زمانی که رهبران ایران با ارائه حمایتهای دیپلماتیک، مهمات و هزاران پهپاد انتحاری، به جنگ روسیه در اوکراین کمک کردند، احتمالا بر این باور بودند که مسکو در زمان نیاز، این اقدام را جبران خواهد کرد. به همین ترتیب، وقتی نفت خام را با قیمتهای بسیار ارزان — با تخفیفهایی تا ۱۴ دلار در هر بشکه و صرفهجویی سالانه حدود ۷ میلیارد دلار برای پکن — به چین فروختند، احتمالاً تصور میکردند اجازه خواهند یافت برخی از همان تسلیحات درجهیکی را که پکن به سایر شرکای خود میفروشد، خریداری کنند (مانند جنگندههای مدرن، هواپیماهای هشدار زودهنگام، زیردریاییها و سیستمهای پدافندی که به پاکستان داده شد، یا موشکهای بالستیک پیشرفته و تانکهایی که به بنگلادش ارسال گشت). با این حال، علیرغم تلاشهای تبلیغاتی ایران برای به تصویر کشیدن روسیه و چین به عنوان «شرکای استراتژیک»، این علاقه در متقابل نیست. به عنوان مثال، خط تولید انبوه پهپاد شاهد که تهران به روسیه کمک کرد تا در تاتارستان بسازد، اکنون عمدتاً بدون دخالت ایران فعالیت میکند و مدلهای جدیدی که در اوکراین یافت شده، به جای موتورهای ایرانی، به موتورهای چینی مجهز شدهاند. به همین ترتیب، مسکو اکنون کره شمالی را به عنوان تأمینکننده اصلی مهمات و موشکهای بالستیک کوتاهبرد خود انتخاب کرده است. البته این معادلات میتواند به سرعت تغییر کند؛ همانطور که اخیراً مهمات پرسه زن «شاهد-۱۰۷» ساخت ایران در خطوط مقدم اوکراین ظاهر شدهاند. بر این اساس، ایالات متحده از درک عمیقتر معاملات نظامی و دومنظوره میان ایران، روسیه و چین سود خواهد برد. نه تنها برای ارزیابی دامنه فعلی و پتانسیل تهدیدات آتی، بلکه برای نظارت دقیق، بازدارندگی و در صورت لزوم، مختل کردن آنها. دیدگاههای متفاوت و محدودیتها در سالهای اخیر، ایران تلاش کرده است تا با پیوستن به سازمان همکاری شانگهای (۲۰۲۳) و بریکس (۲۰۲۴)، انعقاد قرارداد مشارکت استراتژیک جامع با چین (۲۰۲۱) و امضای معاهده…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.