از آنجایی که عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است، این درگیری وارد مرحله بعدی خود میشود. طبق گزارشها، واشنگتن و اورشلیم در حال بررسی حمایت از گروههای مسلح کُرد به عنوان اهرمی علیه تهران هستند. دولت آمریکا علناً این گزارشها را تکذیب کرده است، اما این عملیات نظامی اهدافی را در مناطق مرزی کُردنشین ایران، از جمله فرماندهی مرزبانی محلی، هدف قرار داده است.
این یک محاسبه خطرناک است زیرا این گروهها صرفاً شبهنظامیان مسلح ضد حکومت نیستند، بلکه جنبشهایی با اهداف جداییطلبانه هستند که عمیقاً تکهتکه شدهاند و تقریباً ده جناح دارند که با درگیریهای داخلی، درگیریهای مسلحانه و رقابتهای قبیلهای مشخص میشوند و برخی از آنها با شبکههای تروریستی ارتباط دارند.
مهمتر از همه، چنین استراتژیای همچنین خطر بیگانه کردن جمعیت طرفدار آمریکا و طرفدار اسرائیل در خاورمیانه را که به طور فزایندهای ملیگرا شدهاند، به همراه دارد. حملات خارجی در طول جنگ ۱۲ روزه یا عملیات نظامی مشترک جاری، باعث ایجاد تجمع در اطراف پرچم نشد، زیرا مشخص بود که این عملیاتها بین نظام و مردم ایران تمایز قائل میشوند و به عنوان آزادسازی ملت از استبداد طراحی شدهاند. مسلح کردن هزاران جنگجو از یک گروه اقلیت در کشوری با جمعیت تقریباً نود میلیون نفر، تلاشهای جنگی را بیاعتبار میکند و به نظام این روایت قدرتمند را میدهد که قدرتهای خارجی به دنبال بالکانیزه کردن ایران هستند.
کُردهای ایران خود تنها یک بخش از جمعیت وسیعتر کردها در سراسر خاورمیانه را نمایندگی میکنند، با این حال، چشمانداز اپوزیسیون آنها هنوز به احزاب رقیب متعددی تقسیم شده است. حداقل، پنج گروه اصلی کرد ایرانی وجود دارد: حزب دموکرات کردستان ایران، حزب حیات آزاد کردستان، حزب آزادی کردستان، سازمان خبات کردستان ایران و یک شاخه از حزب کومله کردستان ایران.
حتی این برچسبها، چندپارگی بیشتر را پنهان میکنند. خود حزب دموکرات کردستان ایران در سال ۲۰۰۶ پس از اختلاف بر سر رهبری، دچار انشعاب شد و سازمانهای موازی با نامهای تقریباً یکسان ایجاد کرد که بیش از یک دهه به طور جداگانه فعالیت میکردند تا اینکه در نهایت در سال ۲۰۲۲ اتحاد مجدد را اعلام کردند. کومله حتی بیشتر دچار شکاف است، به طوری که چندین سازمان از یک نام تاریخی استفاده میکنند اما تحت ساختارهای رهبری و جهتگیریهای ایدئولوژیک مختلف فعالیت میکنند. جناحهای رقیب کومله در سال ۲۰۲۳ در کردستان عراق به تبادل آتش پرداختند و حداقل دو جنگجو را کشتند. آنچه در ظاهر به عنوان یک «اپوزیسیون کُرد ایرانی» واحد به نظر میرسد، در عمل مجموعهای شلوغ از احزاب، گروههای انشعابی و ساختارهای فرماندهی رقیب است.
اشاره به سازمانهای مسلح کرد ایرانی به عنوان «شبه نظامیان» و گمانهزنی در مورد اینکه آنها میتوانند به نحوی تغییر را به نمایندگی از ملت ایران تسهیل کنند، این واقعیت را پنهان میکند که آنها شورشیانی هستند که اهداف جداییطلبانه آشکار کرد را دنبال میکنند. هنگامی که پنج حزب کرد ایرانی در فوریه ۲۰۲۶ تشکیل یک پلتفرم مشترک را اعلام کردند، هدف مشترک خود را «حق تعیین سرنوشت مردم کرد» اعلام کردند. پیمان ویان، رئیس مشترک پژاک، هدف را دستیابی به «حق تعیین سرنوشت مردم کرد» توصیف کرد. مصطفی هجری، رهبر دیرینه حزب دموکرات کردستان عراق، نیز به همین ترتیب گفت که کردها باید «آینده سیاسی خود را تعیین کنند». حسین یزدانپناه، رهبر حزب پاک، بارها خواستار «استقلال کردها» شده است.
سیستم دو حزبی کردستان عراق، درگیریهای جناحی را از بین نمیبرد. حزب دموکرات کردستان به رهبری بارزانی و اتحادیه میهنی کردستان به رهبری طالبانی در یک محیط سیاسی فعالیت میکنند که همچنان به شدت توسط شبکههای خانوادگی و رقابتهای جناحی شکل میگیرد. این دو حزب در دهه ۱۹۹۰ درگیر یک جنگ داخلی بودند و اگرچه اکنون در دولت منطقهای کردستان قدرت را به اشتراک میگذارند، اما تنشها اغلب به خشونت کشیده میشوند. تنشهای پس از انتخابات در اربیل در سپتامبر ۲۰۱۸ تشدید شد، زمانی که وابستگان حزبی به دفاتر همدیگر حمله کردند و چندین نفر را زخمی کردند. در جریان بحران کرکوک در اکتبر ۲۰۱۷، نیروهای همسو مواضع متضادی اتخاذ کردند و باعث درگیریهای مسلحانه شدند. حتی در یک منطقه کردنشین با خودمختاری فدرال، نیروهای مسلح در یک نظم سیاسی قبیلهای که در آن مراکز قدرت رقیب شبکههای امنیتی خود را حفظ میکنند، به وفاداریهای خانوادگی وابسته هستند.
این درگیریها نه تنها بین احزاب مختلف رخ میدهد، بلکه اغلب ریشه در رقابتهای داخلی خانوادگی نیز دارد. جناحهای رقیب در داخل حزب اتحادیه میهنی کردستان در جریان یک مبارزه سیاسی بر سر قدرت در اوت ۲۰۲۵ در سلیمانیه با هم درگیر شدند و حداقل پنج نفر را کشتند. رقابتهای خانوادگی مشابهی نیز حزب دموکرات کردستان را شکل میدهد، جایی که تنشها بین مسرور بارزانی و نچیروان بارزانی به یک مبارزه داخلی مداوم دامن زده است.
هر استراتژی که به بازیگران مسلح کُرد ایرانی متکی باشد، با خطرات تروریستی شناخته شدن نیز مواجه است. وزارت خزانهداری ایالات متحده، پژاک را به دلیل ارتباطش با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) تحریم کرده است و خاطرنشان میکند که عناصری از ساختار سازمانی این گروه به ایجاد رهبری و نهادهای حاکم بر پژاک کمک کردهاند. خود پ.ک.ک به دلیل چندین دهه مبارزه مسلحانه علیه غیرنظامیان، توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین شده است. برای واشنگتن، تأمین مالی و مسلح کردن گروههای مسلح کرد ایرانی خطر درگیری با سازمانهای مرتبط با تروریسم را به همراه دارد.
در عوض، این استراتژی باید همچنان به هدف قرار دادن دستگاه سرکوب ایران در سراسر کشور ادامه دهد، همانطور که ایالات متحده و اسرائیل با حمله به تأسیسات وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و زیرساختهای پلیس این کار را انجام دادهاند. این تلاشها باید با هدف قرار دادن فرامحلی واحدها و جوخههای خاص مستقر در شهرها برای سرکوب اعتراضات همراه شود.
در عین حال، همانطور که رئیس جمهور ترامپ و رهبر مخالفان ایران، شاهزاده رضا پهلوی، به طور جداگانه خاطرنشان کردهاند، ارتباط با ایرانیان داخل کشور برای اعلام زمان مناسب برای قیام گسترده و تشویق شهروندان به تصرف مکانهای استراتژیک، از جمله کلانتریها، همانطور که در انقلاب ۱۹۷۹ اتفاق افتاد، کلیدی خواهد بود. این امر تضمین میکند که هر دولت پس از جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت ملی نماینده مردم ایران ظهور کند و قادر به تبدیل شدن به شریکی برای ایالات متحده و اسرائیل باشد.