بیست و پنج سال پیش، من به عنوان مذاکرهکننده ارشد خاورمیانه بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت، در کمپ دیوید حضور داشتم. ما به دنبال حل مناقشه میان اسرائیلیها و فلسطینیان و برقراری صلح بین دو جنبش ملی که برای یک فضا رقابت میکردند، بودیم. در ژوئیه ۲۰۰۰، ما نسبت به پایان دادن به مناقشه خوشبین بودیم. طی هفت سال قبل، از آغاز روند اسلو — که به رسمیت شناختن متقابل اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین را فراهم کرد و خواستار تشکیل تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) برای مذاکره صلح با اسرائیل شد — ما چهار توافق جزئی را به دست آورده بودیم: توافق غزه-اریحا، توافق موقت، پروتکل الخلیل و یادداشت تفاهم وای ریور. اما در دو هفته حضور در کمپ دیوید، حتی با وجود اینکه مذاکرهکنندگان او انعطافپذیری نشان میدادند، یاسر عرفات، رئیس تشکیلات خودگردان، هر پیشنهادی را که ارائه کردیم رد کرد. در یک لحظه به کلینتون گفت که اگر آنچه ایالات متحده درخواست میکند را بپذیرد، در مراسم تشییع جنازه او شرکت خواهیم کرد. عرفات پس از آن به نمایندگان خود اجازه مذاکره داد، و در دسامبر او و من به طور خصوصی ملاقات کردیم. او گفت که میتواند ایدههایی را که من برای غلبه بر شکافها در مسائل اصلی اورشلیم (قدس)، پناهندگان، مرزها و امنیت ارائه کرده بودم، بپذیرد. ما تیمهای مذاکرهکننده اسرائیلی و فلسطینی را به واشنگتن آوردیم تا تلاش کنیم توافقی را نهایی کنیم، و هنگامی که آنها نتوانستند، هر دو طرف از ما خواستند تا یک پیشنهاد واسطه ارائه دهیم که به «پارامترهای کلینتون» معروف شد. در حالی که ایهود باراک، نخستوزیر اسرائیل، آنها را پذیرفت، عرفات نپذیرفت. در عوض، او خشونت و انتفاضه دوم را دوباره شعلهور کرد، یک قیام پنج ساله که در آن هزاران نفر از هر دو طرف کشته شدند. از آن زمان به بعد هیچ پیشرفت سیاسی بین اسرائیلیها و فلسطینیها…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.