دولت بریتانیا در ابتدا درخواست دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای استفاده از پایگاههای نظامی خود در حمایت از جنگ با ایران را رد کرد. اما در اول مارس، نخست وزیر، سر کییر استارمر، اعلام کرد که در نهایت اجازه استفاده از پایگاههای نظامی بریتانیا مانند پایگاه هوایی سلطنتی فیرفورد در بریتانیا و پایگاه خارج از کشور در دیگو گارسیا را خواهد داد. این امر به اقدامات «دفاعی» علیه موشکها و پهپادهای مستقر در ایران محدود خواهد شد. طبق گزارشها، این امتیاز محدود با واشنگتن و مطابق با دیدگاه لندن در مورد مسائل حقوقی مربوطه مذاکره شده است.
در تمام این مدت، نخست وزیر قاطعانه گفته است که بریتانیا در حمله اولیه ایالات متحده و اسرائیل شرکت نکرده است و این موضوع همچنان پابرجاست. او استدلال کرد که بریتانیا، تحت رهبری او، هرگز بدون مبنای قانونی به جنگ فکر نخواهد کرد. به نظر میرسد این گزارشها را تأیید میکند که دادستان کل بریتانیا ممکن است توصیه کرده باشد که عملیات ایالات متحده و اسرائیل مطابق با قوانین بینالمللی نیست.
تعداد کمی از کشورها حاضر به اعلام عمومی این موضوع بودهاند. و برخی از آنها حملات را تأیید کردهاند. اما دبیرکل سازمان ملل متحد تأیید کرده است که حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، ممنوعیت اساسی استفاده از زور را نقض میکند. این دیدگاه به طور گسترده در میان جامعه کارشناسان حقوقی مشترک است.
و برخی از دولتها اکنون در حال دفاع از نظم حقوقی بینالمللی هستند، از جمله اسپانیا و فرانسه، و کانادا نیز با تأخیر به آن پیوسته است.
کشورها همچنین به طور معمول از استفاده از پایگاههای خارجی در خاک خود برای عملیات تهاجمی خودداری میکنند. آنها حتی حق پرواز بر فراز خاک خود را توسط نیروهای خارجی که به سمت یک عملیات نظامی بحثبرانگیز میروند، رد میکنند.
رعایت قوانین بینالمللی برای بریتانیا اختیاری نیست. طبق قانون وزارتی، اعضای دولت، از جمله نخستوزیر، «وظیفه اصلی رعایت قانون، از جمله قوانین بینالمللی و تعهدات معاهدهای» را دارند.
پس چگونه دولت بریتانیا تلاش میکند بدون اینکه به یکی از طرفین جنگ علیه ایران تبدیل شود، دایره حمایت معتبر از متحدان منطقهای خود را پر کند؟
استدلالهای حقوقی پیچیده بریتانیا
تعریف سازمان ملل از تجاوز تأیید میکند که یک کشور نباید اجازه دهد «سرزمینی که در اختیار یک کشور دیگر قرار گرفته است توسط آن کشور دیگر برای ارتکاب عمل تجاوز علیه یک کشور ثالث استفاده شود».
با این حال، صرفاً اجازه استفاده از پایگاهی در خاک بریتانیا برای اقدام خصمانه علیه یک کشور ثالث، لزوماً به معنای اقدام تجاوزکارانه نیست. ممکن است نیاز به دخالت عمیقتری باشد.
با این حال، با تسلیم شدن به درخواست اولیه ایالات متحده، بریتانیا در معرض خطر پذیرش سهمی از مسئولیت حقوقی بینالمللی برای حملات علیه ایران قرار میگرفت.
ایران در پاسخ به حملات ایالات متحده، حق دفاع از خود را مطرح کرد و اعلام کرد که «تمام پایگاهها، تأسیسات و داراییهای نیروهای متخاصم در منطقه، در چارچوب اعمال قانونی دفاع از خود توسط ایران، به عنوان اهداف نظامی مشروع در نظر گرفته میشوند.» با این حال، این امر تنها در صورتی قانونی خواهد بود که این تأسیسات در خاک کشورهای ثالث واقعاً درگیر درگیری باشند.
کشورهای منطقهای که میزبان پایگاههای ایالات متحده هستند، قاطعانه ادعا میکنند که اجازه حمله به ایران از این پایگاهها را ندادهاند. در واقع، چندین کشور سعی کردند ایالات متحده را از همان ابتدا از انجام این عملیات منصرف کنند. با وجود این تلاشها، ایران به بسیاری از همسایگان خود در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، کویت، عمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عراق حمله کرده است. بنابراین، ایران خود مرتکب یک اقدام تجاوزکارانه علیه این کشورهای منطقه شده است - اقدامی که با ماهیت بیملاحظه حملات تشدید شده است.
در حالی که بریتانیا در حمله اولیه به ایران شرکت نکرد، استارمر گزارش داده است که از زمان شروع درگیری، «هواپیماهایی در آسمان» داشته است تا به رهگیری موشکها و پهپادهایی که علیه متحدان منطقهای هدایت میشوند، کمک کند.
بریتانیا میتواند در صورتی که ایران گروههایی از شهروندان بریتانیایی را در خلیج فارس هدف قرار دهد، به ویژه به این دلیل که آنها شهروند بریتانیا هستند، به حق خود برای دفاع از خود تکیه کند. بریتانیا همچنین طبق قوانین بینالمللی حق دارد پاسخی محدود و متناسب به حمله پهپادی آشکار ایران به پایگاه نظامی خود در آکروتیری، قبرس، که قلمرو حاکمیتی بریتانیا است، بدهد. با این حال، به نظر میرسد بریتانیا تمایلی به انجام چنین اقدامی ندارد، شاید برای جلوگیری از ورود به یک درگیری مستقیم و تشدیدکننده با ایران.
دادستان کل بریتانیا در خلاصه توصیه خود توضیح داد که «بریتانیا علاوه بر دفاع از خود و موقعیت خود در منطقه، در دفاع از خود جمعی از متحدان منطقهای که درخواست حمایت کردهاند، عمل میکند». با این حال، این نوعی دفاع غیرفعال را توصیف میکند که در آن تلاش میشود موشکها و پهپادها هنگام نزدیک شدن به کشورهای خلیج فارس رهگیری شوند. نیروهای بریتانیا در حمایت از کشورهای خلیج فارس، دفاع فعالی علیه تأسیسات موشکی «در مبدا» در ایران انجام نخواهند داد. در عوض، به ایالات متحده اختیار داده شده است که با استفاده از پایگاههای بریتانیا این کار را انجام دهد.
مشخص نیست که آیا این بدان معناست که ایالات متحده این کار را تحت مجوز بریتانیا انجام میدهد، به عبارت دیگر، برای اجرای حق لندن برای دفاع جمعی از خود در کمک به کشورهای خلیج فارس اقدام میکند - یا اینکه ایالات متحده به تنهایی در دفاع از آنها اقدام میکند.
یک تمایز ظریف
به نظر میرسد این رویکرد پیچیده بریتانیا، تمایز بین جنگ غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و کمپین قانونی بریتانیا برای دفاع از متحدان منطقهای در برابر حملات ناموجه ایران با استفاده از داراییهای ایالات متحده که از پایگاههای بریتانیا فعالیت میکنند را محو میکند.
بریتانیا در تلاش است تا با اشاره به اینکه قوانین سختگیرانهای برای اطمینان از اینکه پایگاههای بریتانیا فقط برای حمله به «تأسیسات موشکی در ایران که در حمله به متحدان منطقهای نقش داشتهاند» استفاده میشوند، این تمایز را تقویت کند. اما ممکن است واقعبینانه یا عملی نباشد که در هر مورد مشخص شود کدام تأسیسات موشکی ایران متحدان منطقهای را هدف قرار دادهاند یا به عبارت دقیقتر، کدام یک در آینده این کار را انجام خواهند داد. احتمالاً برخی از آنها برای حمله به نیروهای اسرائیل و ایالات متحده و کشورهای منطقهای استفاده شدهاند. ایران مطمئناً با این تمایز متقاعد نخواهد شد. مقامات آن قادر نخواهند بود تشخیص دهند که کدام حملات ایالات متحده از پایگاههای بریتانیا با هدف محافظت از متحدان منطقهای بریتانیا انجام میشود و کدامها بخشی از کمپین تهاجمی کلی ایالات متحده برای مطیع کردن دولت آن است.
دادستان کل اضافه میکند که پایگاههای بریتانیا فقط میتوانند برای حمله به تأسیسات موشکی مورد استفاده ایران علیه «کشورهایی که قبلاً در این درگیری دخیل نبودهاند» استفاده شوند. به عبارت دیگر، طبق این تمایز، غیرممکن است که هواپیماهای آمریکایی که از پایگاههای بریتانیا پرواز میکنند، برای محافظت از نیروهای آمریکایی در منطقه یا برای محافظت از اسرائیل در برابر حملات متقابل به ایران حمله کنند.
خلبانان آمریکایی که از پایگاههای بریتانیا پرواز میکنند، ممکن است پذیرش این موضوع را که فقط میتوانند با سلاحهای تهاجمی ایرانی که کشورهای خلیج فارس را تهدید میکنند، مقابله کنند، اما نمیتوانند با سلاحهایی که نیروهای خودشان را در بحبوحه یک درگیری مرگبار و زنده تهدید میکنند، مقابله کنند، دشوار بیابند.
احتمالاً، منطق حقوقی تا حدودی پیچیده دولت بریتانیا به منظور تسهیل اقدام ایالات متحده به دستور متحدان نزدیک منطقهای و کاهش خشم دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، از اینکه در ابتدا از استفاده از پایگاههای بریتانیا محروم شده بود - بدون اینکه خیلی به سمت تبدیل شدن به یکی از طرفین درگیری که فاقد مبنای قانونی است، سوق داده شود.
در حقیقت، با این حال، حسن تعبیر اینکه بریتانیا از آغاز درگیری «هواپیماهایی در آسمان» داشته است، واقعاً بر یک واقعیت غلبه نمیکند.
ورود به صحنه درگیری و سرنگونی پهپادها و موشکهای ایرانی که به طور غیرقانونی متحدان منطقهای را هدف قرار میدهند، ممکن است قابل ستایش باشد. اما به یک معنا، انجام این کار، بریتانیا را از قبل به یکی از طرفین درگیری تبدیل میکند - حداقل درگیری بین ایران و آن کشورهای منطقهای - هر چقدر هم که نقش بریتانیا تدافعی باشد. علاوه بر این، اگر کشورهای خلیج فارس تصمیم بگیرند که با حمله به ایران، همانطور که حق دارند، پاسخ دهند، بریتانیا میتواند در دفاع فعالتری درگیر شود.
با وجود ظرافت حقوقی خوبی که در پس آن نهفته است، تصمیم استارمر به طور بالقوه حفظ تمایز بین مشارکت در دفاع از خود و متحدانش و مشارکت در درگیری اصلی بین ایران و ایالات متحده و اسرائیل را برای بریتانیا کمی دشوارتر میکند.