در چند دههی گذشته، سینمای ایران جایگاهی برجسته در جهان کسب کرده و جوایز معتبر بسیاری از جمله اسکار و جوایز جشنوارههای کن، ونیز و دیگر رقابتهای اروپایی را از آن خود کرده است. هنگامی که به تاریخ سینمای ایران مینگریم، نامهای اندکی در صدر فهرست قرار میگیرند: داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و بهرام بیضایی. داریوش مهرجویی و همسرش در خانهشان در خارج از تهران به قتل رسیدند و تا به امروز، هیچکس نمیداند عامل اصلی این جنایت که بود. کیارستمی در ایران ماند اما همواره تحت فشار و سانسور بود؛ او در نهایت در بیمارستانی در پاریس درگذشت. بهرام بیضایی (۱۳۱۷-۱۴۰۴/ ۲۰۲۵-۱۹۳۸) که عنوان «استاد» برازندهی او بود، ایران را ترک کرد؛ چرا که آثارش هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته بود، حکومتی که بسیاری از هنرمندان از جمله فیلمسازان را سانسور و زندانی کرده است. بهرام بیضایی با فیلم تکاندهندهی «باشو، غریبهای کوچک» (۱۳۶۵) که زندگی در مناطق روستایی گیلان در شمال ایران را به تصویر میکشید، به شهرتی فراگیر رسید. او پیشگام و راهبر سینمای نوین ایران بود. او در خانوادهای اهل شعر و از آیین بهایی زاده شد و پدرش اشعار متعددی سروده بود. بیضایی که از کودکی شیفتهی سینما بود، در سنین بسیار کم نوشتن فیلمنامه را آغاز کرد و بعدها از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران شد. او استاد و راهنمای بسیاری از هنرمندان نوظهور بود و تا سال ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران تدریس میکرد؛ اما در سال ۱۳۶۰ و در جریان انقلاب فرهنگی بدنام، از دانشگاه اخراج شد. بیضایی در سال ۱۳۷۴ برای نمایش اولین فیلم خود در خارج از کشور به استراسبورگ فرانسه رفت اما دوباره بازگشت تا فیلمنامههای بیشتری بنویسد. سرانجام پس از کشمکشهای فراوان با سانسور و فشارها، در سال ۱۳۸۹ ایران را ترک کرد و در شمال کالیفرنیا ساکن شد؛ جایی که با وجود آنکه قلبش همواره در ایران بود،…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.