عملیات «شیر برخاسته» اسرائیل علیه ایران، که اوایل جمعه در خاورمیانه آغاز شد، نشاندهنده تکاملی در نحوه آمادهسازی و اجرای عملیات پیشگیرانه توسط کشورهای دموکراتیک علیه دشمنان همتراز است. اسرائیل با ترکیب سالها آمادهسازی اطلاعاتی با قابلیتهای عملیات ویژه، علیرغم ماهها و سالها تنش فزاینده، به غافلگیری استراتژیک و تأثیر مخربی علیه برنامه هستهای و رهبری نظامی ایران دست یافت. این عملیات درسهای حیاتی برای برنامهریزان نظامی غربی که با چالشهای مشابهی با رقبای همتراز دارای دفاع هوایی پیشرفته و جاهطلبیهای هستهای روبرو هستند، ارائه میدهد. البته، حمله روز جمعه اسرائیل به ایران تحت شرایط نسبتاً مطلوب رخ داد — دفاع هوایی از قبل تضعیف شده، نیروهای نیابتی خنثی شده، و عدم وجود بازدارندگی هستهای — که مقایسه مستقیم با حملات پیشگیرانه بالقوه به رقبای واقعی ایالات متحده مانند روسیه یا چین را دشوار میکند. با این حال، مفاهیم مطرح شده ارزش بررسی را دارند، زیرا ارتشهای غربی به دنبال گزینههای غیرمتعارف برای مقابله با تهدیدات نوظهور هستند. کالبدشکافی یک غافلگیری آژانس جاسوسی اسرائیل، موساد، پیش از حملات روز جمعه، سلاحهایی را به ایران قاچاق کرده بود و پایگاهی برای عملیات از راه دور پهپادهای مملو از مواد منفجره و قرار دادن سلاحهای دقیق کوتاهبرد در نزدیکی سامانههای حیاتی موشکی زمین به هوا ایجاد کرده بود. این آمادهسازی چند ساله، آنچه را که مقامات اسرائیلی یک کمپین هماهنگ برای هدف قرار دادن تأسیسات اصلی غنیسازی ایران در نطنز، دانشمندان هستهای و رهبران نظامی آن، و بخشهایی از برنامه موشکی بالستیک آن با دقت مخرب توصیف میکنند، امکانپذیر ساخت. این رویکرد سهجانبه، برنامهریزی پیچیدهای را نشان میدهد که اطلاعات غربی و نیروهای عملیات ویژه باید به دقت مطالعه کنند. اولاً، واحدهای کماندوی موساد، سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده دقیق را در نزدیکی تأسیسات موشکی زمین به هوای ایران مستقر کردند که بلافاصله پیش از حملات نیروی هوایی اسرائیل فعال شدند تا دفاع تهران…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.