دو تحول بیسابقه و کاملاً خارقالعاده نشان میدهند روابط ایالات متحده و اسرائیل در حال تجربه یک تغییر اساسی و غیرقابل بازگشت است. اولاً، اعمال فشار اخیر رئیسجمهور آمریکا بر نخستوزیر اسرائیل برای پذیرش طرح بیستمادهای او، روشن ساخته که در آینده نزدیک، این رئیسجمهور آمریکا است که دامنه و عمق روابط دوجانبه را تعیین میکند، نه نخستوزیر اسرائیل. این امر همچنین نشاندهنده توانایی و تمایل رئیسجمهور به اعمال اهرم فشار ایالات متحده است، که از وابستگی فزاینده نتانیاهو به حمایت ترامپ برای چشمانداز انتخاب مجددش بهره میبرد. تاکنون، رئیسجمهور آمریکا در مورد نتانیاهو به خواستههای خود رسیده است. ثانیاً، افراط در پیگیری اهداف نظامی اسرائیل در غزه و سیاستهای الحاق اسرائیل در کرانه باختری، شکافهایی را در جامعه آمریکا در خصوص حمایت از اسرائیل ایجاد کرده که ممکن است به راحتی ترمیم نشود. پیامدهای این تغییرات قابل توجه هستند و ممکن است حتی پس از نتانیاهو نیز ادامه یابند – به ویژه اگر، آنطور که انتظار میرود در پی حملات ۷ اکتبر، سیاست اسرائیل به سمت راستگرایی ادامه یابد. مداخلههای بیسابقه ترامپ رؤسای جمهور آمریکا پیش از این نیز در سیاستهای اسرائیل با موفقیتهای متفاوت بازی کردهاند. ما این تجربه را داشتیم زمانی که جورج بوش میلیاردها دلار ضمانت وام را از نخستوزیر وقت اسحاق شامیر سلب کرد و سپس آنها را در اختیار جانشین شامیر، اسحاق رابین قرار داد. چند سال بعد، بیل کلینتون تنها دو ماه قبل از رقابت انتخاباتی با نتانیاهو، میزبان نخستوزیر شیمون پرز در کاخ سفید بود. این دیدار کمکی نکرد، چرا که پرز در انتخابات شکست خورد. اما هیچ یک از اینها حتی به پای مداخلههای اخیر ترامپ در حمایت از نتانیاهو نمیرسند. ترامپ در دو ماه گذشته، صریحا از سیستم قضایی اسرائیل خواسته که محاکمه نتانیاهو را لغو کرده و اتهامات فساد علیه او را کنار بگذارند. ترامپ در جریان بازدید از…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.