پس از هفتهها تنش فزاینده، ایالات متحده - به همراه اسرائیل - حمله گستردهای به ایران، از جمله حملات علیه رهبران ایران، و همچنین حملات علیه اهداف هستهای، موشکهای بالستیک و سایر اهداف نظامی را انتخاب کرد که نشان دهنده هدف بلندپروازانه ایالات متحده برای تغییر در ایران بود. ایران بلافاصله تلافی کرد و حملاتی را علیه اهداف آمریکایی و سایر اهداف در چندین کشور منطقه انجام داد و چشمانداز یک درگیری منطقهای گستردهتر با بازتاب جهانی را افزایش داد.
سؤال ۱: پیامدهای منطقهای حملات به ایران چیست؟
پیامدهای منطقهای حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران قابل توجه است. اندکی پس از حملات مشترک، ایران مجموعهای از حملات موشکی و پهپادی تلافیجویانه را در سراسر منطقه آغاز کرد. در ابتدا ۴۰ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرد که اسرائیل تا حد زیادی توانست آنها را دفع کند. با این حال، در حمله موشکی بالستیک ایران در اول مارس درست در خارج از اورشلیم، نه اسرائیلی کشته و دهها نفر زخمی شدند که یادآوری غمانگیزی است مبنی بر اینکه دفاع موشکی اسرائیل قادر به جلوگیری از همه حملات نیست. ایران همچنین تصمیم گرفت به اهداف نظامی و غیرنظامی ایالات متحده در خلیج فارس در چندین کشور از جمله بحرین، کویت، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر حمله کند. اردن و عراق نیز از رهگیری موشکهای ایرانی خبر دادند و بندر دقم عمان در اول مارس مورد حمله پهپادی ایران قرار گرفت و این کشور را به هشتمین کشور عربی که مورد حمله ایران قرار گرفته است، تبدیل کرد.
حملات ایران پیش از این اختلالات قابل توجهی را در سراسر منطقه ایجاد کرده است. حمله ایران به ترمینالی در فرودگاه بینالمللی دبی، شلوغترین قطب هوایی جهان، آسیب رساند، در حالی که فرودگاههای ابوظبی، بحرین و کویت نیز از حملات ایران آسیب دیدند. چندین کشور حریم هوایی خود را بستهاند و خطوط هوایی سفرها را به حالت تعلیق درآوردهاند و هزاران پرواز را لغو و دهها هزار مسافر را سرگردان کردهاند. تعطیلی همزمان سه قطب هوایی اصلی خلیج فارس - دبی، ابوظبی و دوحه - بیسابقه است و پیامدهای قابل توجهی برای تجارت و حمل و نقل دارد.
ایران عملاً تنگه استراتژیک هرمز را که عبور یک پنجم تجارت جهانی نفت را تسهیل میکند، بسته است. شرکتهای کشتیرانی از این منطقه دوری میکنند و این امر منجر به اختلالاتی در حمل و نقل نفت شده است که میتواند باعث افزایش قابل توجه قیمتها هنگام بازگشایی بازارهای نفت پس از آخر هفته شود.
تصمیم تهران برای تلافی فوری علیه اهداف غیرنظامی در سراسر منطقه - از اسرائیل تا خلیج فارس - استراتژی ایران را در تلاش برای تحمیل تلفات قابل توجه به ایالات متحده و منطقه در پاسخ به حملات برجسته میکند. حملات ایران فراتر از فرودگاه دبی، یک آپارتمان در بحرین و یک هتل/منطقه خرید در دبی و مکانهای دیگر را هدف قرار داده است. تهران ممکن است محاسبه کند که اگر هزینه زیادی به منطقه تحمیل کند، کشورهای خلیج فارس برای کاهش تنش و کاهش درگیری تلاش خواهند کرد. شاید شومتر از آن، عناصر ایران میتوانند تصمیم بگیرند که اگر در آستانه فروپاشی باشد، منطقه را نیز با خود به زیر خواهد کشید. تصمیم به مسدود کردن دائمی تنگه هرمز - شریان اقتصادی ایران - برای ایران خودکشی خواهد بود، اما هزینههای هنگفتی را نیز به تولیدکنندگان انرژی منطقه تحمیل میکند.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس در حال سنجش گزینههای خود هستند. بسیاری از کشورهای خلیج فارس حملات ایران را به صراحت محکوم کردهاند؛ عربستان سعودی آنها را «تجاوز آشکار ایران» نامید، در حالی که امارات متحده عربی این حملات را «نقض آشکار حاکمیت ملی» خواند. برخی از آنها اکنون ممکن است تمایل بیشتری به اجازه دادن علنی به استفاده از حریم هوایی خود برای حملات ایالات متحده به ایران داشته باشند، در حالی که احتمال کمتری وجود دارد که این کشورها خود به این نزاع بپیوندند.
سؤال ۲: آیا نیروهای نیابتی منطقهای ایران بسیج خواهند شد؟
به نظر میرسد این لحظهای از حقیقت برای نیروهای نیابتی ایران و آنچه از «محور مقاومت» باقی مانده است، فرا رسیده است. گروههای نیابتی ایران با وجود تهدید به انجام حملات در صورت رویارویی مجدد با ایران، هنوز بسیج نشدهاند. پیش از حملات ایالات متحده و اسرائیل، گروههایی مانند شبهنظامیان حوثی یمن، حزبالله لبنان و نیروهای نیابتی تحت حمایت ایران در عراق، متعهد شدند که در صورت حمله به جمهوری اسلامی، در حمایت از ایران تلافی کنند. در حالی که این گروهها در ابتدای حملات بلافاصله پاسخی ندادند، تأیید ایران مبنی بر کشته شدن رهبر عالی آیتالله علی خامنهای میتواند برخی را به اقدام تحریک کند. به ویژه، حوثیها میتوانند حملات به کشتیرانی دریای سرخ را از سر بگیرند، جایی که توانایی حمله به کشتیهای تجاری و نظامی را حفظ کردهاند. از سوی دیگر، حزبالله - که به دلیل حمله قابل توجه اسرائیل در سال ۲۰۲۴ به طرز چشمگیری تضعیف شده است - اخیراً تمایل کمتری برای تلافی از طرف ایران نشان داده بود. به نظر نمیرسد حتی کشته شدن خامنهای این محاسبه را تغییر داده باشد. علیرغم پیوندهای دیرینه بین حزبالله و آیتاللهها در ایران - بسیاری از رهبران حزبالله، از جمله مرحوم حسن نصرالله، آیتالله خامنهای را به عنوان مرجع تقلید و رهبر مذهبی خود معرفی میکنند - واکنش حزبالله به طرز چشمگیری خاموش مانده است.
سؤال ۳: پیامدهای بلندمدتتر چیست؟
درگیری با ایران به عنوان یک لحظه تعیینکننده برای خاورمیانه با پیامدهای نسلی برای مسیر منطقه، چشمانداز بیثباتی بلندمدت را برجسته میکند. در حال حاضر، منطقه در حال ورود به دورهای از عدم قطعیت بیسابقه، از جمله بیثباتی در ایران، پیامدهای منطقهای ناشی از ناامیدی فزاینده و واکنش به این شرایط به شدت در حال تغییر از خلیج فارس و فراتر از آن است. حملات ایالات متحده/اسرائیل نشاندهنده یک تغییر تکتونیکی دیگر در منطقهای است که پیش از این در گیر و دار یک نظم در حال تغییر بوده است.
ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، تأکید میکند که ایران وارد دورهای از تغییرات قابل توجه شده است. حتی اگر جانشین بلامنازعی برای او تعیین شود، مراکز مختلف قدرت رقیب در کشور احتمالاً وارد دورهای از رقابت و رقابت شدید خواهند شد. و فروپاشی همچنان یک احتمال است که میتواند منجر به هرج و مرج داخلی و جنگ داخلی در ایران شود و تأثیرات آن میتواند شامل جریانهای گسترده پناهندگان به ترکیه و خلیج فارس باشد.
از سوی دیگر، میتوان انتظار داشت که کشورهای خلیج فارس هماهنگیهای دفاعی و امنیتی شورای همکاری خلیج فارس را تعمیق بخشند و به دنبال مصون نگه داشتن منطقه از پیامدهای مداوم ایران باشند. در درازمدت، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است به سمت یک سیستم دفاع هوایی یکپارچهتر و رسمیتر حرکت کنند. در حال حاضر، تصور اینکه کشورهای خلیج فارس به مسیر قبلی تنشزدایی با ایران بازگردند، دشوار است. به نظر میرسد تهران با حملات بیپروای خود، خلیج فارس را تحریک کرده است و شاید حتی موقت به تنشهای رو به افزایش بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی پایان دهد.
به طور گستردهتر، حملات به ایران و پیامدهای پیچیده آن، به عنوان تحولی دیگر در «لحظه حساس» خاورمیانه محسوب میشود. منطقه، ابتدا به تدریج و اکنون با سرعت بیشتر، در حال گذار از نظمی قدیمی است که منطقه را برای چند دهه گذشته تعریف میکرد، به یک خاورمیانه جدید در حال ظهور. این تغییرات قبل از حمله تروریستی ۷ اکتبر حماس آغاز شد - که خود تلاشی مخرب از سوی حماس برای جلوگیری از عادیسازی بالقوه روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل بود. جنگ متعاقب آن در غزه، انحلال نظم منطقهای غالب را با مجموعهای از تحولات تسریع و تعمیق کرد: نابودی حزبالله در لبنان، فروپاشی رژیم اسد در سوریه و اکنون تضعیف چشمگیر و فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی در ایران. بازیگران منطقهای - عمدتاً اسرائیل و کشورهای خلیج فارس - که با افزایش نفوذ خود تقویت شدهاند، نقش کلیدی در شکلدهی به خطوط کلی نظم نوظهور خاورمیانه ایفا خواهند کرد. با این حال، شکل نهایی خاورمیانه جدید به هیچ وجه قطعی نیست؛ تغییرات چشمگیر بسیاری در ماهها، اگر نگوییم سالهای آینده، در پیش است.