اسلام سیاسی یا اسلامگرایی هم یک واقعیت در قرن حاضر و برچسبی فراگیر برای ادعای ماهیت نامشروع ابرازهای سیاسی جوامع مسلمان شده است. این پدیده به طور یکسان قدرت بسیج حامیان و منتقدان را دارد. در این مقاله، ما به بررسی وجوه مختلف اسلام سیاسی میپردازیم و استدلال میکنیم که این نه پدیدهای یکپارچه بلکه دارای اشکال مختلفی است. ما با دستهبندی جلوههای متنوع اسلام سیاسی، درصدد درکی دقیقتر و ظریفتر از آن هستیم. علاوه بر این، استدلال میکنیم که پاسخهای سیاستی باید به طور خاص برای هر دسته از اسلام سیاسی به شکل مجزا طراحی شوند و در حالی که ممکن است دولتها اسلام سیاسی را به عنوان مسئلهای امنیتی ببینند، چنین برداشتی تناظر دقیقی با واقعیت ندارد. این مقاله به ادبیات گستردهتر در مورد جنبشهای اسلامگرا، روابط دولت و اسلام، نقش اسلام در سیاست، نقش سکولاریسم در جوامع مسلمان، و سازگاری اسلام سیاسی با حکمرانی مدرن و دموکراسی کمک میکند. مخاطب ما دانشمندان، سیاستگذاران و رهبران مذهبی، به ویژه کسانی هستند که در حال پژوهش در مورد موضوعات تکثرگرایی، ثبات و اقتدار در جوامع مذهبی هستند. طبقهبندی بازیگران اسلامگرا شخصیتپردازی اسلامگرایان به عنوان بازیگران لزوماً قدرتطلب، درست نیست. به عنوان مثال، الیور روی ادعا میکند که «اسلامگرایان مستقیماً به مداخله در امر سیاسی پرداخته و از دهه ۱۹۶۰ کوشیدهاند تا قدرت را به دست آورند» ولی ما بیشتر با تحلیل دقیق محمد ایوب و دانیل لوسیر همراستا هستیم که چهار دسته پویا را شناسایی میکنند: سیاستمداران انقلابی و پیشتاز، احزاب سیاسی مسالمتجو، سازمانهای مقاومت ملی و بازیگران فراملی خشونتآمیز. ما از اسلام سیاسی برای اشاره به افراد و جنبشهایی استفاده میکنیم که متعهد به تأسیس دولت اسلامی، هستند.و باید تأکید کرد که این، باوری گسترده در میان مسلمانان است و منحصر به فرد یا جریان اسلامگرای خاصی نیست. ما با ارائه تعریفی از اسلام سیاسی و بافتار تاریخی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.