشور مستقل - ممکن است ترامپ را به اتخاذ رویکردی آشتیجویانهتر در مورد تعرفهها و خاورمیانه سوق دهد.
تا به حال، ترامپ، با وجود مهارتهای ستودنیاش در بستن معاملات، بر این باور عمل میکند که «بالاخره چیزی درست میشود.» با اعلام توافق تعرفهای خود با بریتانیا، ترامپ میتواند یک پیروزی در تعاملات خود با یک رهبر خارجی را ارائه دهد، یا حداقل ادعا کند. در این مورد، هم نخست وزیر بریتانیا و هم ترامپ به شدت به یک پیروزی نیاز داشتند. بریتانیای کبیر از زمان تصمیم عجیبش برای پذیرش برگزیت، از نظر اقتصادی رو به زوال بوده است، در حالی که ترامپ در مورد تعرفهها صحبتهای بزرگی کرده و از آغاز عصر طلایی جدیدی برای آمریکا خبر داده است، اما نتوانسته است به هیچ توافقی دست یابد. ترامپ اعلام کرد که این توافق «کامل و جامع است و روابط بین ایالات متحده و بریتانیا را برای سالهای متمادی مستحکم خواهد کرد.»
در مورد ایران چطور؟ در اینجا نیز، ترامپ و ونس موضعی سازگار اتخاذ میکنند. ونس در نشست مونیخ اظهار داشت که مذاکرات بین ایران و آمریکا «در مسیر درستی قرار دارد» و ایران میتواند یک «برنامه هستهای غیرنظامی» را حفظ کند. ونس حتی این ایده را مطرح کرد که ترامپ به دنبال «ادغام مجدد ایران در اقتصاد جهانی» خواهد بود. هرگونه توافقی از این دست، ناامیدی آشکاری برای گروه تندروها در واشنگتن دیسی، چه رسد به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواهد بود. اما اسرائیل باید با دولت ترامپ با احتیاط رفتار کند. پیوندهایی که آنها را به هم متصل میکند همچنان قوی است، اما جریانهای زیرسطحی از تنش وجود دارد.
یک نظرسنجی اخیر از موسسه گالوپ نشان داد که تعداد بیشتری از آمریکاییها نسبت به اسرائیل ناراضی میشوند. تنها ۴۶ درصد از بزرگسالان از اسرائیل حمایت کردند - که پایینترین رقم در ۲۵ سال گذشته است - و ۳۳ درصد نشان دادند که با فلسطینیها همدردی میکنند. برندان باک در نشریه «امریکن کانزروتیو» همچنین یادآوری میکند که «تاریخچه طولانیای از تردید محافظهکاران در مورد روابط بسیار نزدیک ایالات متحده و اسرائیل وجود دارد.»
در دنیای MAGA (مخفف «Make America Great Again» به معنی «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم») در مورد این روابط آشفتگی قابل توجهی وجود دارد. خود ترامپ همیشه منافعی را دنبال خواهد کرد که به نظرش در اولویت قرار دارند. برخلاف جو بایدن که دلبستگی احساسی به اسرائیل داشت، ترامپ بر اساس اصل سرد و بیروح پالمرستون پیش میرود: «ما متحدان ابدی نداریم و دشمنان دائمی نداریم.»
احمد شرای در «ژورنال استراتژیک اورشلیم» هشداری مهم در مورد رابطه بین اورشلیم و واشنگتن میدهد. شرای خاطرنشان میکند: «در ایالات متحده، حمایت از اسرائیل در میان نهادهای کلیدی همچنان قوی است. اما جنگ این پیام را پیچیده کرده است. در زمانی که رهبران آمریکایی بر اولویتهای داخلی متمرکز هستند، رهبری گستردهتر اسرائیل - نه فقط دولت آن - برای بیان واضح و روشن موضع خود در واشنگتن تلاش کرده است.» نکته مهم شرای آن است که اسرائیل نباید آمریکا را متحد مسلم فرض کند و نتانیاهو بهتر است به این نکته توجه کند.