چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۰

بزرگترین قمار نتانیاهو

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

اگر مسئله‌ای وجود داشته باشد که اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلی‌ها را متحد کند، آن مسئله این است که ایران تهدیدی برای موجودیت دولت یهود است. علاوه بر این، اکثر آنها معتقدند که فقط یک راه حل نظامی برای این خطر وجود دارد، نه یک راه حل دیپلماتیک. از این رو، کمپین نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی تنها پاسخی به تحولات اخیر نیست. این کمپین بیش از دو دهه است که در حال شکل‌گیری است و ریشه در انقلاب ۱۹۷۹ ایران دارد.

آنچه در این مورد تا حدودی جدید است، صراحتی است که رهبری اسرائیل با آن اعلام کرده است که هدف جنگ فراتر از حذف تهدید نظامی ایران است و به دنبال تغییر در تهران است. این موضع بلافاصله و بدون هیچ ابهامی توسط یائیر لاپید، رهبر مخالفان، به همراه سایر احزاب مخالف صهیونیستی تأیید شد.

در طول چند هفته گذشته، حس اجتناب‌ناپذیری در مورد حمله قریب‌الوقوع ایالات متحده و اسرائیل به ایران رو به افزایش بوده است. این سوءظن وجود داشت که مذاکرات در ژنو و گزارش‌های مربوط به پیشرفت‌های حاصل شده، صرفاً یک پرده دود، بخشی از یک فریب و جنگ روانی برای آرام کردن رهبری ایران به یک حس کاذب امنیت است.

این تا حد زیادی جواب داد، حداقل برای بازی آشکار این جنگ، که رهبری ایران را، مانند جنگ ۱۲ روزه ژوئن گذشته، غافلگیر کرد - و آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، در موج اول حملات اسرائیل کشته شد.

موضع اسرائیل
اسرائیل در یک موقعیت ژئوپلیتیکی پیچیده وارد این جنگ شد. از زمان فاجعه ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بخش زیادی از اعتبار نظامی خود را بازیابی کرده است، اما به همان اندازه جایگاه سیاسی و اخلاقی خود را از دست داده است.

این [سیاست/سیاست/…] به طور قابل توجهی توانایی‌های نظامی اکثر نیروهای نیابتی ایران، به اصطلاح محور مقاومت، چه حماس در غزه، چه حزب‌الله در لبنان یا حوثی‌ها در یمن، را تضعیف کرده است. و برخلاف سلف خود، احمد الشرع، رئیس جمهور سوریه، دوست تهران نیست. علاوه بر این، پس از جنگ ۱۲ روزه با ایران، نیروی هوایی اسرائیل برتری کامل در هوا را به دست آورده است، هرچند که این برتری در جبهه داخلی به قیمت سنگینی تمام شده است: آسیب‌پذیری‌های اسرائیل به دلیل جغرافیا و تمرکز بالای جمعیت در یک منطقه نسبتاً کوچک، آشکار شده است.

با این حال، موقعیت سیاسی اسرائیل به شدت تضعیف شده است. استفاده از نیروی بیش از حد، بدون توجه به جان غیرنظامیان، به ویژه در غزه، روابط آن را با بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله کشورهایی که با آنها روابط عادی برقرار کرده است، تحت فشار قرار داده است. متحدان نزدیک در اروپا و فراتر از آن، به طور فزاینده‌ای از عملیات آن انتقاد می‌کنند.

یکی از ویژگی‌های اصلی رفتار اسرائیل در دوران نتانیاهو، ناتوانی آن (و همچنین عدم تمایل به دلیل فشار سیاسی داخلی) در تبدیل موفقیت‌های نظامی به دستاوردهای دیپلماتیک است. تمام جبهه‌هایی که در دو سال و نیم گذشته گشوده شده، همچنان حل نشده باقی مانده‌اند، زیرا دولت اسرائیل دائماً بر لزوم پیروزی «مطلق» یا «کامل» تأکید می‌کند. چنین اهدافی قطعاً منجر به جنگ‌های بی‌پایان خواهد شد، با این حال اصطلاحات مشابهی دوباره در مورد ایران در مبارزات فعلی ظاهر می‌شود. این امر نگرانی عمیقی را در میان کشورهای خلیج فارس که اکنون تحت حمله ایران هستند، ایجاد می‌کند.

به طرز شگفت‌آوری، دولت دونالد ترامپ، که به حل سریع درگیری‌ها به جای شروع آنها افتخار می‌کند، به نظر می‌رسد وقتی صحبت از اسرائیل می‌شود، در بیشتر جبهه‌ها به نسخه نتانیاهو از وقایع پایبند است.

در مورد ایران، مذاکره‌کنندگان آمریکایی اصرار داشتند که تمام خواسته‌ها در مورد غنی‌سازی اورانیوم، محدودیت در توسعه موشک‌های بالستیک و پایان دادن به حمایت از گروه‌های نیابتی به طور کامل پذیرفته شود.

استیو ویتکاف، مذاکره‌کننده ارشد، در گفتگو با فاکس نیوز در مورد مذاکرات گفت که ترامپ از خود پرسیده است که چرا ایرانی‌ها به سادگی تسلیم خواسته‌های او نمی‌شوند - و فاش کرد که از همان ابتدا، جایی برای سازش وجود نداشت، فقط یک گزینه نظامی وجود داشت. این رویکرد در بهترین حالت ساده‌لوحانه بود و نشان‌دهنده بی‌تجربگی و عدم درک نحوه تفکر و عملکرد رهبری ایران بود. قطعاً منجر به توافق نمی‌شد.

بیانیه‌های پیروزمندانه ترامپ و نتانیاهو در پایان روز اول جنگ، ایرانی‌ها را به براندازی تشویق کرد. این احتمالاً کشورهای منطقه، به ویژه در خلیج فارس را، صرف نظر از اینکه در مورد حکومت چه فکر می‌کنند، به شدت نگران خواهد کرد، زیرا ممکن است به تشدید حملات تهران به آنها و سناریوی کابوس‌وار هرج و مرج در سراسر منطقه منجر شود. پاسخ تقریباً فوری ایران به حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل، حمله به کشورهای خلیج فارس بود که اکنون خود را درگیر جنگی می‌دانند که سخت تلاش کردند از آن جلوگیری کنند و هزینه سنگینی را نیز پرداخت می‌کنند. در درازمدت، آنها به احتمال زیاد از خود خواهند پرسید که آیا روابط نزدیک با اسرائیل بیشتر یک ضرر است تا یک مزیت.

اگر جنگ - که انتظار می‌رود هفته‌ها طول بکشد - بدون هیچ راه‌حلی ادامه یابد و تنگه هرمز و بخش عمده‌ای از حریم هوایی خلیج فارس بسته شود، هم ایالات متحده و هم عمدتاً اسرائیل مسئول خواهند بود. اگر این درگیری، همانطور که برخی تحلیلگران نگران آن هستند، به رادیکالیسم و ​​خصومت بیشتر بین سنی و شیعه دامن بزند، عواقب آن حتی بدتر خواهد بود.

بسیاری از ایرانیان و بخش عمده‌ای از جامعه بین‌المللی در صورت سقوط تهران، سوگواری نخواهند کرد. اما اسرائیل که در حال حاضر عملیات خود را به لبنان گسترش داده است، دوباره خود را در کانون توجه قرار می‌دهد که تحت حمایت ایالات متحده با بی‌توجهی به قوانین بین‌المللی و فقدان هرگونه مبنای قانونی برای ماجراجویی نظامی خود عمل می‌کند.

شرط‌بندی نتانیاهو

نتانیاهو شرط بسته است که شروع این جنگ شانس بقای سیاسی او را افزایش می‌دهد. نگران‌کننده‌تر اینکه، او همچنین با امنیت بلندمدت و جایگاه بین‌المللی کشورش قمار می‌کند.

سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو به شدت به دنبال ماندن در قدرت است. برای اینکه این قمار نتیجه بدهد، باید حداقل تلفات در داخل کشور وجود داشته باشد. تاکنون، هم اسرائیل و هم ایالات متحده بر اساس چنین سناریوی بهترین حالت عمل می‌کنند.

نتانیاهو همچنین شرط می‌بندد که حمایت ترامپ تا زمانی که برنامه هسته‌ای و تهدید نظامی ایران از بین برود و تغییر نظام محقق شود، ادامه خواهد داشت. این خطرناک است. اعلام پیروزی در حالی که نه راه حل نظامی و نه راه حل سیاسی وجود دارد، برای رئیس جمهور ترامپ غیرممکن نیست. علاوه بر این، اگر این جنگ به شکست منجر شود و جمهوری‌خواهان انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده را از دست بدهند، تقصیر به گردن اسرائیل خواهد افتاد و پیامدهای بلندمدتی برای اتحاد بین دو کشور خواهد داشت. این در حالی است که در میان دموکرات‌ها نیز تردید فزاینده‌ای در مورد ارتباط ایالات متحده با سیاست‌های اسرائیل در منطقه وجود دارد.

در پایان جنگ ژوئن سال گذشته با ایران، نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد که تهدید وجودی ایران برای «نابودی» اسرائیل از بین رفته است. به گفته وی، این «پیروزی تاریخی» برای نسل‌ها پابرجا خواهد ماند. تنها ۸ ماه بعد، این کشور درگیر جنگی دیگر و حتی شدیدتر با دشمن اصلی خود در منطقه است. و دلیل ارائه شده دقیقاً همان دلیلی است که در آن زمان مطرح شد. جلوگیری از توسعه توانایی نظامی هسته‌ای ایران، محدود کردن برد موشک‌های بالستیک آن یا جلوگیری از حمایت آن از دشمنان اسرائیل در نزدیکی مرزهایش، همگی خواسته‌های مشروعی هستند.

با این حال، اسرائیل وارد این جنگ شده است که از نظر بین‌المللی کاملاً منزوی است، به رهبری نخست‌وزیری که در بسیاری از پایتخت‌های متحدانش مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، بدون اینکه تضمینی برای دستیابی به تمام اهدافش بدون ایجاد هرج و مرج در خاورمیانه وجود داشته باشد. نتانیاهو فقط می‌تواند امیدوار باشد که قمار زندگی‌اش با موفقیت به پایان برسد.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/03/netanyahus-biggest-gamble

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user