مقدمه گارری کاسپاروف، قهرمان سابق شطرنج جهان و منتقد صریح ولادیمیر پوتین، اندکی پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ توییت کرد: «هدف پروپاگاندای مدرن نه تنها گمراه کردن یا پیشبرد یک دستور کار نیست، بلکه خسته کردن تفکر انتقادی شما و نابود کردن حقیقت است.» این توییت کاسپاروف با مخاطبان آنلاین همصدا شد و بهصورت ویروسی منتشر گردید، که نشان میدهد پیام او ویژگی کیفی مهمی از هدف و مکانیزمهای پروپاگاندا در عصر دیجیتال را به تصویر کشیده است. در گذشته، پروپاگاندا عمدتاً برای دستکاری مخفیانه دیدگاهها و نگرشهای گروه هدف در جهت از پیش تعیینشده به کار میرفت. نسخه دیجیتال آن، که در سالهای اخیر توسط شبکههای حامی کرملین علیه دموکراسیهای غربی، بهویژه پس از الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴، استفاده شده است، بهگونهای متفاوت عمل میکند. هدف اصلی آن تخریب پایه معرفتشناختی است که فرآیند اعتبارسنجی و داوری ادعاهای سیاسی مرتبط با ساختار جوامع معاصر را شکل میدهد. به عبارت دیگر، هدف «پروپاگاندای جدید»، حداقل در شکلی که توسط دولت روسیه استفاده شده، تغییر دیدگاههای مردم در حمایت از سیاستهای خاص نیست، بلکه وادار کردن آنها به حالتی از شکگرایی خودویرانگر و فراگیر با تضعیف معیارهایی است که بر اساس آنها تواناییهای شناختی خود را برای درک، تفسیر و شکلدهی به واقعیت اجتماعی توسعه میدهند. اینکه روسیه چنین مسیری را دنبال کرده ممکن است از منظر استراتژیک گستردهتر منطقی به نظر برسد، زیرا اقدامات نامتقارن برای کسانی که به دیدگاه رئالپولیتیک در سیاست جهانی، جایی که دولتها در رقابتی صفر و یک برای قدرت و منابع شرکت دارند، پایبند هستند، وزن تاکتیکی دارد. بهطور قطع، استراتژی روسیه در استفاده از اطلاعات نادرست بهعنوان ابزاری در سیاست خارجی چندان جدید نیست. در طول جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی هنر به خطر انداختن، تضعیف یا انحراف سیاستهای کشورهای غربی را از طریق کمپینهای اطلاعات نادرست عمومی با دقت…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.