یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

براندازی، تنها معیار پیروزی آمریکا در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

با شنیدن سخنان دونالد ترامپ در هفته گذشته، می‌شد باور کرد که ایران تقریباً تسلیم شده و به قول هنری کیسینجر، صلح در دسترس است. بازارهای سهام روز جمعه از آقای ترامپ پیروی کردند و به شدت افزایش یافتند، همانطور که معاملات آتی نفت به شدت کاهش یافت.

متاسفانه، هیچ کس به تهران نگفت که صبح شنبه اعلام کرد که به دلیل ادامه محاصره حمل و نقل دریایی به ایران و از ایران توسط واشنگتن، دوباره تنگه هرمز را می‌بندد. رئیس مجلس ایران می‌گوید که دو طرف «از توافق نهایی فاصله زیادی دارند.»

بدون شک، آقای ترامپ می‌خواهد از درگیری ایران خارج شود. او بارها اهداف ژئوپلیتیکی خود را تغییر داده است، حتی در حالی که اصرار دارد اهداف نظامی او (مثلاً نابودی نیروی دریایی ایران) هرگز تغییر نکرده است. در نهایت، البته، اهداف کلی امنیت ملی مهمترین اهداف هستند و دقیقاً در مورد آنها آقای ترامپ مبهم‌ترین بوده است.

اگر هدف تغییر بوده، که این هدف محقق نشده است. آقای ترامپ همچنین به پایان برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران و همچنین برنامه‌های پهپادی آن دست نیافته است. او به حمایت ایران از تروریسم بین‌المللی و گروه‌های نیابتی کلیدی مانند حزب‌الله، حماس، حوثی‌های یمن یا شبه‌نظامیان شیعه در عراق پایان نداده است. او همچنین نشان نداده است که تسلط ایران بر تنگه هرمز را می‌توان با نیروی نظامی شکست داد.

به طور خلاصه، آقای ترامپ به هیچ هدف استراتژیک گسترده‌ای دست نیافته است. مطمئناً درست است که قابلیت‌های نظامی ایران با شش هفته حملات مداوم به شدت تضعیف شده است. به همین دلیل می‌توانیم سپاسگزار باشیم. اما هیچ چیز قطعی در مورد این تخریب وجود ندارد. ایران پس از جنگ دوازده روزه ۲۰۲۵، در حال بازسازی برنامه تسلیحات هسته‌ای خود در کوه پیکاکس بود.

با توجه به تعصب ریشه‌دار در قلب انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، تمام تهدیدهایی که ایران قبل از ۲۸ فوریه ایجاد کرده بود، با گذشت زمان و پول، دوباره پدیدار خواهند شد و شاید حتی تهدیدآمیزتر از قبل. دهه‌ها تلاش دیپلماتیک شکست‌خورده نیز نتوانست ایران را از خصومتش با شیاطین بزرگ و کوچک (آمریکا و اسرائیل) و همچنین با «مرتدیان» در میان مسلمانان خود منصرف کند.

همه اینها زمانی قابل پیش‌بینی بود که واشنگتن و اورشلیم «گشت و گذار» خود (به قول آقای ترامپ) را در ایران آغاز کردند. بی‌بی نتانیاهو مدت‌هاست که فهمیده است که تنها جایگزین منطقی برای زندگی با تهدیدهای ایران، یا دیپلماسی بی‌پایان‌تر و محکوم به فنا، نابودی حکومت آیت‌الله‌ها است. آقای ترامپ چه چیزی را به دست نیاورد؟ و نه فقط آقای ترامپ، بلکه بسیاری از مردم ایالات متحده و جهان غرب به طور کلی.

چرا پذیرش براندازی برای بسیاری اینقدر سخت است، در حالی که واقعیت و منطق نشان می‌دهد که تنها گزینه مسئولانه برای از بین بردن تهدید تهران است، نه فقط به تعویق انداختن آن؟ مخالفان تغییر حکومت به «شکست‌های» معاصر اشاره می‌کنند: لیبی، عراق، افغانستان. هرچند این ردیه محبوب باشد، اما از نظر ماهیت عمیقاً ناقص است. اینکه طالبان اکنون افغانستان را کنترل می‌کنند نه به دلیل مداخله آمریکا، بلکه به دلیل خروج آمریکا است، یک اشتباه استراتژیک که هم دولت ترامپ و هم بایدن در آن سهیم هستند. در لیبی، خود لیبیایی‌ها در نهایت به رژیم معمر قذافی پایان دادند، نه حملات نظامی غرب؛ امروز، لیبی درگیر درگیری داخلی بین شرق و غرب خود است، گسلی که به فروپاشی امپراتوری روم در سال ۳۹۵ میلادی برمی‌گردد. این به سختی تقصیر واشنگتن است.

اینجا عراق باقی می‌ماند، جایی که تغییر در دستیابی به اهداف ایالات متحده موفق بود. صدام نه تنها برکنار شد، بلکه پس از محاکمه اعدام شد. عراق امروز به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی نیست. آشفتگی فعلی این کشور تا حدی به دلیل تلاش‌های شکست‌خورده ایالات متحده و متحدانش در ملت‌سازی است، چیزی که از نظر مفهومی و عملیاتی با تغییر ساختار سیاسی، متفاوت است. تصمیم برای سرنگونی صدام به ناچار به تصمیمی برای مشارکت در ملت‌سازی، چیزی کاملاً جداگانه و متمایز، منجر نشد. اشتباه آمریکا در عراق سرنگونی آقای حسین نبود، که یک پیروزی بی‌چون و چرا بود، بلکه این بود که بلافاصله به عراقی‌ها قدرت نداد تا عراق را بازسازی کنند، البته اگر قرار بود عراق دست‌نخورده باقی بماند.

در مورد ایران نیز، پس از یک تغییر فرضی، همین‌طور است. اگر آیت‌الله‌ها و سپاه پاسداران سقوط کنند، عواقب فوری آن آشفته خواهد بود و احتمالاً به دنبال آن یک دولت نظامی روی کار خواهد آمد - دولتی که امیدواریم به اندازه کافی دوراندیش باشد تا ببیند مردم ایران به مشورت‌های عمیق در مورد ترتیبات قانون اساسی آینده خود نیاز دارند. این تصمیم ما نیست، بلکه وظیفه ایرانیان است.

برخی می‌گویند نتیجه می‌تواند بدتر از وضع فعلی باشد. جدی؟ در حال حاضر، نتیجه در ایران نامشخص است. با این حال، اگر دوباره از جنگ خارج شود و بتواند خود را بازسازی کند، یک شکست برای ایالات متحده خواهد بود. هنوز زمان برای جلوگیری از این شکست وجود دارد. اینکه آیا آقای ترامپ می‌تواند این نکته را درک کند، حدس و گمان است.

منبع گزارش:
https://www.theglobeandmail.com/opinion/article-trump-iran-war-regime-change/

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user