روز یکشنبه، ۷ دی ماه آخرین موج ناآرامیهای ایران نه از صحن دانشگاه و نه از یک میدان سیاسی نمادین، بلکه از قلب تپنده حوزه اقتصادی کشور آغاز شد: بازار بزرگ در مرکز شهر تهران. در حالی که سال ۲۰۲۵ به روزهای پایانی خود میرسید، ریال ایران پس از ماهها فشار ناشی از تورم، کسری بودجه عظیم، شکنندگی بخش بانکی و شوکهای ژئوپلیتیک جدید پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و ایالات متحده، ناگهان به کف تاریخی خود یعنی حدود ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال در برابر هر دلار آمریکا سقوط کرد. واحد پول ایران در شش ماه پس از ژوئن ۲۰۲۵ حدود نیمی از ارزش خود را از دست داد؛ یعنی با سرعتی تقریباً دو برابر نرخ سقوط در ۱۱ ماه پیش از آن (از زمان روی کار آمدن مسعود پزشکیان در تیرماه ۱۴۰۳). آنچه تنزل طولانیمدت ریال را به یک فروپاشی ناگهانی تبدیل کرد، سلب اعتماد شدید نسبت به توانایی دولت در تثبیت ارز بود. در تهران و چندین شهر، بازاریان به دلیل نوسانات شدید که ادامه فعالیت را غیرممکن کرده بود، کرکرهها را پایین کشیدند. در همین حال، آخرین لایحه بودجه دولت سیگنالهایی مبنی بر افزایش مالیات، بالا رفتن هزینههای انرژی و کاهش حمایتها از خانوارهایی که پیش از این نیز تحت فشار شدید بودند، ارسال کرد. اما آنچه در ابتدا یک اعتراض اقتصادی آشنا به نظر میرسید، به سرعت ماهیت مهمتری را آشکار کرد. برای بسیاری از مغازهداران، بستن فروشگاه امنتر از باز نگه داشتن آن به نظر میرسید؛ با نوسان ساعتبهساعت نرخ ارز، بازرگانان نه میتوانستند کالاها را قیمتگذاری کنند و نه اطمینان داشتند که پس از فروش، قادر به جایگزینی موجودی انبار باشند. از سوی دیگر، بودجه جدید دولت این انتظار را تقویت کرد که شرایط در آینده بدتر خواهد شد. بودجهای برای انتقال بحران به جامعه آخرین پیشنویس بودجه ارائه شده…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.