کاهش زمان و انرژی صرف شده برای ایران، یک هدف خوب در حوزه امنیت ملی است. برای بیش از چهل و شش سال، هر دولت ایالات متحده زمان و منابع قابل توجهی را به ایران اختصاص داده است، اما حداقل بازده را داشته است. راهبرد امنیت ملی (NSS) جدید رئیس جمهور دونالد ترامپ، در انحرافی آشکار از دولت اول او، این پویایی را منعکس میکند و تنها سه اشاره مختصر به ایران دارد، وضعیت تضعیف شده آن و آتشبس اسرائیل و ایران را برجسته میکند و اساساً اعلام مینمایدکه «مأموریت انجام شد». بخش ایران از راهبرد امنیت ملی احتمالاً منعکس کننده درگیریهای داخلی است که در طول جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران در میان حامیان رئیس جمهور مشهود بود. تندروهای سنتی اقدامات نظامی را ستودند، در حالی که محدودکنندگان نگران بودند که رئیس جمهور از تعهد خود برای پایان دادن به «جنگهای ابدی» در خاورمیانه عقبنشینی میکند. یکی از مقامات دولتی به من توضیح داد که کاخ سفید مطمئن نبود که چگونه تاکر کارلسون و مارک لوین را که دو سر طیف محدودکننده-تندرو را نمایندگی میکنند، راضی کند. پایان جنگ دوازده روزه — یک حمله در مقیاس بزرگ و یک خروج دیپلماتیک فوری — تلاشی بود برای پر کردن این شکاف با اعلام پیروزی و عبور از مسئله. متأسفانه، این احتمالاً فقط یک راه حل موقتی است، زیرا مسائل اصلی حل نشده باقی میمانند، و عبور از این مسئله به سادگیای که راهبرد امنیت ملی پیشنهاد میکند، نخواهد بود. ایران همچنان یک تهدید است. راهبرد امنیت ملی ایالات متحده درست میگوید که ایران تضعیف شده است. در بیشتر دو سال گذشته، ایران در میدان نبرد از یک شکست استراتژیک به شکست دیگر متحمل شده است. وضعیت در صحنه بینالمللی نیز بهتر نیست، جایی که سازمان ملل در ماه سپتامبر تحریمها را دوباره بر ایران اعمال کرد، یا در داخل،…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.