برای طبقات متوسط و پایین جامعه آمریکا، یک جنگ دوباره با ایران مستقیماً به معنای یک بحران فوری و شدیداً نابرابر در هزینههای زندگی خواهد بود. این جنگ با قدرتی که از زمان تورم رکودی (رکود تورمی) دهه ۱۹۷۰ میلادی دیده نشده، به کیف پول، مشاغل و امنیت مالی مردم ضربه خواهد زد. در حالی که تحلیلگران درباره استراتژیهای کلان بحث میکنند، اقتصاددانان هشدار میدهند که نخستین موجهای سهمگین این دوره جدید از درگیریها، برای شهروندان طبقه کارگر آمریکا تورمزا، نزولی (با فشار بیشتر بر اقشار ضعیف) و به شدت بیثباتکننده خواهد بود. تاریخ نشان میدهد که وقتی درد شدید اقتصادی با احساس عمیق بیعدالتی ادغام شود، نتیجه آن بهندرت با سکوت همراه است؛ این امر نظم سیاسی را میشکند و اغلب، آتش اعتراضات خیابانی را شعلهور میسازد. محاسبات مالی این تنشها، فشار داخلی را دوچندان میکند. برآوردهای اولیه نشان میدهد هزینههای نظامیِ مستقیم در فاز آغازین درگیری بین ۲۹ تا ۷۲ میلیارد دلار خواهد بود و بودجههای تکمیلی احتمالاً مجموع این رقم را در سال ۲۰۲۶ به نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد رساند. به گفته «لیندا بیلمز»، کارشناس سیاستگذاری عمومی در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، با در نظر گرفتن تعهدات بلندمدت، جنگ با ایران ممکن است برای مالیاتدهندگان آمریکایی بیش از ۱ تریلیون دلار هزینه در پی داشته باشد. این مخارج هنگفت در شرایطی انجام میشود که کشور با کمبود مزمن سرمایهگذاری داخلی روبهرو است. «انجمن مهندسان عمران آمریکا» (ASCE) در کارنامه سال ۲۰۲۵ خود برای زیرساختهای آمریکا، نمره کلی C را به این کشور اختصاص داد. این گزارش همچنین از کسری بودجه تخمینی ۳.۷ تریلیون دلاری در این دهه پرده برمیدارد. تناقض بسیار آشکار است؛ در حالی که پلها، سیستمهای آبرسانی و حملونقل عمومی آمریکا در حال فرسودگی و تخریب هستند، تسلیحات نظامی دقیق برای نابود کردن زیرساختهای ایران – از جمله مراکز علمی و پژوهشی – به…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.