ایالات متحده ابتدا باید بر آنچه که بیشترین اهمیت را دارد تمرکز کند: اطمینان از اینکه ایران از درگیریهای خاورمیانه با یک برنامه تسلیحات هستهای قابل اجرا، چه برسد به توانایی تسلیحات هستهای، خارج نشود. قیمت انرژی یک متغیر ثانویه مهم اما قابل مدیریت است.
در طول دوره عملیات ایالات متحده در عراق بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱، قیمت نفت خام به طور متوسط تقریباً ۷۲ دلار در هر بشکه بود. با توجه به ارزش دلار امروز، این رقم بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه است. اقتصاد جهانی در سطوح قیمتی پایدار بسیار بالاتر از آنچه که پس از حملات هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران به عنوان بخشی از عملیات خشم حماسی پیشبینی میشود، فعالیت و رشد کرد.
تحلیلگران انرژی اکنون پیشبینی میکنند که با باز شدن بازارها در عصر یکشنبه، قیمت نفت خام برنت، معیار بینالمللی، در محدوده ۷۶ تا ۸۴ دلار در هر بشکه قرار گیرد. این بدان معناست که حتی با وجود اختلال اساسی در جریان جهانی نفت، پیشبینی میشود که قیمتها ۲۰ دلار در هر بشکه پایینتر از میانگین تعدیلشده با تورم در طول جنگ عراق باقی بمانند.
بنابراین، شوک فوری قیمت، تهدید اصلی برای دستیابی به یک ایران عاری از سلاح هستهای نیست. در عوض، مدت زمان و مقیاس آن مهم است.
بیمهگران - نه تهران - موقتاً پوشش بیمهای کشتیهایی را که از این گلوگاه عبور میکنند، متوقف کردهاند؛ گلوگاهی که تقریباً ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند. آنچه فشار اقتصادی بر کمپین نظامی علیه ایران را تعیین میکند این است که آیا ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز ظرف چند روز از سر گرفته میشود یا برای ماهها به حالت تعلیق باقی میماند.
اختلال پایدار نه تنها بازارهای انرژی را آزمایش میکند. بلکه تحمل سیاسی در واشنگتن و در میان دولتهای متحد را که از قبل نسبت به فشارهای فزاینده پیرامون مقرون به صرفه بودن انرژی در طول سال گذشته حساس هستند، آزمایش میکند. همانطور که شوکهای قیمتی دهه ۱۹۷۰ نشان داد، قیمتهای بالاتر میتوانند به سرعت به محدودیتهای سیاسی داخلی تبدیل شوند.
نکته مهم این است که زیرساختهای منطقهای دست نخورده باقی ماندهاند. عرضه از نظر ساختاری مختل نشده است و اصول بازار نفت، که قبل از عملیات خشم حماسی از پیشی گرفتن عرضه از تقاضا در سال ۲۰۲۶ پشتیبانی میکردند، همچنان قوی هستند. تولیدکنندگان بزرگ، به ویژه عربستان سعودی، معمولاً هفتهها موجودی در سراسر جهان را برای کاهش اختلالات در نظر میگیرند. این موضوع پس از حملات پهپادی به میدان نفتی بقیق عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ واضح بود و بازارها اکنون نیز باید انتظار جذب شوک مشابهی را داشته باشند. ذخایر استراتژیک نفت دقیقاً برای لحظات تنش شدید مانند این وجود دارند.
بازارها میتوانند افزایش ناگهانی قیمت را تحمل کنند. چیزی که آنها نمیتوانند تحمل کنند، عدم اطمینان طولانی مدت در مورد جریان تجارت از طریق تنگه هرمز است. این معضل استراتژیکی است که واشنگتن با آن روبرو است.
برای تأمین زمان لازم برای خنثی کردن برنامه هستهای ایران، جریانهای دریایی باید از سر گرفته شوند. در غیر این صورت، افزایش فشار قیمت میتواند منجر به پایان زودهنگام درگیری قبل از دستیابی به هدف اصلی آن شود.
موفقیت نظامی به زمان نیاز دارد. زمان به ثبات اقتصادی نیاز دارد. ثبات اقتصادی به جریان انرژی نیاز دارد. بنابراین، امنیت انرژی و برچیدن برنامه هستهای ایران اهداف رقیب نیستند، بلکه اهدافی وابسته به یکدیگر هستند.