مدتی طول کشید، اما شورای روابط آمریکایی-اسلامی سرانجام خشونت اعمال شده توسط روحانیون در جمهوری اسلامی ایران را که به قیمت جان ۳۰۰۰۰ معترض تمام شده است، پذیرفت. اما شورای روابط آمریکایی-اسلامی که خود را مدافع حقوق بشر در خارج از کشور و آزادیهای مدنی مسلمانان در ایالات متحده معرفی میکند، هنوز نتوانسته خشم زیادی را نسبت به این قتلهای وحشیانه که سردخانههای سراسر کشور را پر کرده است، برانگیزد. بیتفاوتی شورای روابط آمریکایی-اسلامی نسبت به خشونت در ایران زمانی آشکار شد که سخنگوی ارشد آن، ادوارد احمد میچل، در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۵ با خبرنگاران The Hill، یک رسانه خبری مستقر در واشنگتن دی سی، صحبت کرد.
در طول مصاحبه، که در آن سخنگوی شورای روابط آمریکایی-اسلامی"حرکت به سوی جنگ" دولت ترامپ را محکوم کرد، میچل اظهار داشت که "از کشتار معترضان" و "آتش زدن مساجد" نگران است و سپس ایالات متحده و اسرائیل را به خاطر حمله به ایران در ژوئیه ۲۰۲۵ محکوم کرد.
او شکایت کرد: "ملت ما تابستان گذشته به ایران حمله کرد. این حمله توسط کنگره مجاز نبود. تحریک نشده بود." میچل به جای اینکه حکومت را به خاطر قتل عام هزاران نفر از شهروندان خود پاسخگو بداند، از مرگ این معترضان به عنوان نقطه شروعی برای محکوم کردن اسرائیل و ایالات متحده به خاطر حمله به کشوری که رهبرانش دهههاست خواستار نابودی آن بودهاند، استفاده کرد.
آیدین پناهی، از مخالفان قدیمی نظام ایران، گفت: «معاون مدیر شورای روابط آمریکایی-اسلامی در این بخش از بحث، درگیر حمایت از حقوق مدنی نیست - او در حال پیشبرد یک روایت سیاسی است.» «وقتی شورای روابط آمریکایی-اسلامی استدلال میکند که «حرکت به سوی جنگ با ایران» «هیچ ربطی به محافظت از معترضان ایرانی» و «همه چیز مربوط به سرنگونی یک دشمن دولت اسرائیل» ندارد، یک نقطه بحث ژئوپلیتیکی را از نو مطرح میکند و بررسیها را از سرکوب جمهوری اسلامی دور میکند.»
شورای روابط آمریکایی-آمریکایی نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفت، زمانی که اقدام دولت ترامپ در برکناری نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، در ۳ ژانویه ۲۰۲۵ را محکوم کرد و متعاقباً او را برای رسیدگی به اتهامات قاچاق مواد مخدر به نیویورک منتقل نمود. در پاسخ به دستگیری مادورو، شورای روابط آمریکایی-اسلامی بیانیهای در حمایت از «رأی سنا در مورد اختیارات جنگی» منتشر کرد که دولت ترامپ را محکوم میکرد. شورای روابط آمریکایی-اسلامی به جای اذعان به اینکه ونزوئلاییها در خیابانها برای جشن گرفتن برکناری مادورو شادی کردند، از این رویدادها به عنوان بهانهای برای محکوم کردن بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، استفاده کرد و اظهار داشت: «اگر دولت ما واقعاً نگران اقتدارگرایان است، از تأمین مالی، نوازش و ستایش چنین رهبران سرکوبگری، از جمله امثال بنیامین نتانیاهو، دست برمیداشت.» واقعیت این است که نتانیاهو نخست وزیر منتخب مردم است و مادورو دیکتاتوری غیرمسئول بود که از ایالات متحده متنفر است.
همه اینها بخشی از یک الگوی تکرارشونده است. در حالی که سازمانهای اسلامی با انرژی برای محکوم کردن سیاست خارجی ایالات متحده و متحدانش بسیج میشوند، از بررسی علنی رژیمهای اقتدارگرا، به ویژه آنهایی که با اسلامگرایی همسو هستند یا آنهایی که علیه «غرب» همسو هستند، اجتناب میکنند.
شورای امور عمومی مسلمانان
شورای امور عمومی مسلمانان نیز از الگوی مشابهی پیروی کرد. در حالی که بیانیهای منتشر کرد که اقدامات ایالات متحده در ونزوئلا را بیثباتکننده و غیرسازنده میدانست، در مورد اعتراضات در ایران سکوت کرد. لحن آن بسیار کمتر از لحن شورای روابط آمریکایی-اسلامی تحریکآمیز بود، اما عدم تعادل اساسی همچنان پابرجا بود. در حالی که سرکوب توسط جمهوری اسلامی توجه را جلب نمیکند، مداخله ایالات متحده در آمریکای لاتین توجه را جلب میکند.
سایر نهادها
در میان نهادهای مرتبط با جماعت اسلامی، سکوت فراگیر بود. سازمانهایی مانند دایره اسلامی آمریکای شمالی، امت مسلمان آمریکای شمالی، دست یاری برای امداد و توسعه و دیگران از صدور بیانیههایی در مورد وضعیت ایران و ونزوئلا خودداری کردند. با این حال، بسیاری از رسانههای اجتماعی سازمانها در همان دوره به طور فعال آگاهی در مورد غزه را گسترش دادند و در مورد اولویتهای خود تردید ایجاد کردند و تأکید کردند که عدم اظهار نظر در مورد ایران یک انتخاب بوده است نه یک مسئله ظرفیتی.
یکی از چهرههای برجسته، عمر سلیمان، رئیس موسسه یقین است که تقریباً هر روز در مورد غزه مطلب منتشر میکرد. از ابتدای سال، او مطالب زیادی در مورد وضعیت غزه منتشر کرده است، در حالی که فاجعهای که در ایران در حال وقوع است را به طور کامل نادیده گرفته است.
در حالی که یقین خود را به عنوان مرجع اخلاقی مسلمانان آمریکایی معرفی میکند، رهبری آن چشم خود را بر اعتراضات علیه جمهوری اسلامی میبندد و در عوض اسرائیل خاورمیانه را مورد انتقاد قرار میدهد. این انتقاد همچنین در پاسخ به جنجال ونزوئلا متوجه دولت ترامپ شد و از رئیس جمهور ترامپ به عنوان "تروریست کت و شلواری" یاد کرد. در مجموع، سلیمان در حالی که به رهبران ایران امتیاز میدهد، به سیاست خارجی ایالات متحده حمله میکند.
گستردهترین واکنشها به رویدادهای ایران و ونزوئلا از سوی اندیشکدهها و چهرههای حامی اسلامگرا بود، جایی که انتخابهای چارچوببندی صریحتر بودند. داون، یک سازمان مدافع حقوق بشر با تمرکز بر خاورمیانه، بیش از دو هفته هیچ بیانیه رسمی در مورد ایران صادر نکرد، تا اینکه در مقالهای که در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شد، این سکوت را شکست. با این حال، در اولین جمله خود، طرح رئیسجمهور ترامپ برای اقدام نظامی را غیرقانونی خواند و بعداً انکار کرد که ایالات متحده به دلیل «تهاجم غیرقانونی به ونزوئلا» و کمک و همدستی در «نسلکشی در فلسطین» از هرگونه صلاحیت اخلاقی برخوردار است.
با این وجود، سارا لیا ویتسون، مدیر اجرایی داون، این خلا را با انبوهی از پستهای شخصی در رسانههای اجتماعی پر کرد. او در پاسخ به تهدید ترامپ مبنی بر مداخله در صورت سرکوب خشونتآمیز، نگرانی او در مورد حقوق بشر ایران را به عنوان «تظاهری مضحک» رد کرد و در عوض استدلال کرد که تحریمهای ایالات متحده - نه نظام - منبع اصلی رنج ایرانیان هستند.
در پستهای ویتسون در مورد وقایع ایران، هیچکدام از معترضان حمایت نکردند و هیچکدام نظام را محکوم نکردند. در عوض، او تقریباً منحصراً بر تقصیر غرب تمرکز کرد. این چارچوببندی در واکنش او به برکناری مادورو نیز تکرار شد. او این اقدام را تجاوز و نقض قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل توصیف کرد. با این حال، او به طور معناداری در مورد نقض قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل توسط مادورو، مانند اعدامهای خودسرانه و قتل غیرنظامیان، بحث نکرد. علاوه بر این، او تلاشی برای زمینهسازی وضعیت یا ارائه برخی نکات ظریف نکرد.
سابقه او، ریشههای دیدگاه او را به خوبی روشن میکند. او پیش از رهبری داون، سالها به عنوان یکی از چهرههای ارشد دیدهبان حقوق بشر خدمت کرد. در آنجا، او به دلیل تمرکز نامتناسب بر تخلفات اسرائیل، در حالی که سوءاستفادههای بسیار بدتر توسط کشورهایی که بسیار اقتدارگراتر هستند را کماهمیت جلوه میداد، با انتقادات مکرری روبرو شد. رویکرد گزینشی او را میتوان به عنوان بررسی تهاجمی اقدامات ایالات متحده و متحدانش و در عین حال خویشتنداری در هنگام دخالت رژیمهای اسلامگرا یا ضد آمریکایی توصیف کرد.
نایاک
به همین ترتیب، شورای ملی ایرانیان آمریکا محکومیت بیشتری برای ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی داشت. در اولین بیانیه خود در مورد اعتراضات، به طور خلاصه با ایرانیان ابراز همبستگی کرد و از ایران خواست تا خشونت را متوقف کند. با این حال، بخش عمده بیانیه بر هشدار علیه مداخله خارجی و سرزنش ایالات متحده برای وقوع اعتراضات متمرکز بود و ادعا میکرد که "ایالات متحده نقش کلیدی در فقیرسازی ایرانیان داشته است."
نیاک صراحتاً ونزوئلا را به عنوان یک داستان هشدار دهنده ذکر کرد. با این استدلال که دخالت خارجی در آنجا شرایط را بدتر کرده است، نارضایتیهای ایران را تصدیق کرد، اما مسئولیت ایران را به حداقل رساند و توجه را به سمت گزینههای سیاست ایالات متحده معطوف کرد. این روایتی را تقویت میکند که در آن اقدامات غرب به عنوان منبع اصلی رنج در کشور به تصویر کشیده میشود.
این لحن بدون تغییر باقی مانده است، حتی با وجود اینکه هزاران معترض که به دنبال مراقبتهای پزشکی در بیمارستانهای شلوغ ایران هستند، توسط نیروهای ایران در تختهای بیمارستان خود اعدام میشوند. در نامهای که در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ ارسال شد، نیاک از رئیس جمهور ترامپ خواست تا «تلاشهای جدی» را در مورد «اصلاحات سیاست تحریمها که میتواند به نفع مردم عادی ایران باشد» بررسی کند. اگرچه این ممکن است این تصور را ایجاد کند که نیاک به مردم عادی ایران اهمیت میدهد، اما بدون شک حکومت و نزدیکانش را تقویت خواهد کرد.
چهرههای برجستهای مانند دانیل حقیقتجو ادعا کردند که اعتراضات ایران توسط موساد سازماندهی شده است. به طور خاص، او ادعا کرد که این آژانس «در حال ایجاد حواسپرتی است تا بتواند داراییهای خود را به کار گیرد» و در نتیجه هرگونه مشروعیت مخالفت داخلی را رد کرد. لفاظیهای اعمال شده در مورد ونزوئلا نیز مشابه بود. او اقدامات ایالات متحده در آنجا را به عنوان تجاوز امپریالیستی خالص و ساده به تصویر کشید و گفت: «جایگاه اخلاقی آمریکا یک دارایی بسیار حیاتی است که دارد و ترامپ اساساً آن را کنار گذاشته است.»
نتیجه این است: در حالی که ایرانیان بزرگترین اعتراضات را در سه سال گذشته برگزار کردند، سازمانهای اسلامگرای مستقر در ایالات متحده و متحدان سکولار آنها تا حد زیادی در مورد سوءاستفادههایی که شهروندان ایرانی تحت حکومت اسلامگرا متحمل شدهاند، سکوت کردند. در همین حال، همه آنها اقدامات ایالات متحده در ونزوئلا و حمایت از اسرائیل را محکوم کردند و آمریکا را به امپریالیسم و رفتار غیرقانونی متهم کردند.
این به یک الگوی آشنا اشاره دارد. سازمانهای اسلامی مستقر در ایالات متحده به راحتی اقدامات آمریکا در خارج از کشور را محکوم میکنند، اما به ندرت با سوءاستفادههای انجام شده توسط رژیمهای اسلامگرا یا ضد غربی مقابله میکنند. نتیجه، یک مدل حمایتی است که کمتر با اصول جهانی و بیشتر با تعامل گزینشی تعریف میشود.
